اینجا همه چیز «مردمی» است!
به گزارش خبرگزاری برنا استان البرز؛ حدود دو هفته از تجمعهای شبانه مردم در خیابانهای سراسر ایران میگذرد. هرکس که این شبها حتی برای دقایقی با این سیل خروشان همراه شده باشد، حتما نکتهای مهم توجهش را به خود جلب کرده است. آن هم مردمی بودن و عاشقانه بودنِ همه چیز است.
در این خیابانها که زیر پای مردمِ حماسهسازِ ایران، این شبها نوای "سمفونی آزادسازی خرمشهر" به خود گرفتهاند، خبری از موکبها و غرفههای رنگارنگ دستگاههای دولتی نیست یا نسبت به موارد مشابه بسیار کمتر شاهد فعالیت این مواکب هستیم. این شبها مردم خودشان کار را دست گرفتهاند و هرکس هرچه در توان داشته به میدانِ حماسه آورده است.
از میزهای خیلی معمولی که خانوادهها حدود ساعت ۲۰ هرشب با خودشان حمل میکنند تا بساط کتری و چای را آماده کنند تا دختربچههایی که با لباس مدرسه و کولهپشتی صورتی، میان انبوه جمعیت یک جعبه خرما بدست گرفته و در کنار فرد دیگر که اسپند دود میکند با لبخند خودشان را در دل مردمی جا میکنند که با تماشای شکل و شمایل آنها یاد دختران معصوم مدرسه شجره طیبه میناب میافتند.
این شبها بانوان "با حجاب و کم حجاب" و آقایان "ریشدار و تتو دار" همه در کنار قدم میزنند و شانهبهشانه هم فریاد غرور و وطندوستی سر میدهند. در خیابانهای عشق دیگر مردم از خیلی از مسائل که تا قبل از جنگ مطرح بود، عبور کردهاند و تنها با اسم رمز "ایران"، برای حفظ این خاک فریاد میزنند.
به راستی با چه تشویق و امتیاز و بهقول برخیها کیک و ساندیسی میتوان این جمعیت میلیونی را در سرما و برف به مدت ۱۴ شبانه روز در خیابان نگاه داشت؟
اصلا مگر هیچ مسئول و نهادی توان این کار را دارد؟ قطعا خیر. این مردم معادلات ابرقدرتهای جهان با سالها مطالعه و هزینههای سرسامآور را برهم زدند و در کنار هم نظم نوین جهانی را رقم میزنند.
مگر نیروهای مسلح بدون حضور این مردم در خیابان و دلگرمی گرفتن از آنها توان جنگ دارند؟ مگر حرامیهای صهیونیست به غیر از قالب تهی کردن مردم دل خوش کرده بودند؟!
اما چه شد؟ این مردم نه تنها از ناو و جنگنده و صدای انفجار حین راهپیمایی نترسیدند بلکه کودکانشان را با کالسکه و سالمندانشان را با عصا و ویلچر به تجمعات میآورند.
حقیقتا وقتی این شگفتیها را هرشب میبینم، از جوش و خروش مردم حاضر در خیابان تا برخی اصناف که علیرغم شرایط دشوار اقتصادی خود، پای کار کشور ایستادهاند و با نصب بنرهایی از تخفیفات قابل توجه بخاطر شرایط جنگ و اوضاع نابسامان مردم خبر میدهند یا حتی خانوادههایی که به هر دلیل در خیابان حاضر نشدهاند اما به محض تماشای جمعیت به تراس میآیند و همنوا با لشکریان خیابان فریاد "هیهات منالذله" سر میدهند؛ با خودم فکر میکنم، ملتی که بسوی به میدان جنگ پرواز میکند و عاشق شهادت است، به یقین خداوند دربهای شکست را به رویش بسته است. مدام به این موضوع فکر میکنم و مدام صدای امامِ شهید در سرم میپیچد.