یک روزنامه‌نگار پیشکسوت:

برخی دررسانه به دنبال رانت‌های اطلاعاتی و نفوذ در مراکز قدرت هستند

|
۱۳۹۳/۰۵/۱۷
|
۱۵:۱۵:۱۹
| کد خبر: ۲۰۹۵۵۷
برخی دررسانه به دنبال رانت‌های اطلاعاتی و نفوذ در مراکز قدرت هستند

حشمت‌اله سلطانی؛ عضو فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌گاران (IFJ)، رئیس صنفی روزنامه‌نگاران کرمانشاه و چهره نام آشنای دنیای رسانه و روزنامه‌نگاری است.
 
این روزنام‌نگار کرمانشاهی به لحاظ اخلاق و روحیات منحصربه فردی كه دارد، چندان در محافل آقتابی نمی‌شود و دریك كلام، او نویسنده و روزنامه‌نگاری بی‌حاشیه است و تنها برای دلش می‌نویسد و علاقه وعشق وافرش به دنیای نوشتن، او را از وارد شدن به مباحث حاشیه‌ای بازداشته است.

خودش می‌گوید: رسالت نویسنده فراتراز خودخواهی‌ها و خود نمایی‌های معمول انسان‌های بی‌هنری است كه می‌خواهند با هیاهو، به اصطلاح خودی نشان بدهند و بگویند كه ما هم هستیم، وگرنه حافظه تاریخی یك ملت نهایتاً انسان‌های توانا و اندیشمند و اثرگذار را از هیاهوگران بی‌هنر باز می‌شناسد و آثارشان تا هنگامی كه بشریت زنده است، چراغ راه آنان خواهد بود.

هفده مرداد، كه به عنوان روز خبرنگار شناخاته شده، بهترین فرصتی بود تا ضمن چند بار تماس با ایشان؛ بالاخره راضی به انجام یك مصاحبه شود.

با هم این گفتگو را پی می‌گیریم . جناب آقای سلطانی؛ ما به عنوان روزنامه‌نگار شما را می‌شناسیم، ممكن است برای خوانندگان ما خودتان را بیشتر معرفی كنید؟ حشمت‌الله سلطانی هستم. نویسنده و روزنامه‌نگار. اهل كرمانشاه. پنجاه را پشت سر گذاشته‌ام و چند سال هم هست كه وارد دهه‌ی شصت زندگی‌ام شده‌ام.
 
چطور شد كه روزنامه‌نگار شدید؟
 
یادم می آید، اولین دوره‌ای بود كه مقطع تحصیلی راهنمایی دایرشده بود و من در مدرسه سروش محله تازه‌آباد درس می‌خواندم. دراین مدرسه به عنوان كارهنری وعلاقه فردی مشغول تهیه روزنامه دیواری شدم و چون خط زیبایی داشتم و نظم خاصی هم درنوشته‌هایم از نظر نوع خط و نوشتار دیده می‌شد، و همچنین وسواسی كه دركاربرد كلمات وعبارات با توجه به شرایط سنی‌ام داشتم، روزنامه دیواری‌ام اول شد.

همه‌ی كارهای این روزنامه دیواری را، اعم از طراحی، خط كشی، چیدمان و كنتراست، تعیین و انتخاب مطالب، نقاشی‌ها و كاریكاتورهایی كه داشت، تكی انجام دادم، درحالی كه دیگران گروهی كارمی‌كردند.

همین مساله باعث شد كه به روزنامه‌نگاری علاقه پیدا كنم و بعدها وارد این عرصه بشوم .

رسماً از چه سالی وارد عرصه روزنامه‌نگاری شده‌اید؟

پیش از آن كه روزنامه‌نگارشوم داستان و طنز می‌نوشتم. نگاهم به طنز،‌ با وجود سن كمی كه داشتم، نگاهی فكاهی و سرگرم كننده نبود، حالتی مثل نیشخند و تلخند، و احساسی گزنده از كمبودها و ناملایمات پیرامونی‌ام بود .

درنوشتن داستان،‌ خیلی ساده و روان می‌نوشتم، اما در تدوین متون دیگر، به ویژه مطالب و موضوعات تحلیلی و اجتماعی ،‌ ناخودآگاه دشوار و متكلف می‌نوشتم و به همین جهت همیشه از طرف اهل قلم تذكر می‌خوردم و این شاید به خاطر علاقه‌ام به زبان و مفاهیم عربی بود و مطالعاتی كه پیوسته دراین زمینه انجام می‌دادم.

درمورد روزنامه‌نگاری درست به یاد ندارم، اما اولین كاررسمی‌ام،‌ سردبیری نشریه مرصاد بود كه مدیرمسوول آن جناب آقای پروفسور فرشادفر بودند.

