کلانشهری برای بازی نکردن
سرویس اجتماعی برنا/نرگس محمدی
در این شهر خواب زده کودکان فراموش شده اند، شهر ها هر روز بزرگ و بزرگ تر می شود، آنقدر صدای ماشین ها و و موتور سیکلت های مختلف در گوشمان پیچیده است که دیگر به آن عادت کرده ایم، حتی چشمهایمان نیز به این همه اقدامات برای تبدیل کردن شهرها به کلانشهرها عادت کرده است. این همه تلاش اما تنها برای آدم بزرگ های پایتخت به خواب رفته صورت می گیرد و در این میان دیگر هیاهو و شلوغی به همراه صدای جیغ و فریاد کودکانمان که از فرط شادی در شهر بازی از خود بی خود شده اند، شنیده نمی شود.
شهر بازی یادآور خاطرات شیرین کودکی به هزار و یک دلیل تعطیل شد تا دیگر فرزندانمان چیزی برای بازگو کردن دنیای کودکی خود نداشته باشند.
اماکن تفریحی و سرگرمی به عنوان یکی از ضرورت های داشتن یک زندگی سالم و با کیفیت در شهرها و کلان شهرها همواره از سوی کارشناسان مطرح می شود.این امکانات مجموعه ای از ویژگی های ضروری در وجود انسان ایجاد می کند که موجب افزایش و به دست آوردن تجارب بیشتر افراد در خارج از خانه، مدرسه و محل کار می شود.
این در حالی است که بسیاری از کارشناسان در حوزه های مختلف معتقدند همگام با افزایش جمعیت و بزرگتر شدن شهرها باید امکانات رفاهی، سرگرمی و تفریحی نیز در شکل ها و قالب های مختلف همچون شهر یا شهرک های بازی ایجاد شود و زیرساخت های لازم تفریحی و سیاحتی برای شهروندان به ویژه کودکان که نقش آنها به طور کامل در سال های اخیر در کلانشهری چون تهران نادیده گرفته شده است، مورد توجه قرار گیرد.
براساس بررسی های و تحلیل های انجام شده از سوی کارشناسان شهری در سال های اخیر ایجاد و توسعه امکانات سرگرمی و تفریحی در قالب فضاهایی تحت عنوان "شهربازی" بیش از همه مورد توجه بوده است.
این توجه زمانی دو چندان می شود که کارشناسان با تعطیلات 90 روزه تابستان و 15 روزه آغاز سال جدید همچنین 5 ساعت و 23 دقیقه اوقات فراغت روزانه هر ایرانی مواجه می شوند.
فقر فضاهای تفریحی در پایتخت
شهر تهران روزبه روز پرجمعیت تر و بزرگ تر می شود اما این بزرگی تنها با افزایش مسكن و راه های ارتباطی شكل می گیرد. در این شرایط نه تنها تفریحگاه های جدید به شهر اضافه نمی شوند، بلكه هر ساله اتفاقاتی می افتد كه شهروندان تهرانی بیش از پیش فقر فضاهای تفریحی را احساس می كنند. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان شهری با مقوله جدیدی به نام شهر و کودک مواجه شده و معتقدند شهرهای جدید باید به گونه ای طراحی شوند که کودک و امکانات رفاهی و تفریحی آن نیز دیده شود.
علی نوذرپور کارشناس شهری با تاکید بر این نکته که در کشورهای توسعه یافته شهر و کودک هم اکنون در برنامه ریزی طراحان شهری جایگاه ویژه ای یافته است، می گوید:« کودک و شادی های ما در شهرهای ایران فراموش شده و هیچ فضایی را حتی در آپارتمان هایمان برای آنها در نظر نمی گیریم. این در حالی است که شخصیت افراد جامعه متاثر از دوران کودکی شان است.»
به گفته وی والدین همواره تلاش می کنند که امکانات رفاهی را در داخل منزل برای کودک فراهم کرده اما طراحان شهری هیچ تلاشی برای فضای بیرون از خانه کودک نکرده و آنها با بیرون آمدن از منزل دچار سردرگمی می شوند که تاثیرات منفی آن سال های بعد در جامعه نمود پیدا می کند.
این کارشناس شهری هم مانند بسیاری از همکاران خود معتقد است؛ امروز ضرورت ساخت اماکن تفریحی همچون شهر بازی در هر منطقه شهر تهران با توجه به افزایش جمعیت و نیاز جوانان به حضور در چنین مکان هایی بیش از پیش احساس می شود، اما متاسفانه تعداد شهربازی های فعلی شهر تهران بیشتر از تعداد انگشتان یک دست نیست.
کم شدن مساحت خانه ها حتی حذف حیاط از امکانات واحدهای مسکونی شاید نخستین موردی است که در نگاه اول می توان آن را عاملی برای تغییر در بازی های کودکانه دانست. موضوعی که نه تنها هیجان همراه با تحرک را از دنیای کودکانه به تدریج حذف کرده است بلکه جای خود را به بازی های رایانه ای بدون نیاز به جنب و جوش داده است. شاید به همین دلیل است که نوذرپور تاکید دارد که با توجه به آپارتمانی شدن خانه ها باید پارک، فضای سبز و اماکن تفریحی مناسب و استاندارد را نزدیک آپارتمان هایی برد که هر روز بلندتر از یکدیگر در این کلانشهر ساخته می شود، اما هم اکنون مکان هایی تحت عنوان شهر بازی در فضاهای کوچک و بسته راه اندازی شده است که هیچ شباهتی به شهر بازی ندارد.
سرزمین عجایب، کلبه شادی و تیراژه این روزها نخستین گزینه کودکان حتی خانواده ها برای داشتن اوقات شاد هستند. این در حالی است که این کارشناس شهری وجود مکان هایی همچون سرزمین عجایب را هم برای سلامتی جسمی و ذهنی کودکان و هم برای آینده اقتصادی و اجتماعی شهر تهران خطرناک عنوان می کند و می گوید:«احداث شهربازی جدای از مباحث اقتصادی و گردش سرمایه باید به کودک در تخلیه انرژی جسمی اش کمک کند، اما متاسفانه بازی هایی که در سرزمین عجایب وجود دارد بیشتر کامپیوتری بوده و تاثیرات عصبی فراوانی روی کودکان دارد.»
شهربازی عاملی برای رشد اجتماعی و فرهنگی کودک
رفتن به شهر بازی، پارک و سایر اماکن تفریحی امکان داشتن تجربه های جدیدی را برای کودک فراهم می کند، این که در دوران کودکی لذت گذراندن اوقات فراغت را در کنار خانواده حس کند و این خود عاملی می شود تا آنها در دوران جوانی و نوجوانی نیز در کنار خانواده بوده و از معاشرت با افراد و دوستانی که گاه ممکن است آینده آنها را به تباهی بکشاند، پرهیز کنند. همچنین بسیاری از روانشناسان کودک و جامعه شناسان نسبت به این موضوع اعلام خطر کرده و معتقدند که کودکان شهرهای بزرگی همچون تهران به دلیل زندگی کردن در فضاهای آپارتمانی باید انرژی خود را در جایی تخلیه کنند و شهربازی بهترین مکان برای این امر است. موضوعی که جامعه شناسان نیز بر آن تاکید دارند.
امان الله قرایی مقدم، جامعه شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت معلم نیز بر این باور است که از جمله عوامل موثر در بروز آسیب های اجتماعی نحوه پر کردن اوقات فراغت در دورن کودکی است. این موضوع نقش مهمی در سلامت جسمی، روحی، روانی و فکری کودکانی دارد که قرار است سرنوشت و آینده کشور را در دست بگیرند.
به اعتقاد این آسیب شناس اجتماعی شهر بازی از جمله مکان های تفریحی است که علاوه بر ایجاد شرایط اقتصادی مناسب برای جامعه، به رشد اجتماعی و فرهنگی کودک کمک کرده و آنها با رفتن به شهر بازی با نحوه برخورد اجتماعی به صورت غیر مستقیم آشنا می کند.
نشاط و جنب و جوش اگر چه مهمترین نیاز هر کودک است اما داشتن تجربه حضور در مکان های اجتماعی نخستین رکن ارتقاء وی در شبکه روابط مهارت هایی است که وی در سال های بزرگسالی به آن نیاز دارد.همانطور که این عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت معلم توضیح می دهد؛ مسئولان باید با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی هر منطقه شهری نسبت به راه اندازی شهر بازی اقدام کنند. به عنوان مثال در جنوب تهران هیچ شهربازی به معنای واقعی وجود ندارد و افراد این منطقه به دلیل داشتن فقر اقتصادی توان رفتن به شهر بازی هایی که در شمال شهر تهران راه اندازی شده یا می شود را ندارند. این امر به طور قطع خود می تواند عاملی برای بروز انواع آسیب های اجتماعی در این مناطق باشد.
او بیان می کند که راه اندازی اماکن تفریحی به ویزه شهر بازی که شادی فراوانی را برای کودکان ایجاد می کند، باید براساس نیازبندی مناطق، بافت و تراکم جمعیت صورت گیرد. حتی مسئولان مربوطه به این نکته توجه داشته باشند که ساخت شهربازی با توجه به وجود انواع آسیب های اجتماعی در جنوب تهران، در این منطقه اولویت دارد.
به اعتقاد این جامعه شناس، کودکان دنیا را با نگاه زیبای خود میبینند و هنوز زشتیهای این شهر چهره خود را به آنها نشان نداده و اگر هم گاهی از این دنیا و از این شهر دلگیر شوند با طلوع آفتاب دیگر همه چیز را به فراموشی میسپارند.
قرایی مقدم با انتقاد از تعطیل شدن شهر بازی تهران و این که شهربازی دیگری جایگزین آن نشده است، می گوید:« فضاهایی همچون شهر بازی بهترین فرصت را به کودک برای ارتباط برقرار کردن با دیگران می دهد. در حقیقت خواسته کودک است که با خیال آسوده و فارغ از دیوارهای محصورشده اتاقش بدوند، داد بزند و شادی خود را نشان دهند. والدین اغلب می توانند تنها شادی های فرزندانشان را در چنین محیط هایی ببینند. نکته ای که اغلب آن را فراموش کرده و همواره درصدد هستیم تا کودکانمان را با بازی های کامپیوتری سرگرم کنیم.
خاطرات کودکی با تعطیلی شهر بازی از بین رفت
شهر بازی سئول اگر چه تنها شهر بازی کلانشهر تهران نبود، اما بسیاری از شهروندان پایتخت خاطرات زیادی از این شهر بازی در دوران کودکی دارند. دورانی که با چرخ و فلک، کشتی صبا، ترن هوایی همراه با جیغ و فریاد کودکیمان پر شد، امروز در حسرت یادآوری این روزها هستیم. در شهربازی سئول بسیاری از شهروندان از جنوب، شمال، شرق و غرب پایتخت وسایل تفریحی خود را جمع می کردند و یک روز کامل خود را در این شهر بازی می گذراندند. اما با تعطیل شدن شهربازی سئول، تهران مهمترین و بزرگترین مرکز تفریح و شادی کودکانش را از دست داده است.
این شهر بازی روزگاری جزیی از زمین های دهات اوین بود و زمانی كه رضاشاه نتوانست آنها را برای فرزندش خریداری كند؛ از هیأت وزرا خواست تا با تصویب نامه ای اراضی اوین را به نمایشگاه بین المللی، باشگاه شاهنشاهی یا همان باشگاه انقلاب، مدرسه فرانسوی ها، ژاندارمری و دانشگاه ملی بدهند كه شهر بازی هم قسمتی از این زمین ها بوده كه البته مقداری از این اراضی به هتل هیلتون یا همان هتل اوین داده شد.
ترافیک بهانه ای برای تعطیلی شهربازی
شهربازی 50 ساله سئول در سال 1385در توافقات انجام گرفته بین شهرداری تهران و بنیاد شهید انقلاب اسلامی و به دلیل سبک شدن حجم ترافیک این منطقه تعطیل و تصمیم بر تخریب آن گرفته شد.
اگرچه این شهر بازی که در انتهای خیابان سئول و در کنار بزرگراه شهید چمران قرار دارد سال ها از مهمترین مراکز تفریحی شهر تهران به شمار میرفت، اما این شهربازی تنها شهربازی تهران نبوده و در همان زمان نیز شهر بازی های دیگر در سطح شهر تهران وجود داشته که "پارک ارم" نیز یکی از پرطرفدارترین این اماکن تفریحی است.سایر شهر بازی ها از جمله شهربازی اتوبان آهنگ نیز تا زمان تعطیلی شهر بازی سئول چندان در میان شهروندان پررونق نبوده است.
حال سوال این است که کلانشهری همچون تهران که همچنان نخستین شهر در رشد و افزایش جمعیت به ویژه جمعیت جوانان است، آیا باید تنها یک شهربازی داشته باشد که شهروندان تهرانی از لحاظ تفریحی و نشاط سیراب کند.؟!
براساس نتایج تحقیقات صورت گرفته در زمان شهرداری وقت کرباسچی ، کارشناسان شهری تعداد شهربازی های مورد نیاز پایتخت را 46 شهربازی عنوان کرده بودند. این در حالی است که براساس بررسی های صورت گرفته اگرچه شهربازی های دیگری در اقدسیه، شهرک ولیعصر منطقه 13، اتوبان آهنگ، سرزمین عجایب ، شهربازی منطقه اسلامشهر ساخته شد، اما در همان زمان بسیاری از شهروندان تنها تمرکز و توجه شان شهربازی سئول بود. بنابراین اگرچه در همان زمان نیز شهربازی های دیگری ساخته شد، اما این تعداد شهربازی نیز پاسخگوی نیاز شهروندان و جمعیت جوان پایتخت نبود و بسیاری از شهروندان رفتن به شهربازی را با تعطیل شدن شهر بازی سئول از برنامه های تفریحی خود حذف کردند.
امروز کارشنان شهری به خوبی خطر بزرگ شدن پایتخت، افزایش جمعیت جوان، رشد و احداث مکان های که هیچ شباهتی به شهر بازی ندارد، نبود امکانات رفاهی مناسب در هر منطقه و عدم دسترسی آسان به این اماکن را درک کرده کرده و این خطر را همواره به مدیران شهری نیز گوشزد می کند.
خواب زمستانی شهرداری و سرمایه گذاران برای ساخت شهربازی
یکی از دلیلی که هم اکنون تهران را تهی از اماکن تفریحی کرده است، بی توجهی مدیران شهری و همچنین خواب زمستانی سرمایه گذاران برای ساخت شهربازی است. سرمایه گذاران دلایل مختلفی همچون نبود زمین، بوروکراسی های اداری، نبود متولی خاص و عدم برگشت سرمایه را عنوان می کنند. از سوی دیگر نیز مدیران شهری اگرچه برنامه هایی را برای ساخت شهربازی در پایتخت دارند، اما تا زمان اجرایی شدن آن باید صبر را پیشه کرد تا شاید روزی کودکان شهر صاحب شهربازی شوند.
این در حالی است که امروزه در دنیا شهرهای بازی در کشورهای مختلف خود امروز تبدیل به جاذبه ای توریستی هم برای گردشگران خارجی و هم برای گردشگران داخلی شده است. تا آنجا که در کشور آمریکا دو شهر بازی دیسنی لند و ورلد دیسنی دائم در حال رقابت با یکدیگر بوده تا هر کدام گردشگران بیشتری را به ایالات خود ببرند.
در کشورهای اروپایی و حتی آسیای شرقی سرمایه گذاران و طراحان شهر بازی را تنها مکانی برای کودکان تعریف نکرده اند. طراحان در این زمینه شادی و رفاه مادربزرگ ها و پدربزرگ ها را فراموش نکرده و برای آنها سرسره ،تاب و بازی هایی ویژه ای را طراحی کرده تا آنها نیز در کنار نوه و فرزندان خود نیز احساس شادی کرده و خاطرات دوران کودکیشان دوباره زنده شود.
اما این موضوع در ایران اندکی متفاوت است. چرا که در اینجا هیچ کس حاضر نیست در سرمایه گذاری برای رفاه و شادی ریسک کرده و بیشتر سرمایه گذاران از ترس موانع پیش روی ترجیح می دهند که پول خود را در کشورهای اطراف همچون دبی سرمایه گذارای کنند.
هم اکنون سرمایه گذاران بسیاری هستند که علاقه مند به احداث شهربازی بوده اما شرط بسیاری از آنها برای احداث شهربازی غیر از واگذاری زمین برگشت سرمایه آنها طی 4 تا 5 سال است.
شهرداری زمین برای ساخت شهربازی نمی دهد
بهروز مختاری که خود از سرمایه گذاران در ساخت شهر بازی است، نبود یا گران بودن زمین را مهمترین دلیل برای نبود علاقه سرمایه گذاران عنوان می کند و می گوید:« برای ساخت و احداث شهربازی زمین مهمترین عامل برای سرمایه گذار است. سرمایه گذار باید پول خود را صرف خرید و یا واردات اسباب و وسایل بازی کند و زمین را باید نهادهایی همچون شهرداری در اختیار سرمایه گذار قرار دهد.»
وی معتقد است که وسعت زمین برای احداث یک شهربازی معقول و مناسب با در نظر گرفتن امکاناتی همچون احداث پارکینگ و فضاهایی برای استراحت خانواده ها در حدود 150 هکتار است. اما زمینی که شهرداری در بیشتر مواقع می خواهد به سرمایه گذار واگذار کند وسعتی بسیار کمتر از این میزان دارد.
مختاری توضیح می دهد:« این مشکلات در کنار گران شدن لحظه ای زمین در مناطق مختلف تهران است و در صورت نبود زمین به هیچ عنوان سرمایه گذار حاضر نیست که گامی برای احداث شهربازی بردارد.»
این سرمایه گذار مسائلی همچون پرداخت مالیات، طرح یارانه ای شدن پول آب، برق، گاز و نبود نیروی انسانی کافی را عنوان می کند و ادامه می دهد:« سرمایه گذار باید برای برگشت سرمایه اش از همان ابتدا هزینه هایی همچون پول کارگران، هزینه مالیات طی سه تا 5 سال و پول آب و برق را محاسبه می کند اما در شرایط فعلی که هنوز مشخص نیست که پول آب یا برق در ماه آینده چه میزان است، چه توقعی برای سرمایه گذاری وجود دارد؟!»
او به پروژه ساخت بزرگترین شهربازی خاورمیانه در لرستان اشاره می کند و می گوید:« قرار بود در لرستان و با مشارکت ژاپنی ها شهربازی نمونه ای را در خاورمیانه احداث کنیم اما پس از مدتی ژاپنی ها از ترس عدم بازگشت سرمایه قرارداد خود را فسخ کرده و حاضر به سرمایه گذاری در این حوزه نبودند.»
این سرمایه گذار برگشت سرمایه در پروژه هایی همچون شهر بازی که قیمت ماشین آلات و ابزار مشخص است را منوط به ثابت نگه داشتن قیمت زمین عنوان می کند که این کار نیز بر عهده دولت است.
تهران فعلی نیازمند 100 شهربازی است
سرمایه گذاران بسیاری با وجود آن که معتقدند که با توجه به بزرگ شدن پایتخت در شرایط کنونی هم اکنون این شهر نیازمند 100 شهربازی است، اما با این وجود ترس از شرایط و رکود اقتصادی جامعه، شرایط سرمایه گذاری را برای آنها سخت کرده است.
آنها بر این باورند که گران شدن اقلام مورد نیاز مردم و رکود اقتصادی موجب می شود که مردم تفریح را از زندگی خود کم کرده و دیگر هیچ تمایل و رغبتی برای رفتن به شهربازی و یا سایر اماکن تفریحی وجود ندارد.
جواد خوانساری سرمایه گذار در حوزه ساخت و ساز با تاکید بر این موضوع می گوید:« نبود توان اقتصادی برای تفریح و گشت و گذار به معنی عدم برگشت سرمایه برای سرمایه گذار است. بنابراین اگر شهرداری می خواهد سرمایه گذاران را تشویق به ساخت شهربازی کند باید ابتدا شرایطی را برای حضور مردم در چنین مکان هایی فراهم کند. صرفاً ارائه تسهیلات ویژه ای چون زمین، مجوز برای این امر کافی نبوده و باید تحقیقات جامع و کاملی روی وضعیت اجتماعی- اقتصادی مردم شهر صورت بگیرد.»
او شهر تهران را نیازمند وجود بیش از 100 شهربازی می داند و می گوید:« جمعیت قبل از انقلاب اسلامی در حدود 30 میلیون نفر بود که این جمعیت اکنون به 70 میلیون نفر رسیده است. بنابراین هم اکنون در حدود 40 میلیون جمعیت زیر 30 سال است که باید برای اوقات فراغت آنها اماکن تفریحی لازم ساخته شود.»
به اعتقاد خوانساری ارائه تسهیلات برای سرمایه گذاران و تشویق و فراهم کردن شرایط اقتصادی برای حضور مردم در شهربازی باید از سوی شهرداری و سایر ارگان های مربوطه همزمان انجام شود تا سرمایه گذار امیدوار به برگشت سرمایه اش باشد.
این سرمایه گذار راه چاره برای بازگرداندن نشاط و شادابی به جامعه را ایجاد رفاه برای مردم به ویژه کودکان عنوان می کند و ادامه می دهد:« در این زمینه باید شهرداری و دولت تصدی گری خود را از میان برداشته و کار را به صورت کامل به بخش خصوصی واگذار کند تا سرمایه گذاران پول های خود را از کشورهای عربی به سرزمین خودشان بازگردانند.»
این سرمایه گذار بیان می کند که تصور بسیاری از مدیران شهری آن است که نقدینگی جامعه با توجه در شرایط فعلی کم شده است، اما این تصور به طور کامل اشتباه بوده و سرمایه گذاران ایرانی تنها به دنبال بهانه ای هستند که به دور از مسائل سیاسی و حاشیه ای سرمایه های خود را برای پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی آینده شهر هزینه کنند.
کلنگ شهرداری برای ساخت شهربازی به زمین نرسید
شهرداری اما این بار نیز به جای جذب سرمایه گذار مانند سایر پروژه ها خود دست به کار شده و تصمیم گرفته که شهربازی را در منطقه 22 احداث کند. شهربازی که قرار بود کلنگ احداث آن تا پایان امسال به زمین بخورد اما سال به ماه آخر خود رسید و هیچ خبری نه کلنگ است و نه از زمین.
به گفته هیربد معصومی، معاون شهرسازی و معماری شهرداری تهران این شهر بازی در زمینی به مساحت 130 تا 200 هکتار جانمایی شده است که ساخت آن در چند فاز انجام میشود.
وی با اشاره به ویژگیهای این شهر بازی توضیح می دهد:« مجموعه این شهر بازی بدون الگوبرداری از شخصیتها و کارتنهای خارجی است و سعی میشود تا در آن همه وسایل و مجموعهها منطبق با آداب و رسوم و سنتهای ایرانی طراحی و اجرا شود تا فرهنگ ما هرچه بیشتر برای مردم به نمایش گذاشته شود. همچنین در این شهر بازی، مجموعههای بزرگی مانند هتل، مجموعههای تجاری، بخشهای گردشگری و فضاهای بازی مختلف پیشبینی شده است که در چند فاز اجرایی خواهد شد.»
اما او درباره این که چرا بر خلاف قول های داده شده، هنوز کلنگ احداث آن نخورده است، می گوید:« این موضوع به برخی از مشکلات اداری بازمی گردد و این که هنوز نتواسته ایم برخی از تجهیزات را از خارج وارد کنیم. ضمن آن که این توان در صنعتگران ایرانی وجود دارد تا بخشی از وسایل این مجموعه بهصورت داخلی تولید و بخشی نیز از دیگر کشورها وارد شود.»
به نظر می رسد هیاهوی شادی کودکان کلانشهری به نام تهران این روزها می رود تا در لا به لای دغدغه های سرمایه گذاران و بی توجهی شهرداری به این بعد از نیاز پایتخت کمرنگ و کمرنگ تر و شاید به زودی فراموش شود.