شعر روز/۳

خطبه بهاری

|
۱۳۹۳/۰۵/۰۶
|
۱۵:۳۹:۴۵
| کد خبر: ۲۰۷۳۱۳
خطبه بهاری
ایا بهار، الا ای مسیح تازه‏ نفس، که مردگان نباتی را به یمن معجزه‏ ای، رشک زندگان کردی...

بهار با نفس گرم بادها آمد
زمین، جوانی ازو جست و آسمان ازو
گلوی خشک درخت چنان فشرده شد از بغض دردناک بلوغ
که برگ، سر به در آورد چون زبان ازو

بنفشه، بوی سحرگاه خردسالی را
به کوچه‏های مه‏آلود بی‏چراغ آورد
نگاه نرگس همزاد خاکی خورشید
به راه خیره شد و صبح را به باغ آورد

طلای روز در آیینه‏های جوی چکید
چمن ز روشنی و آب، تار و پود گرفت
شکوفه‏ها همه چون پیله‏ها شکافته شد
هوا لطافت ابریشم کبود گرفت

ایا بهار، الا ای مسیح تازه‏نفس
که مردگان نباتی را به یمن معجزه‏ای، رشک زندگان کردی
نهال لاغر بیمار را شفا دادی
درخت پیر زمین‌گیر را جوان کردی

ایا بهار، الا ای بشیر تازه‏ی طور
ایا پیمبر فصل!
تو، ای که آتش نارنج را ز شاخه‏ی سبز
به یک نسیم، برافروزی و برویانی

سپس به حکم عصایی که سرسپرده‏ی توست
شکاف در دل امواج نیل شب فکنی
که تا قبیله‏ی خورشید را بکوچانی

مرا به وادی سرسبز خردسالی بر
مرا به خامی آغاز زندگی بسپار
ایا بهار، الا ای بشیر تازه‏ی طور
ایا بهار، الا ای مسیح سبز بهار...

* از مجموعه از آسمان تا ریسمان زنده ‏یاد نادر نادرپور

نظر شما
پرونده ویژه