تبیین جامعه شناختی نقش فرهنگ حجاب و عفاف در ترویج سبک زندگی اسلامی

|
۱۳۹۳/۰۵/۱۲
|
۱۲:۴۰:۴۱
| کد خبر: ۲۰۸۱۱۹
تبیین جامعه شناختی نقش فرهنگ حجاب و عفاف در ترویج سبک زندگی اسلامی
عدم رعایت حجاب ، بیشترین اثرمنفی را بررفتار وفرهنگ عمومی ، به خصوص جوانان ونوجوانان داشته ونقش مستقیمی درافزایش آسیب ها، جرایم وآشفتگی هایی نظیرمزاحمت های خیابانی دارد.

به گزارش خبرگزاری برنا از لرستان ، جامعه ایرانی درطول چند دهه اخیر، شاهد تغییراتی قابل توجه وشگرف درعرصه‌های مختلف بوده است.
درگذشته‌های دور، هریک ازاین تغییرات، دردوره‌های تاریخی طولانی وبرخی ازآن‌ها نیز، با سپری شدن تجربه‌های یک نسل رخ داده، اما طی دوران اخیر، تغییرات اجتماعی، به صورتی پی درپی وبسیارسریع اتفاق افتاده‌اند.

ازسوی دیگر، جهان معاصر نیزصحنه تغییرات سریع، مداوم وسرسام آوری است که آن را ازتمام دوره‌های گذشته زندگی اجتماعی بشرمتمایز می‌کند.
 
پیامد‌ها وآثار ««جامعه ارتباطی جدید»» مبتنی برفناوری‌های نوشونده، به قدری زندگی اجتماعی را تحت تاثیرقرارداده‌اند که سرعت آن‌ها، به کارگیری تدابیرجدید، روش‌های نوین وبازنگری دربسیاری از شیوه‌ها وپیش فرض‌های حیات اجتماعی را ضروی ساخته است.

در شرایط جدید، بقاء وحضور درصحنه‌های گوناگون زندگی اجتماعی، توجه وعنایت خاص به ۳ اصل کلی زیررا اجتناب ناپذیر می‌سازد.

۱- پذیرش تغییرات وشتاب آن، به عنوان یک پدیده اجتماعی جدید و واقعی درزندگی انسان‌ها. ۲- تلاش برای شناخت وتبیین ماهیت، چگونگی وچرایی آن. ۳- کوشش متفکرانه وعالمانه برای برنامه ریزی ومدیریت این تغییرات درحوزه‌های مختلف اجتماعی.

تخطی ازهنجارهای اجتماعی وفرهنگی درامور وشیوه زندگی، تبعات خاص وعواقب مخصوص به خود را به همراه دارد.

این عوارض وتبعات،‌گاه چنان عمیق وتاثیر گذار هستند که بسیاری از فرایندهای اجتماعی ر انیز تحت تاثیر قرار می‌دهند.

ازجمله این امور می‌توان به مقوله پوشش درجامعه اشاره کرد. استفاده ازاشکال غیر متعارف وغیرعادی پوشش درجامعه، پدید آورنده معضلات ومسایلی خواهد شد که هزینه‌های اجتماعی قابل توجهی را به دنبال خواهد داشت.
 
براساس تحقیقات انجام شده، عدم رعایت حجاب، بیشترین اثرمنفی را بررفتار وفرهنگ عمومی، به خصوص جوانان ونوجوانان داشته ونقش مستقیمی درافزایش آسیب‌ها، جرایم وآشفتگی‌هایی نظیرمزاحمت‌های خیابانی وفساد اخلاقی داشته به طوری که این مزاحمت‌ها واذیت وآزار‌ها به حدی امنیت ذهنی وعینی بانوان عزیز را به مخاطره انداخته که با واکنش‌های متفاوتی ازسوی آنان مواجه گشته است.

ترویج مدهای ماهواره‌ای مغایربا فرهنگ بومی وهنجارشکن، به علاوه وجو دزمینه‌های روان‌شناختی عده‌ای خاص برای پذیرش آن‌ها، منجربه حضور افرادی درجامعه با لباس وپوشش نمایش گرایانه متضاد با شئوون شهروندی، عرف اجتماعی وفرهنگ وباور دینی گردیده است.

تبیین جامعه‌شناختی پدیده بدحجابی: یکی از رویکردهای مطرح در زمینه تبیین انحرافات اجتماعی، رویکرد گزینش عاقلانه است. طبق یکی از نگاه‌های جدید در این رویکرد، رابطه منحرفانه و کجروانه به منزله بازار انحراف و جرم است که مشتمل بر تقاضا و عرضه می‌باشد.
 
بر طبق برداشت‌های جدید، فرد منحرف در بخش تقاضا قرار دارد و فرد بزه دیده به هیچ وجه در این جریان، منفعل و بی‌تأثیر نیست بلکه با قرار گرفتن در بخش عرضه، فعالانه در شکل گیری عمل منحرفانه شرکت می‌کند.

این مدل تحلیل، در مورد انحرافات اجتماعی و اخلاقی ناشی از عدم رعایت حجاب صحیح کاربرد دارد و مستلزم سیاست‌های کنترلی متناسب با خود است. اگر با این رویکرد به تحلیل برخی متون دینی (آیات مربوط به حجاب) بپردازیم، شاهد تأیید این مدل در این آیات خواهیم بود و تشریح حجاب به منزله یک سیاست کنترلی، به خوبی در این مدل معنا می‌یابد.

موضوع بدحجابی در جامعه ما از اموری است که ذهن بسیاری را در جامعه ازجمله خانواده‌ها ونهادهای آموزشی را به خود مشغول داشته است.
 
تلقی بدحجابی به عنوان امری نابهنجار و نامطلوب نشانگر این است که ذهنیت فرهنگی و دینی ما برای بدحجابی آثار و تبعات نامطلوبی قائل است و به تعبیر دیگر، آن را علت برخی پدیده‌های نامطلوب دیگر در جامعه می‌انگارد.

در این مقاله با مروری کوتاه بر نظریه‌های علمی ارائه شده در زمینه تبیین (علت یابی) انحرافات و ناهنجاری‌های اجتماعی و سیر تحول آن نظریه‌ها، جدید‌ترین نظریه‌ها، دراین حوزه را تشریح خواهم نمود.

اما پیش از بیان نظریه‌های مطرح در این زمینه، در ابتدا لازم است، مفاهیم اصلی موضوع بحث مورد کنکاش قرارگیرد.

معنی‌شناسی بدحجابی: ه‌مان گونه که از ترکیب لفظی این مفهوم برمی آید، برای تعریف بدحجابی بهتر است، در ابتدا حجاب و حدود آن مشخص گردد و از آنجا که هدف دستیابی به اصطلاح شرعی این مفهوم است، باید دید که حجاب علاوه بر معنای لغوی، در شرع اسلام چه معنایی دارد.

از نظر لغوی حجاب به معنای پوشیدن، پرده و حاجب به کار رفته و در هیچ موردی اصالتاً به معنای نوع، سبک پوشیدن و نوع سبک لباسی که پوشیده می‌شود، اطلاق نشده است.

در اصطلاح فقهی نیز برای رساندن معنای پوشش زنان، از لغت حجاب استفاده نشده ونمی شود، بلکه از لغت «سَ‌تر» که به طور دقیق، در معنای پوشش و پوشاندن است، استفاده می‌شود.
 
در مورد میزان و مقدار پوشش بدن که در شرع اسلام برای زنان واجب شمرده شده است، با نگاهی به رساله‌های عملیه مراجع تقلید می‌توان دریافت که حجاب صحیح و واجب برای زنان عبارت است از، پوشانیدن تمام بدن به جز قرص صورت و دو دست (از مچ دست به پایین).

اما این تعریف فقهی تعریف حداقلی است به سخن دیگر، برطبق رویکرد عالمان ژرف اندیش دینی، با تأمل دقیق در منابع آموزه‌های دینی، می‌توان از جنبه‌های فردی این حکم فرا‌تر رفت و به ابعاد اجتماعی این رفتار متوجه گردید.‌‌

همان گونه که استاد شهید مرتضی مطهری خاطرنشان ساخته است: «پوشش وحجاب زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‌گری وخودنمایی نپردازد.» بنابراین، مقصود از حجاب اسلامی، آن نوع پوششی است که دارای این دو ویژگی باشد: ۱- حدود شرعی پوشش در آن رعایت شده باشد. ۲- با خودنمایی وجلب نظر نامحرمان همراه نباشد.
 
طبق این تعریف، حجاب امری نیست که صرفاً به موضوع پوشش مرتبط باشد، بلکه امری رفتاری نیز هست.

با روشن شدن مفهوم حجاب، تصور جامع تری از بدحجابی در ذهنمان شکل می‌گیرد. بدحجاب فقط کسی نیست که حد واجب حجاب شرعی را رعایت نمی‌کند؛ ممکن است کسی این حدود را کاملاً رعایت کند ولی در عین حال وضع ظاهرش، نوع رفتارش با مردان، نوع سخن گفتنش، نوع راه رفتنش، حتی نوع نگاهش به افراد و اطرافش و در یک کلام، نوع رفتار ارتباطی او در اجتماع به گونه‌ای باشد که «زبان دار» باشد، یعنی با زبان بی‌زبانی توجه نامحرمان را به خود جلب نماید.

تذکر این نکته لازم است که ویژگی خودنمایی و به تعبیری، زباندار بودن رفتار و پوشش، ربطی به آگاهی و قصد فاعل رفتار یا پوشش ندارد و ممکن است این جلب نظر غیرآگاهانه و غیرعمدی باشد.
 
زن از دیدگاه مکاتب غربی واسلام با نگاهی موشکافانه در نظریات مکاتب غرب و احکام دین اسلام می‌توان به این نتیجه رسید که فرق فاحشی بین حقوق زن در اسلام و آنچه که در مکاتب، ادیان و جنبش‌های حقوقی و اجتماعی مطرح شده است، وجود دارد.

علی رغم اینکه اصول و نظریات مقدس آیین اسلام و نظریات این مکاتب قابل مقایسه با هم نیستند ولی جهت آشکار شدن اهداف شوم و غیر انسانی غرب به بررسی این مسئله پرداخته می‌شود.
 
تمامی مکاتب و نظریه‌های غربی در جهت سوء استفاده از موقعیت و جایگاه حساس زن در جامعه به نظریه‌پردازی پرداخته‌اند و سعی نموده‌اند با مطرح ساختن طرح‌ها، کنوانسیون و همایش‌های به ظاهر مدافع حقوق زن، او را در نظام اقتصاد جهان و سرمایه داری وارد ساخته و در جهت اهداف خود و استثمار آنان بهره ببرند.

تفاوتی که میان اسلام و سیستم‌های غربی وجود دارد این است که اسلام یکنواختی و تساوی حقوق زن و مرد را در نظر گرفته و متناسب با نوع خلقت و آفرینش فطری آن‌ها حقوق متناسبی را بیان کرده است تا به اهداف معنوی، دنیوی و اجتماعی خویش دست یابند. اما غرب می‌کوشد تا قوانین و وظایف مشابهی بین زن و مرد به وجود آورد.


در حالی که با تنظیم این قوانین به ظاهر مساوی، باعث تضییع حقوق تمامی انسان‌ها و بر هم خوردن نظم اجتماع می‌شود. چرا که اختلافات طبیعی این دو را نادیده گرفته و آگاهی کاملی از خلقت و شخصیت انسان ندارد.

اسلام در همه موارد حقوق و وظیفه متناسب و هماهنگی بین زن و مرد قائل شده است. هدف اسلام ایجاد جامعه‌ای آرمانی و معنوی است که در آن تمامی انسان‌ها در حیاتی سعادتمندانه، زمینه‌های رشد و تعالی اخلاقیات خود و جامعه و دیگر انسان‌ها را فراهم سازند. لذا تدوین و تنظیم حقوق و قوانینی خاص، برای چنین اجتماعی، آگاهی از تمامی ابعاد و شئونات زندگی فردی و اجتماعی بشر و داشتن‌شناختی کامل از نظام آفرینش و دستگاه هستی است و این مسئله محقق نخواهد شد جز در سایه احکام الهی و دینی ماورایی.
 
در واقع تمام قوانین مربوط به زن در اسلام بر محور رعایت حقوق انسانی او و متناسب با نوع فطرت و خلقت او بوده است. هر قانونی می‌باید سازگار با نوع آفرینش انسان و اجتماع باشد. آنچه با نام برابری حقوق در مکاتب غربی مطرح می‌شود، نمایانگر زیر پاگذاشتن حقوق تمامی انسان هاست.

عدم شناخت دقیق از انسان و نداشتن جهان بینی کامل نسبت به جامعه انسانی و جهان هستی باعث گردیده که تمام نظریات و رویکردهایی که مکاتبی غیر از اسلام مطرح ساخته‌اند به شکست منجر گردد.

در دوره‌ای که فرهنگ غربی بر تمام نقاط جهان سیطره یافته و منادیان آزادی و حمایت از حقوق زن، با تعبیر نادرست از واژه «آزادی»، آزادی حقیقی زنان و ارزشهای والای انسانی آن‌ها را نادیده انگاشته، آن‌ها را به بندگی هوی‌ها و هوسهای خود گرفته‌اند، بازخوانی اندیشه رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) درباره جایگاه زن، خالی از لطف نیست.
 
به طور کلی شأن و مقام و شخصیت انسان‌ها و حقوق آزادی‌های آنان، دارای ساختاری است که تعالیم اسلام و احکام نورانی قرآن کریم، چارچوب آن را فراهم آورده‌اند. خارج از این مرزهای مقدس، شأن انسانی آدمیان ملعبه هوی و هوسهای افرادی دیگر از نوع خودشان بوده و مفهوم و محتوای اصیلی نخواهد داشت. در نگاه حضرت امام (ره)، «زن» دارای شخصیت و مقامی قرآنی است و نباید خارج از این ظرف، ملاک‌ها و ارزشهای دیگر را پذیرا شود. شاخصه‌های انسانی قرآن، علم و تقوی هستند.

این‌ها معیارهایی الهی هستند که در رأس تعالیم همه مکاتب الهی قرار داشته و قرآن کریم و پیامبراعظم (ص) نیز بر آن تصریح و تاکید داشته‌اند. شاخصه‌های علم و تقوی زن و مرد را مشمول خود قرار داده‌اند و در پیشگاه حضرت احدیت هیچ یک را بر دیگری مزیتی نیست. زن و مرد مسلمان در انجام وظیفه و تکلیف الهی مساوی و از حیث مسئولیت پذیری نیز برابر هستند.
 
حجاب شاخصه اصلی زن مسلمان ه‌مان طور که بیان شد حجاب‌، در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده و اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‌تواند اقسام متفاوتی همچون؛ حجاب ذهنی، فکری و روحی داشته باشد.

علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‌کند نیز نام برده شده است که می‌توان به حجاب و پوشش در نگاه اشاره کرد که به مردان و زنان، در مواجهه با نامحرم توصیه شده است.

در خصوص آثار فردی رعایت حجاب، می‌توان به احترام به شخصیت زن به واسطه رعایت حجاب، مصونیت ارتباطات زن با مردان غریبه، حفظ اعتقادات مذهبی برای افراد، حفظ عفت زن و جلوگیری از فساد و ناهنجاری اشاره کرد. همچنین آثار اجتماعی رعایت حجاب نیز سلامت نسل جدید جامعه، پیشگیری از فساد اخلاقی، مبارزه با مظاهر بی‌دینی و حفظ کیان خانواده است.

