پروفسور باهر از هپروت آرمانی می‌گوید:

آرزوهایی که در معرض نابودی قرار دارند/جوان‌های ما بلاتکلیف هستند

|
۱۳۹۳/۰۵/۱۰
|
۱۵:۲۰:۲۷
| کد خبر: ۲۰۷۴۰۰
آرزوهایی که در معرض نابودی قرار دارند/جوان‌های ما بلاتکلیف هستند
جوان‌ها در فضایی قرار دارند که رشته‌های غیرکاربردی می‌خوانندومطابق آنچه دوست دارد کار نمی کند،جوان امروز ما عطش دارد وفکر میکند خارج ازایران برایش فرش قرمز پهن کرده اند.

جوانان ما در فضایی که هنوز تحصیلات در رشته های غیرکاربردی زیاد است و هر کس مطابق آنچه که دوست دارد و میخواهد نمیتواند تحصیل کند، این می شود که در یک فضای بی هویتی قرار می گیرد و در نهایت به آنچه که لیاقت دارد نمی رسد. خیلی کم پیش می آید که کسی درست به آنچه که می خواهد برسد و این شد که پروفسور حسین باهر، جامعه شناس در این باره به خبرنگار سرویس سلامت جوان خبرگزاری برنا گفت: مراجعانی که به ما مراجعه می کنند، معمولا به چند گروه جوان‌های شهرستانی، تهرانی، دختر و پسر، مرفه و غیر مرفه، خیلی کلاسیک و خیلی مدرن تقسیم می شوند.

وی در ادامه افزود: جوانهای ما 4 رکن دارند که بابت اینها بلاتکلیف هستند. خود درگیری، خانواده درگیری، حلق درگیری و خدادرگیری.

باهر همچنین توضیح داد: خود درگیری یعنی یک جوان دچار مشکل بی هویتی است، خانواده درگیری یعنی درگیری با مشکلات فرهنگی و اینکه از تحصیل تا ازدواج پشت سر هم صورت می پذیرد، حلق درگیری مشکلاتی است که یک جوان با جامعه دارد و خدادرگیری در رابطه با مشکلات خدا و اعتقاداتی است که با خدا دارد.

این جامعه شناس تصریح کرد: دوران تحصیل یک جوان پر از سوال است، نمی داند تحصیل کند یا نه بالاخره به جوانهای فامیل نگاه می کند که چه کرده اند که تصمیم بگیرد ازدواج کند یا نکند؟ کار کند یا نکند؟ تحصیل کند یا نکند؟ همه آنها دنبال این هستند که بروند خارج یا نه؟ کدام دانشگاه بورس می دهد یا نمی دهد؟

وی همچنین ادامه داد: جوانهای ما خودشان شخصیت ندارند، جوان امروز ما مانند یک کوزه خالی است که از هر چیزی میتواند پر بشود. بستگی به این دارد که در معرض چه چیزی قرار دارد! جوان امروز ما فکر می‌کند که ایران جهنم است و خارج از ایران بهشت! جوانها به سمت هپروت آرمانی خودش پیش می رود.

باهر ادامه داد: جوان امروز ما عطش دارد! فکر می‌کند آنجا برایش فرش قرمز پهن کرده اند! به امید دانشگاه می رود اما سر از جاهای دیگری در می آورد.

ایشان در ادامه با اشاره به اینکه 65 درصد دانشجویان ما دختر هستند که در رشته های بی خود و غیر کاربردی تحصیل می کنند، افزود:  اگر ما اسم رشته‌ای را علوم انسانی گذاشته ایم پس باید انسان سازی در کار باشد! در صورتی که داشجویانی که فارغ‌التحصیل می شوند چه در حوزه اقتصاد، چه در حوزه حقوق، و یا خیلی از رشته های دیگر هیچ چیز نمی دانند! آنها متن هایی را می‌خوانند که ترجمه متن های 30 تا 40 سال قبل کشورهای اروپایی است.

وی در پایان خاطرنشان کرد: در جامعه ما انسانهای کار بلد وجود دارند اما یا به این انسانها بها داده نمی شود یا کار به دست کاربلدان سپرده نمی شود. باید این 35 سال را در نظر بگیریم. جوانی که اول انقلاب به دنیا آمده باشد الان 35 ساله است، اما باید در نظر داشت که ما در این 35 سال برای این جوان چه کرده ایم؟ اگر راه کاربردی بوده یا نبوده است، بفهمیم و ببینیم در ادامه چه باید کرد.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه