قاب روز

عاشقانههای یک رویا
دیگر به درخشش آنها عادت کرده ایم. درخششی که بدل به یک موتیف شیرین شده که از بازی به بازی دیگر و از تورنمنتی به تورنمنت دیگر تکرار می شود. درخششی که آنقدر سقف آرزوهای ما را بالا برده که حالا از آنها توقع روی سکو رفتن را داریم و رتبه فاخر چهارمی لیگ جهانی را برنمی تابیم. شاید فراموش کرده ایم که روزگاری در والیبال غایت آرزوهای ما گرفتن یک ست از مثلت سنتی مدعیان چشم بادامی در خاور دور بود. کودک بازیگوش آن روزها حالا مدتهاست قد کشیده و بلند شده. سرو قامتی که حالا سر به آسمان می ساید و تنه به تنه بزرگان می زند. رقابت های جهانی والیبال حالا عرصه دیگری برای طنازی ستاره های دوست داشتنی شده. ستاره هایی که حالا دست کمی از غول های والیبال ندارند و برای آنها شاخ و شانه می کشند. برد برابر بلژیک در رقابت های جهانی سرآغاز یک آرزوهای بزرگ بود. راهیابی به دور دوم رقابت های جهانی؛ آنچه که کمترین انتظار از این تیم شایسته و دوست داشتنی است و حالا انتظاری بزرگتر را طلب می کنیم. تیمی که برای نخستین بار همه معادلات و کلیشه های سابق را به هم زده و آنقدر در میان توده مردم جای خود را باز کرده که تلویزیون را وادار می کند فارغ از همه انگاره ها و ملاحظات اقتصادی اش برای نخستین بار در تاریخ حیات خود قید پخش مستقیم مسابقه فوتبال که یک طرف آن یک تیم پرطرفدار است از یک شبکه سراسری را زده و فارغ از همه حساب و کتاب های منفعت طلبانه اش، والیبال را به آن ترجیح بدهد. آنچه نشان از کارکرد موفقیت و تاثیر آن بر روحیه عمومی دارد. حالا می توان ادعا کرد والیبال ورزش اول ماست. در کنار کشتی، این سروقامتان هستند که پرچم ایران را در سپهر ورزش جهان بالا نگاه داشته اند. صعود به دور دوم رقابت های قهرمانی جهان این تیم شجاع دل اما تازه اول قصه است. قصه ای برایش پایانی رویایی طلب می کنیم؛ چیزی مثل ایستادن روی سکو جهانی برای اولین بار. این تیم پتانسیل و استعدادش را دارد و ما عاشقانه به این رویا دل بسته ایم.