تمرکززدایی هوشمند با تقویت کانونهای ملی، مسیر جدید ساماندهی تهران
عبدالرضا گلپایگانی، معاون وزیر راه و شهرسازی و مدیرعامل شرکت بازآفرینی شهری ایران، در نشستی با محور بررسی برنامه اقدام عاجل برای ساماندهی، پایش عملکردی و تمرکززدایی از استان تهران، با اشاره به تراکم شدید جمعیتی، اقتصادی و خدماتی در پایتخت، بر ضرورت نگاه همزمان فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی در سیاستهای ساماندهی و تمرکززدایی تأکید کرد.
به گفته او، سکونت در تهران طی سالها به نوعی «شانیت اجتماعی و فرهنگی» تبدیل شده و همین مسئله، پایتخت را به یک امتیاز ویژه در ساختار ذهنی جامعه بدل کرده است. در چنین شرایطی، هرگونه سیاست تمرکززدایی یا ساماندهی شهری که فاقد پشتوانه فرهنگی و اجتماعی باشد، عملاً به شکست منتهی میشود و صرفاً به تولید مقاومت اجتماعی میانجامد.
وی با اشاره به تجربههای ناموفق سیاستهای محدودکننده در دهههای گذشته، از جمله سیاستهای شعاع ۱۲۰ کیلومتری تهران، تصریح کرد که محرومسازی پایتخت بدون تقویت واقعی مناطق جایگزین، نهتنها تمرکز را کاهش نمیدهد بلکه به افت ارزش داراییهای طبقه متوسط، تشدید نارضایتی اجتماعی و شکلگیری تنشهای جدید شهری منجر میشود.
مدیرعامل شرکت بازآفرینی شهری ایران همچنین توسعه مداوم زیرساختها و پروژههای بزرگمقیاس در تهران را نشانهای از جذابیت ساختاری پایتخت برای تمرکز سرمایه و امکانات دانست و گفت گسترش بیضابطه مراکز درمانی بزرگ، ساختمانهای عظیممقیاس و پروژههای کلانشهری، عملاً تمرکز را بازتولید میکند، نه کنترل.
وی با تأکید بر لزوم تقویت کانونهای ملی دارای ظرفیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کشور، اظهار کرد تا زمانی که این مراکز جایگزین بهصورت واقعی تقویت نشوند، مهار رشد تهران ممکن نخواهد بود. به اعتقاد او، رانتهای اقتصادی و سیاسی ناشی از تمرکز دولت باید بهصورت هدفمند به سمت شهرهای توانمندتر و دارای ظرفیت جذب جمعیت و سرمایه هدایت شود.
وی همچنین با اشاره به تحولات جمعیتی کشور در دهههای آینده خاطرنشان کرد که بسیاری از شهرهای ایجادشده در ۷۰ سال گذشته با بحرانهای ساختاری مواجهاند و سیاست شهری آینده باید بر محور ساماندهی، بازآفرینی شهری و ارتقای کیفیت زندگی متمرکز شود، نه صرفاً توسعه کالبدی.
در پایان، گلپایگانی بر ضرورت تغییر گفتمان سیاستگذاری شهری تأکید کرد و گفت برای ایجاد اجماع عمومی، نباید از محدودسازی تهران سخن گفت، بلکه باید محور اصلی سیاستها «زیستپذیر کردن تهران» باشد. تنها در چنین چارچوبی است که جامعه از توسعه شهرهای رقیب حمایت خواهد کرد و مسیرهای غیررسمی برای دور زدن مقررات و سیاستها بهتدریج تضعیف میشود.