اسلام بر حضور اجتماعی زن تأکید می‌ورزد اما این حضور را بدون قید و شرط نمی‌داند. اسلام یکی از شرایط مهم و اساسی فعالیت اجتماعی زن و حضور وی در صحنه‌های گوناگون را مرزبندی دقیق و جدایی او از مردان می‌داند. حفظ وقار و عفت، شرط دوم برای حضور زن در اجتماع است و این بدان دلیل است که زن در نگاه اسلامی از جایگاه بلند و منزلتی عظیم برخوردار بوده که اسلام برای حفاظت از اینجایگاه تدابیر گوناگونی اندیشیده است. اما در عصر حاضر هجمه‌ها به حجاب از سوی فرهنگ غربی شدت گرفته و حجاب در برخی لایه‌های جامعه به حاشیه رفته است. متاسفانه فرهنگ برهنگی در حال رسوخ به خانواده‌ها است و یکی از معضلات اجتماعی ما عدم رعایت حجاب و عفاف از سوی برخی افراد است. توسعه علم و رشد تکنولوژی و شکل‎گیری کلانشهر‌ها در همه جای دنیا باعث کاهش قدرت جامعه و افزایش فردگرایی شده و در نتیجه انسان‏‌ها برای خود این حق را قائل شده‎‏اند که در انتخاب سبک زندگی خود آزادی بیشتری داشته باشند و به قیود فرهنگ‌های گذشته خود پایبند نباشند. به عبارتی یکی از محصولات دنیای مدرن اومانیسم یا‌‌ همان انسان محوری است که اصالت را به لذت بردن انسان در این دنیا می‌دهد و هر آنچه که مانع لذت او می‌شود را مطرود می‌داند. حجاب یکی از موانع لذت انسان مدرن است. وقتی لذت انسان اصل قرار گرفت همه قیودی که ادیان الهی برای سعادت واقعی انسان در نظر گرفته‌اند خلاف تمدن و پیشرفت معرفی می‌شود. متاسفانه این فرهنگ غلط به مدد رسانه‌های غربی و با برنامه و هدفمند جامعه ما را هدف قرار داده است. در این تبلیغات گسترده بی‌حجابی و پیشرفت و کسب منزلت اجتماعی و مدرن بودن به یکدیگر گره خورده‌اند و به گونه‌ای القا گردیده که بی‌حجابی از الزامات و شاخص‌های تمدن و ترقی است. سبک زندگی که امروز فرهنگ غرب به ما القا می‌کند (که یکی از شاخصه‌های آن بی‌بند وباری و عدم توجه به قیود اسلامی است) در تضاد با سبک زندگی است که اسلام برای بشریت تجویز کرده قرار دارد. خدای متعال برای اینکه انسان‏‌ها انسانی زندگی کنند و از خصلت‏های حیوانی بیرون بیایند و یک عروج الهی داشته باشند قیودی را در نظر گرفته که رعایت آن‌ها الزامی است. یکسری از دستورالعمل‏های خداوند متعال مثل واجب و حرام ضروری است. خداوند مانند یک طبیب حاذق برای سلامتی انسان‏‌ها نسخه‎هایی تجویز کرده است. بنابراین فلسفه حجاب برای سبک زندگی الهی و انسانی زندگی کردن و نه غریزی زیستن تعریف شده است. جدای از تبلیغات مسمومی که رسانه‌های غربی علیه اسلام دارند، آموزه‌های اسلامی و وحیانی همچنان کاربرد خود را دارد، چرا که با فطرت، نهاد و ضمیر وجودی انسان‌ها سر و کار دارد. اسلام دین فطری است و همان‌ چیزی را می‌گوید که درون انسان فریاد می‌زند و چه بخواهد و چه نخواهد عقل بر آن مهر تأیید می‌زند. انحراف اجتماعی یا کجروی: انحراف اجتماعی یا کجروی، به رفتاریا کنشی اطلاق می‌شود که هنجارهای مقبول جامعه را زیرپا می‌گذارد. درهرجامعه‌ای برحسب موقعیت‌های گوناگون، انتظارات خاصی از اعضای جامعه وجود دارد. بی‌توجهی به این انتظارات به معنای انحراف از آن‌ها محسوب می‌شود. این انتظارات و هنجار‌ها بسته به اهمیتی که جامعه برای آن‌ها قائل است، می‌تواند واکنش‌های متفاوت اجتماعی را در قبال نقض آن‌ها برانگیزد؛ بر این اساس، هنجارهای اجتماعی را به ۳ دسته کلی می‌توان تقسیم بندی نمود: ۱- شیوه‌های قومی: شیوه‌های قومی به آن دسته از هنجارهای اجتماعی اطلاق می‌شود که نقض آن‌ها هرچند نامطلوب و نابهنجار تلقی می‌شود، ولی واکنش شدید مردم را در پی ندارد و واکنش در حد عدم تأیید آنان محدود می‌ماند. مانند کسی که چشم چرانی کند، این رفتار گرچه امری نامطلوب تلقی می‌شود ولی معمولاً مردم با مشاهده آن چندان واکنشی نسبت به فرد مزبور نشان نمی‌دهند. ۲- رسوم اخلاقی: یعنی هنجارهای نیرومندی که از نظر اخلاقی مهم محسوب می‌شود و مجازات متخلفان از آن‌ها، شدید‌تر وشامل جریمه‌های مالی و فیزیکی می‌شود. برای مثال در جامعه ما حفظ حریم و احترام بانوان از هنجارهای مهم به شمار می‌رود و اگر کسی با گفتن متلک و سایر اذیت‌های کلامی این هنجار را نقض کند، سایر افراد شاهد قضیه به شدت با وی برخورد خواهند کرد. ۳) قانون: قانون آن دسته از هنجارهای اجتماعی است که جامعه، آن‌ها را چنان برای بقای خود حیاتی می‌داند که هنگامی تخطی از آن صورت بگیرد، دولت و ابزارهای حکومتی را به مقابله با آن‌ها وا می‌دارد و متخلف از آن‌ها ممکن است به زندان، محرومیت از حقوق اجتماعی و... شود؛ مانند سرقت، آدم ربایی، پدیده اراذل واوباش و... در این نوشتار مقصود از انحرافات اجتماعی، انحراف از هنجارهای اجتماعی نوع دوم و سوم است، یعنی انحراف‌هایی که واکنش‌های نسبتاً شدید اجتماعی را ایجاد می‌نماید. با توجه به مطالب ارائه شده به تبیین جامعه‌شناختی پدیده بدحجابی می‌پردازم. رویکرد گزینش عاقلانه: رویکرد گزینش عاقلانه، یک اصل محوری دارد و آن «این است که رفتار آدمیان، هدفدار و سنجیده (سنجش گرانه) است... آدمیان در چند راهی‌ها راهی را که با اغراضشان موافق است اختیار می‌کنند، برای رفتن به هر راهی محاسبه سود و زیان می‌کنند... عملی عاقلانه و سنجیده است که در چارچوب اطلاعات مشخص از شقوق مختلف، وسیله مناسبی برای رسیدن به هدفی باشد.» بنابراین، رفتار منحرفانه نیز نوعی تصمیم گیری فردی و گزینش عقلانی فایده گرایانه است که پس از سنجش پیامدهای مثبت و منفی رفتار منحرفانه صورت می‌گیرد؛ به علاوه، در این رویکرد اصل بر این است که امکان گزینش و تصمیم گیری برای همه افراد به یکسان وجود دارد. رویکرد عرضه و تقاضا: اهمیت رویکرد گزینش عاقلانه در حوزه تبیین‌های خرد از رفتار منحرفانه در این است که اساس و مبنای نظریه‌ها و رویکرد‌های متفاوتی در این زمینه شده است. یکی از اساسی‌ترین و قدیمی‌ترین این‌ها، رویکردی است که رابطه منحرفانه و کجروانه را به صورت بازار عرضه و تقاضا تصویر می‌کند و فرد کجرو را در جایگاه «عرضه کننده» می‌نشاند. روایت جدید‌تر تقریر «ون دیک» از این رویکرد است. وی فرد منحرف و آسیب ساز را شاخص بخش «تقاضا» و بزه دیده (کسی که از رفتار انحرافی آسیب می‌بیند) را شاخص بخش «عرضه» قلمداد می‌کند؛ بدین معنا که آنچه فاعل حقیقی کجروی دربازار جرم و کجروی دارد، صرفاً آمادگی و انگیزه و‌گاه ابزار لازم برای این کار است؛ در مقابل، آنچه فرد بزه دیده عرضه می‌دارد، آسیب پذیر نمایاندن خود و ایجاد این باور در فرد منحرف است که می‌تواند انگیزه و توانمندیش برای هنجارشکنی را به فعلیت برساند. بدین سان روشن می‌شود که این روایت از رویکرد گزینش عاقلانه، یک گام از روایت قبل جلو‌تر است؛ چرا که تحلیل خود را صرفاً بر شخص خاطی متمرکز نمی‌سازد بلکه به نقش آفرین بزه دیده در جریان انحراف و کجروی صحه و تأکید می‌گذارد. به تصریح برخی محققان در خلال دهه ۱۹۹۰، «در میان جدید‌ترین معارف جرم‌شناختی، دیگر مسأله عمده، مجرم نیست بلکه بزه دیده است، یعنی کسی که شیوه زندگی و فعالیت‌های روزمره وی ممکن است او را در برابر جرم آسیب پذیر کند». بدحجابی در رویکرد عرضه و تقاضا: برطبق نظریه عرضه و تقاضا، در راستای حفظ هنجار‌ها، حریم‌ها و ارزش‌های حاکم بر جامعه و نیز به دنبال راهکارهایی برای کاهش یا حذف انحرافات علاوه بر اینکه مجازات متوجه فرد منحرف می‌‎شود، شخص بزه دیده هم (که در این موارد معمولاً جنس زن است)، از این سرزنش و سیاست در امان نمی‌‎باشد، چرا که او هم صرفاً منفعل نبوده است. چون زنان به علت مطلوبیت‌های طبیعی که خواه ناخواه در ظاهر و جسم خود، در نظر مردان دارند و نیز به علت مطلوبیت‌ها و جذابیت‌هایی که می‌توانند آگاهانه یا ناآگاهانه (براساس تربیت نادرست) به رفتار خود در منظر مردان ببخشند، در بخش عرضه قرار می‌گیرند. این در حالی است که در وضع عادی، جذابیت‌ها و مطلوبیت‌های مردان برای زنان از سنخ امور ظاهری و جنسی نیست و از این لحاظ آنان عرضه کننده نیستند بلکه متقاضی هستند. بنابراین، هرقدر این اقسام زیبایی‌ها از جانب زنان، بیشتر در دسترس مردان باشد، به معنای عرضه بیشتر آن‌ها در برابر انظار متقاضیان است. اقتضای چنین وضعی، بیانگر این پیام (هرچند معمولاً ناخواسته) از جانب زنان بالقوه بزه دیده به مردان بالقوه کجرو است که آن‌ها به راحتی به این نوع زنان دسترسی پیدا کنند. در این صورت امکان نقض هنجار سهل‌تر و کم هزینه‌تر می‌گردد. آنچه در این میان مانع بروز کنش کجروانه می‌شود، یکی هزینه بالای کجروی به علت مجازات سنگین قانونی یا اجتماعی و دیگری، کاهش آگاهانه یا ناآگاهانه عرضه از طریق وجود الگوهای رفتاری صحیح در میان زنان است. با چنین مقدمه‌ای روشن می‌شود که بی‌حجابی یا بدحجابی به معنای عام، عرضه هرچه بیشتر است. یکی از راه‌های کاهش عرضه، رعایت حجاب به معنای عام آن (پوشش اندام و زباندار نبودن رفتار) است، چرا که فرصت‌های هنجارشکنی را از دست کجروان می‌گیرد. بشر با توجه به اهمیتی که برای سلامت خود قائل است، به سلامت جامعه هم ارزش می‌نهد و بیماری جامعه را بیماری خود می‌داند؛ هم چنان که تلاش می‌کند برای حفظ و تأمین سلامت خود از بسیاری از امور بپرهیزد و یا از واکسن‌های پیشگیری و داروهای گوناگون استفاده کند، برای سلامت جامعه هم باید ‌‌نهایت سعی و کوشش خود را به کار گیرد و جامعه را از مبتلا شدن به بیماری‌های اخلاقی و روانی پرهیز دهد تا دیگر افراد جامعه به رشد، تعالی و سعادت برسند. بدحجابی از مسائلی است که سلامت فرد و جامعه را تهدید می‌کند. پوشش نامناسب پی آمد‌ها و آثار جبران ناپذیری در فرهنگ، اخلاق، اعتقاد، اقتصاد وامنیت جامعه دارد که‌گاه مسیری انحرافی و بازگشت ناپذیری پدید می‌آورد. دراینجا آثارو پیآمدهای گسترش بدحجابی را از دو منظر فرهنگی و اجتماعی مورد بررسی قرار می‌دهیم. آثار و پی آمدهای فرهنگی بدحجابی عبارتند از: الف) وازدگی در برابر فرهنگ بیگانه. ب) سلطه بیگانگان و تأمین منافع آنان. ج) گسترش فساد و تباهی. د) افت تحصیلی و آموزشی. ه) تضعیف اعتقادات دینی در جامعه. بدحجابی پی آمدهای اجتماعی نیز به دنبال دارد، از جمله: الف) ایجاد ناامنی و سلب آرامش. ب) ترویج رذایل اخلاقی. ج) کم رنگ شدن حضور مثبت زنان در جامعه. د) برهم زدن تنظیم روابط جنسی و عاطفی. ه) افزایش آزار جنسی. و) جلب نگاه‌های چشم چران وهوسباز. ز) اختلالات روحی و روانی. ح) تزلزل نهاد خانواده. طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا به طور مدام بالا رفته است؛ چرا که «هر آنچه دیده بیند دل کند یاد» و هر چه دل در اینجا یعنی هوس‌های سرکش، بخواهد، به هر قیمتی باشد به دنبال آن می‌رود و به این ترتیب هر روز دل به دل بری می‌بندد و با دیگری وداع می‌گوید». مزاحمت برای بانوان مهم‌ترین پیامد بدحجابی: ازجمله مشکلاتی که طی سال‌های اخیر، بعضاً وجدان عمومی جامعه را آزرده و امنیت را مورد تهدید قرارمی داد، سلب آسایش عمومی زنان، توسط عده‌ای افراد معلوم الحال بوده که گاهی چهره زیبای جامعه اسلامی را خدشه دارونگرانی خانواده‌ها را نیز به دنبال دارد. در یک نگاه کلی، عوامل و زمینه‌های مؤثر بر رشد بدحجابی عبارتند از: - هجوم فرهنگ غرب وتلاش استعماردرکشف حجاب براساس هژمونی جهان – مک. (دهکده جهانی آمریکا- افرادی دارای ذهن پروار که درتمام شئون زندگی فردی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و... براسای مدل لیبرال دموکراسی فوکویاما رفتارکنند). - ترویج والقاء آزادی‌های بی‌حد وحصروبی بند وباری. - اعتقاد به دست وپاگیربودن حجاب برای کاروتلاش. - دگرگونی ارزش‌ها وتبلیغ این اعتقاد کاذب که شخصیت زن دراین است که زیبایی‌هایش را آشکارکند. - تضعیف باور‌ها و اعتقادات مذهبی در جامعه؛ - تهاجم فرهنگی دشمن - گسترش روحیة غرب گرایی و غرب زدگی. - تقلید از الگوهای غربی و خارجی. - خلاء فرهنگی در جامعه. - ضعف و ناهماهنگی نهادهای اجتماعی. اما برای ترویج فرهنگ حجاب که یکی از شاخصه‌های سبک زندگی اسلامی است چه باید کرد؟ تفهیم فواید حجاب و مضرات بی‌حجابی برای مردم در قالب‎های هنری و به‌طور نامحسوس از جمله راهکارهای ترویج حجاب است. اینکه خانواده‌های ما، نهاد‌های آموزشی و مسئولین ما بدانند که علت اینکه انرژی برخی جوانان صرف شهوترانی می‌شود و بسیاری از معضلات اجتماعی از جمله طلاق و خیانت همسران به هم و عدم ازدواج جوانان و داشتن روابط نامشروع و در کل فروپاشی خانواده‏‌ها از عدم رعایت حجاب و پیروی از فرهنگ برهنگی و بی‌بند و باری حاصل می‌‎شود در هوشیاری و جزم شدن عزم‌ها برای مقابله با بی‌حجابی و بی‌عفتی در جامعه موثر خواهد بود. اگر به دنبال سلامت اخلاقی و امنیت اجتماعی و حتی جسمی شهروندانمان هستیم و حفظ نظام دینی برایمان مهم است باید تلاش کنیم که احکام الهی