تنها با یک شمع منتظرم باش

|
۱۳۹۳/۰۵/۰۷
|
۱۷:۱۵:۰۰
| کد خبر: ۲۰۷۵۳۰
تنها با یک شمع منتظرم باش
سال بعد ... کنار کوچه های دلتنگ ... کنار درب بی حوصلگی، کنار دستهای به گناه آلوده ام، کنار تمام خاموشی ها ... تنها با یک شمع منتظرم باش.

30 روز نزدیکتر به تو، 30 روز برای تو و 30 روز برای چشم پوشی از تمام گناهان...
اگر به پای حرفم ماندم اراده تو بود

اگر تمام سختی ها را به جان خریدم برای 11 ماهی بود که هیچ خبری از دلتنگی هایم ندارم فقط میخواهم کنارم باشی

خدا ... تو را به نام مقدست، غم ها را از تمام سرنوشتم پاک کن! نه ... پاک نمی شوند اما تو کنارم باش که سهل باشند

خدا ... هوایم را داشته باش ... برای تمام روزهای تنهایی و بی کسی... بگذار خیالم جمع باشد که کسی هست معنای تمام دل آشوبه هایم را بفهمد

که کسی هست در نبود هیچ کس اشک از گونه هایم بزداید
و کسی هست که تمام من است ...

ای قلب نشات گرفته از نور ... ای چشمهای شسته شده از گناه
ای روزهای سرشار از بی نیازی
بگذارید حساب کنم از همین سی روز
کدام روزتان را باید به کدام ماه سال قرض داد که تمام عطرش بپیچد...

ماه سی روزه خوشبختی...
هزار سال را در خودت جا دادی که چه؟
کدام شب و کدام روز به تو برگردم و دلم نگیرد برای هزار سال پاک و بی آلایش سر به آستان تو نهادن؟
کدام لحظه به تو برنگردم و دلم نگیرد برای لحظه ای پروانه شدن خودم در آستان نور تو

ماه ساده من کدام شب به سر چاه بروم و علی را نبینم؟ ذوالفقار را؟ تقدیر را؟
کدام ساعت به لحظه ای فکر نکنم که همانند یک نوزاد پاک و بی آلایش از آغوش تو بیرون آمدم...؟
باید برای برگشتنت اصرار کنم که نمی شود و یا تا سال دیگر صبر ... که هستم یا نیستم؟

روزگار خوب بی آلایش زیستن ها... روزگار درک یتیمان کوفه... روزهای صبر زینب... روزهای نبود فاطمه...

ای روز به خون نشسته محراب خدا
تو را به همین لحظه های آخر عیدانه ات
تو را به همین ساعتهای غریب دلدادگی
تو را به همین فضای نورانی افکارم
تو را به همین ثانیه های الغوث الغوث
تو را به همین درک لحظه های بی پدری

سال بعد ... کنار کوچه های دلتنگ... کنار درب بی حوصلگی، کنار دستهای به گناه آلوده ام، کنار تمام خاموشی ها ... تنها با یک شمع منتظرم باش

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر