روابط ایران و عربستان ؛ دیروز، امروز، فردا
در بررسی روابط ایران و عربستان، لازم است به محورهایی نظیر اهمیت و جایگاه منطقهای و بینالمللی خلیج فارس، موضوع انرژی و نقش دو کشور در اوپک، جایگاه قدرتهای منطقهای و رقابتهای منطقهای، فرامنطقهای و بینالمللی در این منطقه استراتژیک، موقعیت و جایگاه عربستان سعودی و ایران و عوامل تأثیرگذار در مناسبات سیاسی دو کشور، نقاط اشتراک و افتراق بین دو کشور؛ خصوصیات پادشاهی عربستان؛ چالشهای درونی جامعه عربستان؛ حوادث 11 سپتامبر و تبعات آن برای عربستان؛ شرایط کنونی عربستان سعودی؛ فرصتهای پیشروی ایران، چالشهای فراروی ایران؛ سیر روابط و وضعیت کنونی؛ و در نهایت پیامدهای نزدیکی دو کشور در سطوح دو جانبه، منطقهای و بینالمللی مورد توجه قرار گیرد.
عربستان به دلیل ساختار خاص اجتماعی و فرهنگی خود، از دیگر کشورهای خاورمیانه و حتی کشورهای همسایه آن در حوزه جنوبی خلیج فارس متمایز میباشد. ساختارهای خاص قبیلهای و عشیرهای که به پدید آمدن فرهنگی خاص منتهی شده است، همزمان آموزههای عمیقاً سنتی و مذهبی و نیز سیطره افکار و ایدههای سلفی، به جامعه عربستان ترکیب منحصر به فردی بخشیده است. از سوی دیگر این کشور حدود یک چهارم ذخایر اثبات شده نفت جهان را در اختیار دارد و از این منظر، شرایط سیاسی و ثبات یا ناامنی در این کشور نفتخیز از اهمیت زیادی برای قدرتهای بزرگ به ویژه ایالات متحده آمریکا برخوردار میباشد.
جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی با توجه به ظرفیتها و ویژگیهای خود، دو کشور مهم و تعیین کننده در منطقه محسوب میشوند. همزمان با رخداد انقلاب اسلامی و رویدادهای متأثر از آن، به همراه تغییرات منطقهای و بینالمللی، روابط دو کشور را با حساسیت خاصی همراه کرد و به آن پیچیدگی فوقالعادهای بخشید. نگرانی اعراب از سیاست صدور انقلاب، زمینۀ بروز تنشهایی را در روابط دو کشور فراهم آورد. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در واکنش به این سیاست اقدام به تشکیل شورای همکاری خلیج فارس موسوم به[GCC] کردند. به طور کلی روابط دو کشور در طول دهه 1980 میلادی روابطی سرد و همراه با تنش بود.
تنش در روابط دو کشور با کشتار حجاج ایرانی به اوج خود رسید و تا مرگ آیتالله خمینی ادامه داشت. پس از فوت خمینی و روی کار آمدن آیتالله هاشمی رفسنجانی و اتخاذ رویکرد تنشزدایی در سیاست خارجی، سردی روابط تا حد قابل توجهی کاهش یافت. در دهه 1990 میلادی و پس از حملۀ عراق به کویت، روابط دو کشور وارد مرحله جدیدی از همکاری و اعتمادسازی شد. با این حال هیچ گاه سوء ظن و بدگمانی اعراب به طور کل و عربستان به طور خاص نسبت به ایران بر طرف نشد. هر چند آیتالله هاشمی در دوره ریاستجمهوری خود کوشید تا به انزوای سیاسی و بینالمللی جمهوری اسلامی ایران پایان دهد. در همین دوران شاهد بهبود و گشایش در روابط خارجی با سایر کشورها در سطح منطقهای و بینالمللی بودیم.
با روی کار آمدن سید محمد خاتمی و تداوم رویکرد تنشزدایی در سیاست خارجی و به ویژه پس از طرح «نظریه گفتگوی تمدنها» که اساس و بنیان سیاست خارجی وی را تشکیل میداد، روابط دوجانبه ایران و عربستان بیش از گذشته تقویت شد. به گونهای که از این دوران به عنوان دوران طلایی در روابط دو کشور یاد میشود.
ماه عسل روابط ایران و عربستان چندان پردوام نبود و همزمان با روی کارآمدن احمدینژاد تنش در روابط دو کشور به اوج خود رسید. رویکرد تهاجمی و تجدید نظرطلبانه احمدینژاد در سیاستخارجی و روابط خارجی حاصلی جز انزوای ایران در محیط بینالمللی و سردی روابط با کشورهای منطقه خاورمیانه نداشت. دوران وی مصادف با بروز تحولات و رخدادهایی در منطقه خاورمیانه بود که به نوعی این پدیدارها بازنمایی نقش این دو کشور و خواست آنان برای اعمال نقش قدرت فائق در منطقۀ خاورمیانه است. نمونههای حاد این مواجهه را میتوان در سوریه، بحرین و عراق به خوبی مشاهده کرد.
خزان بیهنری و بیبرگی و زمستان سرد دلمردگی و تلخی احمدی به معجزهای سرمدی طی شد و این بار نیز جمهوریت ساختار سیاسی ایران اسلامیت آنها از به محاق رفتن رهانید. با روی کار آمدن روحانی و اتخاذ مجدد رویکرد تنشزدایی و در پیشگرفتن تعامل سازنده با کشورهای منطقهای و فرامنطقهای شاهد گشایش نسبی در روابط خارجی کشور هستیم. آگرچه اولویت این روزهای دیپلماتهای ایران حل مناقشۀ هستهای است اما این بدان معنا نیست که ارتقای روابط با کشورهای منطقهای و فرامنطقهای در دستور کار وزارت خارجه نیست. دیدار اخیر ظریف با وزیر امور خارجۀ عربستان و تعبیر آغاز فصل جدید در روابط دوکشور از سوی وزیر امور خارجۀ کشورمان مؤید اهتمام دولت روحانی برای ارتقا و بهبود روابط با کشورهای منطقهای و بینالمللی است.
متأسفانه سیاست امریکا به عنوان قدرت مؤثر فرامنطقهای و هژمون در روابط بینالملل نوعی حرکت آونگی میان ایران و عربستان است هر چند که عربستان به دلایلی چند در استراتژی ایالات متحده دارای اولویت بیشتری نسبت به ایران است. ایالات متحدۀ امریکا میکوشد از طریق تهدید جلوده ایران شیعی، زمینه وابستگی کشورهای عرب سنی در منطقه را به خود بیشتر کند. افزایش حجم صادارت تسلیحات نظامی به کشورهای عربی را در پرتو همین دیدگاه باید فهم کرد. احساس تهدید نسبت به ایران که در برخی از کشورهای عربی به وجود آمده موجب شده است که کوششهای دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران برای نزدیکی و تفاهم با اعراب نتواند به اهداف خود برسد و از آن سو موجبات تحرک چرخهای دیپلماسی آمریکا را فراهم آورده است. تلاش عمده آمریکا در منطقه خاورمیانه در چند سال گذشته این بوده است که تهدید ایران را در جهان عرب جایگزین تهدید اسرائیل کند و این رژیم را به عنوان بازیگری عادی و طبیعی در منطقه جلوه دهد. در این راستا، رهبران آمریکا به مسایل مختلفی از جمله مقاصد هستهای ایران و تلاش آن برای تسلط بر منطقه اشاره میکنند و خواستار حمایت کشورهای عربی و به ویژه عربستان برای اتخاذ یک رویکرد تقابلی در برابر ایران هستند.
طی سالیان گذشته اختلافات بنیادین تهران و ریاض پیرامون دو محور قرار داشته است یکی از این محورها به منافع متفاوت و متضاد دو کشور در مسائل منطقهای – نظیر آنچه در عراق، سوریه و بحرین – شاهدیم باز میگردد و محور دوم به نقش قدرتهای فرامنطقهای نظیر آمریکا در مطرح کردن ایرانهراسی و جایگاه و نقش استراتژیک عربستان در استراتژی منطقهای ایالات متحده است. وساطت این دو عامل باعث شده که امروزه در بیشتر کشورهای خاورمیانه، منبع اصلی درگیریهای داخلی ریشه در تضاد منافع ایران و عربستان سعودی داشته باشد، به حدی که امروزه، تقابل ایران و عربستان یا به تعبیر دیگر تقابل شیعه و سنی، به مشخصه اصلی درگیری های منطقه ای تبدیل شده است و حل بحرانهای منطقهای بدون مداخله این دو کشور امکانپذیر نباشد.
نویسنده: سمانه مقدم