البته چون درآن زمان، روزنامه‌نگاری در كرمانشاه پیشرفت چندانی نداشت و حتی صفحه‌آرایی هم دستی بود، و نه ماشینی، كارهم سنتی و درسطح پایینی بود.
 
آقای سلطانی؛ آثارقلمی شما برای كسانی كه با نوشته‌هایتان آشنایی دارند واقعاً فخیم، وزین و بسیار اثرگذارند، و این آثار در جای جای روزنامه‌ها و مجلات محلی و سراسری سال‌هاست كه دیده می‌شوند، چطور از شما خیلی كم نامی برده می‌شود؟

این از لطف شماست، قلباً می‌گویم كه هیچ وقت به نام ونشان فكرنكرده‌ام و حتی تا مدت زیادی اسم خودم را زیر مطالبم نمی‌زدم و با اصرار زیاد دوستان، بالاخره مجاب شدم كه نوشته‌هایم را با نام خودم به چاپ برسانم.

یعنی ممكن است كه مطالب چاپ شده ازشما باشد كه اسم شما زیرآن نباشد؟

بله، بسیاری از مطالب مختلف را نوشته‌ام كه بدون اسم و یا با اسامی دیگران به چاپ رسیده‌اند.
 
اگر ما بخواهیم اثری از خود داشته باشیم كه بر افكار و اذهان عمومی تاثیر مثبت بگذارد، مهم نیست كه چه كسی و چطور این مطلب و اثر را نوشته و تهیه كرده باشد!

اما می‌بینیم كه بسیاری از افراد این طور نیستند و حتی آثاری را كه زیاد هم چنگی به دل نمی‌زنند و شاید چاپ نكردن آنها مقرون به صرفه تر باشد را با آب و تاب و جنجال و هیاهو، به چاپ می‌رسانند؟! این كار خوبی نیست و دردآوراست، برای همین است كه شما از دهه‌ی شصت به بعد، پیوسته آثارنوشتاری را در حال تزلزل و افول می‌بینید و كم تر اثری هست كه به وزانت و سنگینی متون و آثار پیش از آن باشد و این، یعنی نزول اندیشه و نوشتار و بی‌شك ضربه‌ی بدی به عرصه‌ی نویسندگی می‌زند.

این طوراست كه حتی آثارنویسندگان خوب هم در لابلای خزعبلات و نوشته‌های بی‌مایه،‌ متاسفانه گم می‌شوند.

درمورد كیفیت، پیشرفت یا پس رفت روزنامه‌نگاری درایران و  استان كرمانشاه چه نظری دارید؟

بنده در چند مورد دیگر هم گفته‌ام و ضمن تكریم و احترام اهالی رسانه، مجبورم عرض كنم كه هم اكنون ابزاررسانه زیاد شده كه آن هم بیثشتر در اختیار دولت و محافل دولتی است – با این توضیح كه از ابتدای دوره آقای دكترروحانی قدری بهترشده – اما مع‌الاسف عمیقا معتقدم كه ابزار و امكانات و امتیاز رسانه – خصوصاً رسانه نوشتاری امروز دردست آدم خودش نیست وعناصری غیرمرتبط به هردلیل وارد این مقوله مهم شده‌اند كه جز اتلاف وقت و منابع و ضربه زدن برپیکره‌ی رسانه و مآلاً افكارعمومی، چیز دیگری عاید مردم نمی‌كنند.
 
اگرممكن است دراین مورد واضح‌تر بفرمایید. مشخص است؛ خیلی از افرادی كه امروز ادعای روزنامه‌نگاربودن دارند،‌ شك ندارم كه حتی در تنظیم یك خبرهم عاجزند، چه رسد به نوشتن یك تحلیل محتوایی از یك مساله مبتلابه جامعه، كاراین‌ها معامله‌گری و دسترسی به رانت‌های اطلاعاتی و نفوذ در مراكز قدرت برای سو استفاده است كه با كمال تاسف و بنا به هردلیل‌، مراجع ذی‌صلاح هم با این‌ها همراه و همگام هستند.
 
این وضعیت، جز آشفتگی، نزول كیفیت خبر و نوشتار، سردرگمی مردم و دورشدن آن‌ها از نشریات، هیچ حاصلی نخواهد داشت . چاره كار را چه می‌دانید؟ بی‌تعارف، فرهنگ و ارشاد اسلامی درمراكز استان‌ها باید به طور حتم خانه تكانی گسترده‌ای انجام بدهند، عوامل مرتبط با زدو بندهای پنهانی و واسطه بازها وعناصر این چنینی باید شناسایی و كنارگذاشته شوند، قوانین درست اعمال شوند،‌ مماشات و مسامحه با این قضیه – درواقع بازی با فرهنگ مردم و كمك به ناپختگی اندیشه‌ها و توانایی‌هایی است كه می‌توانند آن‌ها را پرورش دهند، اما ما به جای كمك به پرورش آنها، برعكس این اندیشه‌ها و امورفرهنگی و رسانه‌ای را كه بسیارهم مهم هستند، درمحاق فرو می‌بریم .

دریك كلام عرصه روزنامه‌نگاری امروز با چالش‌های واقعی مواجه است كه توجهی به آن نمی‌شود و این ركود و سكون و بی‌عملی، واقعاً خطرناك است.

درمورد عملكرد دولت آقای روحانی و مشخصاً وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص مباحث روزنامه‌نگاری و رسانه‌ای اگر نظر خاصی دارید بفرمایید. كلا ً رفتارهای دولت دكترروحانی دراین ارتباط را چگونه ارزیابی می‌كنید؟ من تصور می‌كنم دولت آقای روحانی تمام تلاش خودش رامی‌كند تا درهرزمینه‌ای تعادل و توازن به وجود بیاورد و نفس این عمل، خیلی خوب و مناسب است، اما در لایه‌های میانی دولت و دستگاه‌ها و دوایر دولتی دراستان‌ها، این هدف عملا دنبال نمی‌شود و بعضاً براثر فشارها و سفارش‌ها و باند بازی‌ها، عناصری هم وارد قضیه می‌شوند كه باید به طور قطع این مساله مورد كنكاش و اصلاح قراربگیرد تا اهداف دولت تدبیر و امید، آن گونه كه خودشان اذعان و ادعا كرده‌اند،‌ محقق شود.
 
در بحث روزنامه‌نگاری و مطبوعات هم، عملكرد دولت آقای روحانی و وزارت ارشاد را تا اینجا و این مرحله، مثبت می‌دانم – اما باید به وضعیت معیشتی‌، رفاهی و مشكلات اقتصادی و شغلی روزنامه‌نگاران هم توجه بشود – كه نمی‌شود.

وزارت ارشاد باید تكلیف روزنامه‌نگاری را به طور روشن، مشخص كند – این كه چه كسی روزنامه‌نگاریا خبرنگاراست و چه كسی نیست؟ مثلاً مدیران مسوول و صاحبان امتیاز باید چه ویژگی‌هایی داشته باشند یا سردبیران باید دارای چه مشخصات و ویژگی‌هایی باشند، نشریات چگونه درجه‌بندی شوند و هردرجه، چه امتیازاتی داشته باشند، جرم مطبوعاتی یعنی چه؟ تشویش افكارعمومی چه مفهومی دارد و مسایلی ازاین دست كه غالباً حقوقی هم هستند.

این مسایل باید چنان نهادینه شوند كه هردولت دیگری كه سركارآمد – به سادگی نتواند از خودش تاویل و تفسیر شخصی داشته باشد.

درحال حاضر مشكلات نوشتن و چاپ و نشر كمافی‌السابق وجود دارند و بلكه در برخی موارد هم ازغلظت بیشتری برخوردارند.

این مشكلات باید به نحوی حل و فصل شوند تا گرایش عمومی به سوی خواندن و مطالعه به روال عادی خود برگردد و این قدر بین مردم و كتاب و روزنامه به خاطر گرانی و پایین بودن كیفیت مطالب و چاپ و تجلید، فاصله نباشد.
 
درباره‌ی هفده مرداد – روز خبرنگار؟ این كه روزی یا روزهایی به افراد یا حرفه‌ها و اقشار خاصی از جامعه، اختصاص یابند،‌ كارخوبی است،‌ اما اهداف ترسیمی نباید در گرد و غبار تبجیل‌ها و تقدیرهای صوری،‌ محوشود.
 
قشرخبرنگار یا به صورت كلی، روزنامه‌نگار – از هر نظر آسیب پذیرند، حرفه‌ی واقعاً مشكلی دارند، همواره در معرض بدبینی‌های مختلف از سوی اشخاص و سازمان‌ها قراردارند، بعضی رفتارهای ناشایستی هم كه از سوی روزنامه نگارنماها یا خبرنگارنماها برای دست یافتن به آگهی و رپرتاز و این‌ها می‌شود- مزید برعلت شده و درسایه ی چند رفتار ناپسند از طرف معدودی به اصطلاح خبرنگار – شان و منزلت كلی این قشر را زیرسووال می‌برد كه به هیچ وجه مطابق با شان شامخ یك روزنامه‌نگارنیست – و این شاید از نیاز و بی‌انگیزگی و ورودهای نامرتبط به این عرصه، ناشی شود.
 
