برگزاری نشست «روایتنویسی جنگ» در حوزه هنری به یاد رهبر شهید
نشست «روایتنویسی جنگ» و نشست روایتخوانی نویسندگان در فراق رهبر شهیدمان حضرت آیتالله سید علی خامنهای، ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، در تماشاخانه مهر حوزه هنری برگزار شد.
سارا عرفانی در سخنان خود به موضوع فضاسازی و صحنهپردازی اشاره کرد و گفت: نخست ایجاد اتمسفر، فضا باید حس و حال دوران جنگ را به خواننده منتقل کند؛ وحشت، اضطراب، سکوت مرگبار، ناامیدی، با لحظات کوتاه امید.
وی افزود: همیشه باید دنبال این باشیم که یک چیزی نقش قلاب را بازی کند در دستان. باید آنقدر جزییات به مخاطب بدهیم که انگار آنجاست. باید حواسمان به جزییات باشد تا بتوانیم آن فضا را شفافتر کنیم.
عرفانی در ادامه به جزییات محیطی اشاره کرد و توضیح داد: توصیف مکانها (سنگرها، شهر ویران، بیمارستان صحرایی) به باورپذیری موقعیت کمک میکند. آن لحظهای که بعد از جنگ از سفر برمیگشتیم و وارد تهران میشدیم یک حسی داشت که گریهمان میگرفت که تهران دمت گرم که دوام آوردی. زمانی که تهران خلوت و آرام بود آدم دلش میگرفت.
این نویسنده و مدرس نویسندگی در بخش دیگری از صحبتهای خود به جنبههای اخلاقی و انسانی جنگ پرداخت و اظهار کرد: قربانیان جنگ، فراموش نکنید که جنگ تلفات انسانی بسیاری دارد، چه رزمنده و چه غیرنظامی. نمایش رنج و قربانیان، بُعد مهمی به روایت میبخشد.
وی در ادامه به موضوع تصمیمات دشوار اشاره کرد و گفت: موقعیتهای جنگی اغلب افراد را مجبور به گرفتن تصمیمات اخلاقی دشوار میکند. بررسی این موقعیتها، به روایت بعد فلسفی میبخشد. مثلاً این که من به تهران برگردم یا نه، شاید برای خودم تصمیم سادهای باشد، اما وقتی دو تا بچههایم میگفتند نیا و خطرناک است، این یک تصمیم است. مدل انتخاب آدم فرق میکند. همین تقابل میتواند مسئله روایت باشد. این تقابلها کاملاً جا دارد که از آن روایت نوشته شود.
عرفانی با اشاره به تجربههای روایی دیگران افزود: مثلاً اوریانا فالاچی در روایتهایی که از جنگ دارد نهایتاً میخواهد به این برسد که جنگ چیزی جز ویرانی ندارد و کاملاً وارد فضاهای جنگی میشود و یک بعد فلسفی میدهد و ما نباید صرفاً روایتگر میدان باشیم. میتوانیم عمیق شویم و هدف آدمها را هم بررسی و متن را عمیقتر کنیم.
سارا عرفانی سپس با بیان یک پرسش اساسی در نویسندگی جنگ، گفت: وقتی به فرض من داخل این جنگ ۴۰ روزه بودم و چیزهای متفاوت را دیدم، حالا خوب است که چه کار کنیم؟ اولاً کسی نمیتواند بگوید که خوب و بد در واقع چیست. من فکر میکنم که میشود از این حالهایی که رفتیم و دیدیم یک خرده روایتهایی بنویسیم. این که ما با این نوشتهها چه میخواهیم بکنیم انتخاب ماست.
وی در ادامه به مبحث زندگی زیر سایه موشک پرداخت و خاطرنشان کرد: روایت میتواند بر چگونگی ادامه دادن زندگی عادی در شرایط غیرعادی تمرکز کند. خرید کردن، رفتن سر کار، تحصیل کودکان، دید و بازدیدهای خانوادگی، اما همه اینها با اضطراب و احتیاط همیشگی.
عرفانی با اشاره به مشاهدات عینی خود گفت: من دقت کردم و دیدم که خیلی از گروههای جهادی از مشهد میآمدند. زیرا تجربه بودن در شهر جنگی خیلی تجربه نابی است. شاید خیلی ساده باشد مثل این که پتو را میکشیدیم روی سرمان و میخوابیدیم یا حتی با حجاب کامل میخوابیدیم. اینها دغدغههای کوچکی است که ما با همه وجودمان تجربه کردیم. این تجربه را خیلیهای دیگر ندارند.
این نویسنده سپس به نمونهای از آثار ادبی اشاره کرد و گفت: مثلاً «زمین سوخته» احمد محمود به این صورت است که من که در آن دوران بچه بودم و وقتی الان میخوانم میبینیم جنگ را از زاویهای نگاه کرده که شاید به ذهن ما خطور نمیکرد و جای دیگری آن را نشنیده و نخواندهایم.
وی در پایان با توصیهای به نویسندگان حاضر گفت: من به برخی از دوستان میگفتم که بروید و فلان جا را ببینید و در موردش کتاب بنویسید. حتماً نباید که خرده روایت باشد. بگردیم و از هر سوژهای داستان بنویسیم. نویسنده باید شکارچی باشد و از گفتوگوهای افراد شکارش را پیدا کند.
سارا عرفانی در بخش دیگری از سخنان خود به تغییرات ناگهانی در روایتهای جنگی اشاره کرد و گفت: نشان دادن لحظاتی که زندگی به طور ناگهانی و غیرمنتظره تغییر میکند؛ صدای آژیر، دویدن به سمت پناهگاه، انتظار در سکوت.
همچنین است در ادامه این نشست، مریم مطهری راد، مومنی شریف، ندا رسولی، فاطمه بهروز فخر، فاطمه ملکی، مریم محمدی، حدیث میرفیضی، سودابه رنجبر و سارا عرفانی به روایتخوانی پرداختند.
انتهای پیام/