بمباران حافظه؛ وقتی هدف تاریخ ایران است، نه فقط ساختمانها
بهار طاهری، کارشناس معماری در یادداشتی نوشت: آنچه در هفتههای اخیر رخ داده، تنها آسیب به چند بنا نیست؛ بلکه مواجههای مستقیم با حافظه تاریخی یک ملت است. فهرست آثار آسیبدیده چنان گسترده و متنوع است که بهسختی میتوان آن را در ظرف یک گزارش گنجاند. از قلب تهران، جایی که نمادهایی، چون کاخ گلستان، برج آزادی، عمارت مسعودیه و موزه آبگینه زخم خوردهاند تا اصفهان تاریخی با گوهر بیبدیل میدان نقشجهان و بناهایی، چون چهلستون و هشتبهشت و از غرب با آرامگاه باباطاهر در همدان تا جنوب با موزهها و یادمانهای خوزستان. همه نشان میدهند که دامنه این تخریب، جغرافیای یک کشور را درنوردیده است.
در تهران، آسیب به مجموعههایی، چون حسینیه ارشاد، مسجد سپهسالار، ساختمان رادیو تهران و حتی فضاهای شهری مانند میدان بهارستان و بازار تاریخی، تنها یک ضربه کالبدی نیست، اینها کانونهای حیات اجتماعی بودهاند. تخریب یا آسیب به این فضاها بهمعنای اختلال در حافظه جمعی و تجربه زیسته شهروندان است.
در اصفهان، کانون تجلی معماری ایرانی، آسیب به مسجد شیخلطفالله، کاخ عالیقاپو و سردر قیصریه تنها بهمعنای فروریختن چند دیوار نیست؛ بلکه خدشه به منظومهای کامل از هنر، هندسه و جهانبینی ایرانی است. اینجا هر کاشی، هر طاق و هر ایوان، بخشی از روایتی چندصدساله است.
در دیگر نقاط کشور نیز تصویر به همین اندازه تلخ است؛ از تکیه بیگلربیگی در کرمانشاه تا عمارت خسروآباد کردستان و از کاخ میانپشته گیلان تا کاخ صفیآباد مازندران. پراکندگی جغرافیایی این آسیبها نشان میدهد که با رخدادی محدود یا تصادفی روبهرو نیستیم.
مسئله اینجاست که معماری فقط یک سازه نیست، بلکه انباشت معنا است. وقتی بازار تهران آسیب میبیند، تنها یک فضای تجاری صدمه ندیده، بلکه یکی از حیاتیترین بسترهای تعامل اجتماعی و اقتصادی کشور دچار گسست شده است. وقتی به حسینیه اعظم زنجان آسیب میرسد، ضربه بر پیکر آیینها و باورهای مذهبی مردم فرود آمده است.
در چنین شرایطی باید پرسید که آیا هدف فقط زیرساختهای فیزیکی است یا «هویت» ملت نشانه رفته است؟ پاسخ را میتوان در انتخاب اهداف یافت. از موزهها تا مساجد و از کاخها تا بافتهای تاریخی، همگی گواهی میدهند که آنچه زیر ضرب رفته، "روایت ایران" است.
اینجاست که نقش معمار، فراتر از طراحی و ساخت بازتعریف میشود. معمار امروز در کنار مرمتگران و پژوهشگران، به یک راوی بدل شده است؛ کسی که باید آنچه را آسیب دیده، مستند و بازسازی و مهمتر از آن، معنای نهفته در بطن این آثار را برای نسلهای آینده صیانت کند.
تاریخ ایران پیش از این نیز ویرانیهای سهمگینی را تجربه کرده است؛ از یورش مغول تا تلاطمهای معاصر، اما هر بار آنچه باقی مانده، نه فقط بناها که اراده برای نوزایی بوده است. امروز نیز اگرچه فهرست ۱۳۲ اثر آسیبدیده سنگین و دردناک است، اما این پایان داستان نیست.
روز معمار امسال بیش از هر زمان دیگری یادآور یک حقیقت است، اینکه دیوارها ممکن است فروبریزند، اما تا زمانی که حافظه زنده بماند، معماری دوباره قد خواهد کشید.
انتهای پیام/