در جامعه اجرا شود و یکی از مهم‌ترین این احکام حفظ حجاب و عفاف است. باید با استفاده از مدارک و اسناد معتبر و پرونده‏های قضائی، (قتل‎‌ها و ضرب و جرح‏‌ها و طلاق‎‌ها) عامل فرهنگ برهنگی در شکل گیری آن‌ها را به مردم گوشزد کنیم. نظام سلطه و رسانه‌های وابسته به آنکه از مقابله با موج گسترده و روزافزون بازگشت به عفاف و حجاب در کشورهای غربی و نظام‌های تحت سلطه خود درمانده‌اند، از همه ابزار‌ها و توانمندی‌های خود برای جلوگیری از گرایش زنان و دختران جوان به حجاب و عفاف و زنده نگه داشتن فرهنگ تباهی و برهنگی استفاده می‌کنند و بویژه کشورهای اسلامی را آماج تبلیغات ضد عفاف و حجاب خود قرار می‌دهند. غرب با آخرین سرعت خویش در حال حرکت به سوی طراحی یک دنیای مدرن و پر از رفاه برای اقشار خاص خود است. رفاهی که واقعا خالی از معنویت و ماوراء است. برای همین است که ما شاهد رشد عرفانهای کاذب و نوظهور هستیم یا حتی پروژه‌های دین‌سازی در غرب در دستور کار سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی قرار گرفته است. زن مسلمان در غرب انتهای این پروژه را به چشم خویش دیده و می‌بیند. در این کوران و داغی تحولات، تکلیف خود را مشخص می‌کند. همین است که هر روز مبارزه برای حفظ شعائر اسلامی بیشتر می‌شود. اما در درون کشور ما، به دلیل گستردگی بلندگوهای تبلیغاتی با تنوع پیام‌ها از سوی‌‌ همان مدینه فاضله غربی بیداد می‌کند و جوانان و خانواده‌های ما را مبهوت خود کرده است. به نوعی سراب ساختگی که در ذهن مخاطبین می‌سازد را بدون در نظر گرفتن دانش و بینش لازم، صرفا در لایه رفتاری بروز می‌دهد و این می‌شود که جوان ما برای رسیدن به جوان غربی، به جای تبعیت در دانش‌آموزی و نظم و پیشرفت، صرفا از رفتارهای ناهنجار آن‌ها تبعیت می‌کند. در چنین شرایطی زنان و دختران مسلمان و متعهد مسئولیتی بسیار سنگین بر عهده دارند که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: تقویت پایه‌های ایمانی و پایبندی هرچه بیشتر به ارزش‌های اخلاقی مورد تاکید دین اسلام، به دست آوردن توانایی لازم برای دفاع عقلانی از فرهنگ حجاب و عفاف، حراست از کیان خانواده و جلوگیری از نفوذ امواج مخرب ماهواره به فضای پاک و معصوم خانواده‌های خود، احیای فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر و بی‌تفاوت نبودن در برابر رواج گسترده الگوهای غربی پوشش و آرایش در میان دختران جوان. مقاله‌ام را با بخش‌هایی ازنامه چارلی چاپلین کمدین معروف به دخترش که بی‌ارتباط با موضوع هم نیست به پایان می‌برم. دخترم، جرالدین، پدرت با تو حرف می‌زند. شاید شبی درخشش گرانبها‌ترین الماس این جهان تو را فریب دهد. آن شب است که این الماس، آن ریسمان نااستوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است.... روزی که چهرهٔ زیبای یک اشراف‌زادهٔ بی‌بند و بار تو را بفریبد، آن روز است که بند بازی ناشی خواهی بود. بندبازان ناشی همیشه سقوط می‌کنند. از این رو دل به زر و زیور مبند. بزرگ‌ترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه می‌درخشد.... اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی، با او یکدل باش و به راستی او را دوست بدار و معنی این را وظیفهٔ خود در قبال این موضوع بدان. به مادرت گفته‌ام که در این خصوص برای تو نامه‌ای بنویسد. او بهتر از من معنی عشق را می‌داند. او برای تعریف معنی عشق، که معنی آن یکدلی است شایسته‌تر از من است...... دخترم، هیچ کس و هیچ چیز را در این جهان نمی‌توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند..... برهنگی بیماری عصرماست. به گمان من تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است. دخترم جرالدین، برای تو حرف بسیار دارم ولی به موقع دیگری می‌گذارم و با این پیام نامه‌ام را پایان می‌بخشم: انسان باش، پاکدل و یکدل؛ زیرا که گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن، هزار بار قابل تحمل‌تر از پست و بی‌عاطفه بودن است. به امید روزی که بتوان جامعه را به زیور عفاف و حجاب مزین کرد و از بدحجابی رهانید. یاداشت :سردار محمد قنبری فرمانده انتظامی استان لرستان

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه