نشست تلویزیون و دفاع مقدس در انتشارات علمی و فرهنگی برگزار شد
در سلسله نشست هایی که به مناسبت هفته دفاع مقدس در انتشارات علمی و فرهنگی برگزار می شود ، نشست تلویزیون و دفاع مقدس با حضور دکتر مهدی منتظر قائم ، استاد ارتباطات دانشگاه تهران ، برگزار شد .
منتظر قائم در این جلسه گفت :من استاد ارتباطات هستم و نوجوانی و اوایل جوانی من همزمان با وقوع جنگ بوده است ، درست آن زمان که جوان در جستجوی آرمان ها و الگوهایی است که خود را فدای آنها کند ، نسل من درگیر جنگ بوده است .
نسل من حداقل زیر تابوت بیست نفر از همکلاسی ها و اقوام و بچه محل های خودش که در جنگ شهید شده بودند رفته است و نمی تواند به یکباره همه حوادث و احساسات و همراهی هایی را که داشته و نیز کلیت جنگ را زیر سوال ببرد ، در عین حال نسل من دردها و رنج ها و حرمان های جنگ را نیز دیده است .
وی تاکید کرد : عرایض مرا با توجه به زمان و مکان و گوینده تحلیل بفرمایید و ادامه داد :
برای من حرف زدن در باره تلویزیون خیلی راحت و در باره جنگ حرف زدن بسیار سخت است .در واقع جمع بندی آن چه اتفاق افتاده سخت است و این سختی یک رویکرد عاطفی نیست ، به خاطر این است که هر چه فاصله زمانی از جنگ و سن ما بیشتر شد ، متوجه شدیم که تصویری که از جنگ داشتیم خیلی شکل یافته و مهندسی شده بوده است ، در حالی که جنگ واقعیتی بسیار پیچیده تر و وسیع تر از چیزی بود که من به عنوان یک جوان با آن مواجه بودم .
مثلا آن موقع گفتمان روایت فتح در من درونی سازی شده بود و من مصرف کننده روایت فتح بودم ،اما بعد از بیست سال تحصیلات آکادمیک متوجه شدم که آن زمان چه اتفاقی افتاده است، چون آگاهی همیشه دو اثر دارد ، یا شیفتگی شمارا بیشتر میکند ، یا شما را به موضعی می رساند که متوجه می شوید این آگاهی شما نبوده ، خود آگاهی دیگری بوده که در وجود شما به عاریت گذاشته شده است .
این استاد ارتباطات افزود : جنگ همیشه دو چهره دارد : یک چهرۀ آن رشادت ها و مقاومت ها و شهادت و ایستادگی مردم است ، اما چهرۀ دیگر جنگ محرومیت ها و از دست دادن هاست .
ما بعد از گذشت سال ها از پایان جنگ ، هنوز آمار رسمی از تعداد شهدا و جانبازان نداریم و عوارض زیادی را که جنگ در ابعاد اقتصادی و اجتماعی و سیاسی جامعه داشته است ، بررسی نکرده ایم .
همان طور که گفتم جنگ ابعاد متفاوت و گسترده ای داشت و متاسفانه رسانه های جمعی در آن زمان به مردم کمک نمی کردند تا واقعیات جنگ را ببینند .
رسانه های ما به ویژه تلویزیون به سمتی رفته اند که هنوز پس از گذشت 26 سال از جنگ ، همه ابعاد و زوایای این اتفاق بزرگ برای ما مکشوف نشده است .
منتظر قائم هم چنین گفت : جنگ ما صحنه شهادت طلبی و ایثار بوده و یک نوجوان چهارده ساله در مقابل بیست عراقی ایستاده و شکست شان داده است ، ملت ما هزینه های این جنگ را پرداخت و هنوز هم می پردازد و این ها همه فوق العاده است .اما این همه جنگ نبوده است .
ما اگر پدیده ای به نام جنگ را با آن ابعاد پیچیده و عظیم اش به اسطوره تقلیل دهیم ، آن را از حیطه انسانی خارج کرده ایم .
منتظر قائم در توضیح نظراتش ادامه داد :
ما جنگ را برده ایم به سمت چیزی که از جهان واقعیت خارج و تبدیل به اسطوره شده است ، اسطوره ای که شما باید یا همه اش را بپذیری یا همه اش را رد کنی و راه سومی وجود ندارد .
ما در یک طرف رادیوها و رسانه های بیگانه را داریم که کارشان فقط تخریب افکار عمومی است . دقت کنید که سیاست رسمی که غرب اعلام کرده ، این است که این جنگ نباید برنده داشته باشد ، یعنی از سال 62 تا 67 و پنج سال آخر جنگ ، سیاست رسمی غرب این بود که یک سلسله عملیات روانی را دنبال کنند که هرچه در باره جنگ گفته می شد منفی باشد . رسانه های غربی در زمان جنگ هیچ گاه پیروزی های ما را پوشش نمی دادند و فقط از نکات منفی صحبت می کردند.
البته واقعیت این است که این جنگ عوارض منفی هم داشته است ، اما شما وقتی می خواهی در باره عوارض منفی جنگ فکر کنید ، احساس وطن فروشی می کنید و این جمله به ذهن تان می آید که این شک و تردید از کدام رادیو ، کدام تلویزیون یا کدام مقاله در ذهن من نفوذ کرده است ؟
شهروند عادی موقعی که در این دوگانگی گرفتار می شود ، عقل تحلیل گر را پس می زند و خودش یک انسان سیاه و سفید می شود . رسانه خارجی در مورد سلامت فضای معرفتی جامعه ما تعهدی ندارد ، این ماییم که نتوانسته ایم در این فضا درست عمل کنیم .
منتظر قائم در باره عملکرد رادیو و تلویزیون از بازتاب وقایع جنگ گفت : رادیو رسانه خبر سریع و همراه جنگ بود ، اما تلویزیون رسانه سمعی و بصری بود که با اخبار شبانه و مستندهایش از جنگ ، بیشتر با توده ها سرو کار داشت ، بنابر این آن تصور از جنگ که در ذهن جامعه ما نهادینه می شد ، بیشتر توسط برنامه های تلویزیون به وجود می آمد .
در سال های 60 و 61 تلویزیون برای بازتاب اتفاقات جنگ خیلی موفق عمل کرد ، اما از 62 و 63 به بعد کلیشه سازی در برنامه ها و اخبار جنگی تلویزیون سلطه پیدا کرد .
خبرها همه کلیشه ای بود و خلاقیتی نداشت . جنگ بیش از توان خبر رسانی پرسنل صدا و سیما طول کشید و آنها به تکرار و عدم خلاقیت رسیدند چون تخصص نداشتند . دانش ارتباطی و جریان عقلانیت که که باید تزریق شود تا قالب های تولید رسانه ای به روز شود ، وجود نداشت یا عقب تر از زمان خودش بود و این باعث شد که اخبار و برنامه های تلویزیون به روز مرگی و کلیشه ای شدن دچار شود و باید توجه کرد که کلیشه سازی در خبر مردم را به سمت بی تفاوتی هدایت می کند .
در این جا یادی می کنم از چهل شاهد ،و این تعبیری است که برای نسل جنگ بسیار محترم بود ، چهل شاهد حدود چهل نفر جوان بودند که با دوربین های 8 میلی متری ، مستندهای جنگی سال 59 و 60 را ساختند و تاریخ آن زمان جنگ را خیلی خوب ثبت کردند و در این هفته مقدس و محترم وظیفه ماست که یادی از آنها بکنیم .
در انتها این جمله را عرض می کنم که : در واقعیت جنگ ابعاد حماسی ، عقلانی ، عاطفی ، ملی ، فردی و جناحی وجود داشته است و همه این ابعاد باید بتوانند روی صحنه بازنمایی ، نقش خود را داشته باشند .