موضوع تقدیرها و برگزاری مراسم بدین دلیل هم، بسیاری اوقات – خود – به مساله‌ای تبدیل می‌شود و نارضایتی به وجود می‌آورد .

همه‌ی این‌ها نشان می‌دهد كه روزنامه‌نگاری یا خبرنگاری از حیث مفهومی و نوع حرفه و حتی شانیت و تشخص آن، اصلاً جانیفتاده و درنزد مدیران و مردم و روزنامه‌نگاران – مفهوم روزنامه‌نگار- یك مفهوم مشخص نیست كه لاجرم دارای معیار و شان مشخصی هم باشد.

برای این كه همه دراین عرصه خود را به طور قاطع روزنامه‌نگار و خبرنگار می‌خوانند. به این دلیل؛ می‌توان گفت كه فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت متبوع علی‌رغم برنامه‌ریزی‌های خوبی كه داشته و دارند مثل سایت سمان و امثالهم، اما هنوز به طور علمی و اصولی افراد این عرصه دسته‌بندی نشده‌اند و هركس می‌تواند به صرف ثبت‌نام و ارایه چند اثر كه حالا معلوم نیست خودش تهیه كرده باشد یا دیگری، برپیشانی‌اش نام روزنامه‌نگار و خبرنگار می‌خورد.
 
بنابراین – این موضوع با درایت و طرح و برنامه درست باید یكباربرای همیشه حل و فصل شود. به نظر شما چرا این مساله همیشه هست و حل نمی‌شود؟ من فكرمی‌كنم اگر بعضی ملاحظات و معذورات اجتماعی، اخلاقی یا باندی و جناحی كنارگذاشته شود، و این مساله بدون هیچ تعارف و تنها مطابق با یك طرح متقن، محكم و منطقی برنامه‌ریزی و اصلاح شود،‌ قابل حل شدن است، اما متاسفانه اراده‌ای برای اصلاح این مساله نمی‌بینم.

هیچ شكی ندارم كه برخی جریانات در ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، نفوذ كرده و بربرخی كارمندان و كارشناسان تاثیر می‌گذارند.
 
این ارتباطات غیرمنطقی و مخرب باید شناسایی و زنجیره‌های ارتباطی آنها باید به طور كلی قطع شود.

دراین صورت است كه می‌توان به یك طرح جامع برای حل این مساله رسید. اگر درمورد نحوه‌ی تجلیل از خبرنگاران در روز خبرنگار نظر خاصی دارید، بیان بفرمایید.
 
این كه یك روز به نام روز خبرنگار تعیین شود،‌ عرض كردم كه عمل شایسته‌ای است، اما چند مساله باید در اینجا مشخص شود.
 
اول این كه نمی‌توان فقط از خبرنگار تقدیر كرد، برای این كه در یك سازمان تحریریه عناصر مختلف و متنوعی مشغول به كارهستند و می‌بینیم كه گاهی چون مدیران مسوول یا سردبیران افرادی را كه مثلاً صفحه آرا یا حروف چین و یا ویراستار و نویسنده را به عنوان خبرنگار معرفی می كنند، همیشه مورد انتقاد و اعتراض قرارمی‌گیرند.

بنابراین باید مدیران مرتبط این قضیه را حل كنند و برای آن برنامه‌ای داشته باشند، نحوه‌ی تقدیر هم باید اصولی باشد. صرف پرداخت یك‌نیم سكه یا مقداری پول كه ازنظر ارزش هم قابل ذكر نیست،‌ نمی‌تواند زیاد مناسب باشد.

به نظر من، اهداء ابزارهای ضروری مثل لب‌تاب، ركورد یا واكمن، شركت رایگان در كلاس‌های حرفه‌ای مرتبط كه دارای گواهی‌های معتبر و رسمی باشد، محصولات آموزشی معتبر و موثر، و غیره اثرگذارتراست و اگر این مسایل به تدریج به عنوان یك سنت جا بی‌افتد سایر مسایل دراین زمینه حل و فصل می‌شوند. در پایان اگر مطلب خاصی دارید، بفرمایید.

خیر، جز این كه روز خبرنگار را در پایان عرایضم كه البته می‌بایستی ابتدا می‌گفتم، به همه روزنامه‌نگاران و خبرنگاران تلاش‌گر وعزیز تبریك عرض نموده و ضمن تشكر از حضرتعالی به خاطر وقتی كه دراختیاربنده گذاشتید – برای شما و همه‌ی عزیزان آرزوی توفیق و تندرستی كنم. گفتگو: پوریا پورکاظمی

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه