ابوالفضل پورعرب:فرصت همکاری با مهرجویی و کمیایی را از دست دادم/از مردم ممنونم
به گزارش خبرگزاری برنا،ابوالفضل پورعرب جمعه شب در ابتدای صحبتهای خود در برنامه "هفت" ضمن ابراز ناراحتی از حواشی که طی مدت بیماری او منتشر شد، بیان کرد: در ادامه حضورم در سینما سعی دارم که کار بسازم تا در کاری بازی کنم. در طی این مدت نرفته بودم که اکنون دوباره به بازیگری برگردم. بلکه این پیامد کاری است که رسانههای زرد با من کرده اند.
در ادامه این برنامه پورعرب مقابل دوربین قرار گرفت و رو در رو با مردم به صحبت پرداخت، او از خبرهای نادرست که از گوشه و کنار درباره وضعیت جسمیاش شنیدهبود ، ابراز ناراحتی کرد و گفت: من به واسطه اجابتی که باید در برابر شما مردم داشته باشم، مقابل شما هستم و باید بگویم که دعاهای شما مردم بود که مرا نجات داد، البته پزشک هم بسیار موثر است، اما دعاهای شما نیز موثر بود و من از شما ممنونم. سه بار در بیمارستان بستری شدم که پزشکان برای سومینبار بیماری مرا خوشخیم اعلام کردند و خوشبختانه به خیر گذشت.
پورعرب درباره ادامه کارش توضیح داد: واقعا میترسیدم که کارم را شروع کنم. چون فیلمهایی که دیدیم آن چیزی نبود که من دوست داشته باشم. دههای که من وارد سینما شدم، دههای بود که باید به خواستگاری میرفتی و با پدر دختر دعوا میکردی تا تو را به خانهاش راه بدهد. در دهه دوم دختر و پسر یکدیگر را بیرون میدیدند، این سینمای مطلوبی برای من نیست چون تمام رسانه ما اینترنت و کامپیوتر نیست. شبکه فیس بوک برای ما نیست. خوشبختانه من فیس بوک ندارم .
بازیگر فیلم "نرگس" با انتقاد از دیالوگهای این روزها در فیلمها گفت: زمانی من در یک فیلم از مرسی استفاده کردم، به من گفتند چنین چیزی قابل پخش نیست، لغت فرانسوی است، اما امروز از دیالوگهایی مانند خفن، دورش بزن و ..... استفاده میکنند! این دیالوگها یعنی چه؟ این اصطلاحات اصلا برای ما نیست. به اعتقاد من سختگیریهای دوران ما به مراتب بهتر بود. یک مملکت این همه هنرپیشه و کلاس نمیخواهد. چرا برای فیلمبرداری،صدابرداری و ... ثبت نام نمیکنند! چون میدانند این کارها نیاز به تجهیزات دارد.
او تصریح کرد: من هنرپیشه هستم و دلیل نمیشود زمانی که سنم بالا میرود بتوانم تدریس کنم. یک بار برای تدریس در دانشگاه از من دعوت شد. هر چقدر که با خودم فکر کردم به نتیجه رسیدم که آنها هم استاد نیستند چه برسد به من!
پورعرب در پاسخ به مجری برنامه که از او پرسید، چطور شد که ابوالفضل پور عرب سوپر استار سینمای ایران شد، بیان کرد: آن زمان کسی نبود. یک روز پسری از پدرش پرسید، بابا فلان باغ برای ماست؟ پدرش گفت، امروز برای ماست. پسر گفت، یعنی چه ؟ پدر گفت، امروز نوبت ماست. ما هم در کنار کسانی مانند مرحوم شکیبایی بودیم. اگر به مردم احترام نگذاریم، آنها هم به ما احترام نمیگذارند. در خیابان و پشت صحنه باید یک هنرپیشه با مردم ارتباط برقرار کند. بازیگر میتواند تختی باشد. در هر صنفی که شما بروید، تختی وجود دارد و میتواند بدرخشد.
این بازیگر ادامه داد: با مردم رو راست بودیم و تلاش خودمان را میکردیم که فیلم بد نشود و نگویند بابت پول هر کاری را انجام دادهاند اما آن زمان آرتیست کم بود. مثلا آقای هاشمپور در یک سال هشت فیلم بازی میکردند و زمان جشنواره که میرسید، میگفتند پرکارترینها هستند، پرکارترین نکته منفی بود.
پورعرب درباره فیلمهایی که تاکنون بازی کرده است، عنوان کرد: فیلم "عروس" به عنوان اولین فیلمی که در آن به ایفای نقش پرداختم، به تمامی برای من خاطره است. چون به سختی برای بازی در این فیلم انتخاب شدم و بازتاب ها از سوی مردم و منتقدان خوب بود. فیلم "نرگس" رخشان بنی اعتماد نیز اگرچه خاطراتش برایم شیرین نیست و پایان فیلم چندان برایم خوشایند نیست، اما کارگردان آن و متن این اثر هر دو از ویژگیهای خوب فیلم بودند.
"دستهای آلوده "ساخته سیروس الوند نیز گروه خوبی از کارگردان و بازیگر داشت به گونهای که دیالوگهایی که کارگردان برای بازیگران در نظر گرفته شده بود، حساب و کتاب داشت و باید همه چیز بر اساس آن پیش میرفت.
بازیگر فیلم "دستهای آلوده" در تحلیل خود از حضور جوانان در سینما ایران بیان کرد: حضور و ماندگاری بازیگران جوان با مردم و خواست آنها است و به رفتار بازیگردر بازیهای خود و مردم برمیگردد. هنر پیشهای که خوب بازی میکند نیز در نظر مردم زیبا جلوه میکند حتی اگر نقش او چشم گیر نباشد. در طول این سالها جوان های بااستعدادی به سینما اضافه شدهاند که بودنشان به عوامل بسیاری نیز مرتبط است.
بازیگر فیلم "غریبانه" ادامه داد: سیاستهای سینمایی ما ناقص است، چرا که با جابهجایی مدیریتها دیگر از تجربیات قبلی استفاده نمیشود و مدیریت جدید تنها به کار خود بدون استفاده از تجربیات مدیریت قبلی میپردازد.
پورعرب در پایان در خصوص فیلمهای خود و کارگردانان آنها بیان کرد: کارگردانانی که تا کنون با آنها همکاری داشتهام را دوست داشتم که در غیر این صورت منجر به همکاری با آنها نمیشد، اما در این میان کارگردانانی بودند که دوست داشتم با آنها کار کنم اما در زمان پیشنهاد آنان نیز فرصت همکاری دست نداد. همچون داریوش مهرجویی برای فیلم "سارا" که در آن زمان در پروژه فیلم "نیش" حسین فرح بخش مشغول کار بودم و همچنین آقای کیمیایی نیز که مشغول کاری دیگر بودم و نتوانستم با آنها کار کنم.