اوباما و بحرانهای خاورمیانه
این مسأله به ریگان کمک بسیاری کرد تا بتواند محبوبیت خود را در افکار عمومی افزایش دهد. امروز نیز یک اقتصاد راکد و اغتشاشات موجود در خاورمیانه وضعیتی مشابه وضعیت کارتر را برای اوباما ایجاد کرده است و این سؤال بار دیگر در ذهن ما به وجود آمده است که آیا اوباما برای شغل ریاست جمهوری مناسب است.
البته تنها یک شخص است که می تواند به این سؤال ما پاسخ مثبت دهد و آن شخص اوباما است. اما نکته این جاست که با توجه به حوادثی که اکنون در جهان و به ویژه در خاورمیانه در حال رخ دادن است، بسیار سخت است که تصور کنیم اوباما حقیقتا توانایی انجام این کار را دارد.
در مورد مسأله مصر، دولت آمریکا ماه گذشته میلادی پیام های گیج کننده و عجیبی هم برای دولت و هم برای مردم مصر صادر کرد. کشور ما روزی در کنار حسنی مبارک بود و از وی حمایت می کرد. اما پس از مدتی آمریکا از تظاهرکنندگان ضد دولتی حمایت کرد. حتی پس از مدتی سران آمریکا از گروه اخوان المسلمین هم حمایت کردند.
همان گونه که "نیال فرگوسن" تحلیلگر و کارشناس مسائل سیاسی عنوان کرده است، اعمال دولتمردان آمریکایی این سؤال را در ذهن ما ایجاد می کند که اوباما واقعا چه برنامه ای برای خاورمیانه دارد.
پس از گذشت چندین روز نهایتا اوباما پیام مشخص و واضحی در مورد مصر صادر کرد و گفت که آمریکا در کنار افرادی که خواهان کناره گیری مبارک هستند، ایستاده است. وی حتی مردم مصر را با افرادی چون مارتین لوترکینگ و گاندی مقایسه کرد. اوباما در سخنان خود گفت که اکنون هلال تاریخ در برابر عدالت در مصر سر تعظیم فرو آورده است.
اما نکته این جاست که اکنون هیچ اطمینانی از بابت تحقق این شعار اوباما وجود ندارد. حتی مقامات آمریکا باید از این بابت که اخوان المسلمین قدرت و نفوذ خود را در مصر گسترش می دهد، نگران نیز باشند.
در شرایطی که در دیگر کشورهای خاورمیانه نیز تظاهرات مردمی برگزار می شود و این احتمال وجود دارد که حکومت این کشورها نیز تغییر یابد، ممکن است اوضاع در مصر کمی بهتر شود. اما ضمانتی برای تحقق قطعی این مسأله وجود ندارد.
"بنی موریس" که یک مورخ است، در این باره می گوید: زمانی که گرد و خاک تحولات در خاورمیانه بخوابد، خواهیم دید که منافع غرب و اسراییل به خطر می افتد.
وی در ادامه می گوید: البته در کشوری مانند لیبی قذافی همچنان رهبر باقی خواهد ماند.
اما نکته این جاست که پیش بینی موریس در مورد لیبی و قذافی تنها در صورتی محقق می شود که دولت آمریکا به سیاست سردرگم خود ادامه دهد.
اوباما چندین روز پس از اعمال وحشیانه قذافی بر ضد مردم لیبی در این مورد واکنش نشان داد. در مورد مصر نیز پیام های اوباما به اجبار و در اثر فشار دیگران صادر شد. این در حالی است که مصر یکی از متحدان نزدیک ما بود و اوباما بر ضد دولت این کشور بیانیه داد. اما در مورد لیبی که هرگز متحد ما نبود ارائه پیام اوباما با چندین روز تاخیر و بدون حمایت از مردم این کشور انجام شد.
در واقع کشتی سیاست خارجی آمریکا در دریا سردر گم مانده است. حتی وضعیت ما از این هم بدتر است، زیرا ما اکنون نقشه را برای پیدا کردن مسیر خود گم کرده ایم.
نویسنده: ویلیام بنت وزیر پیشین آموزش و پرورش آمریکا در سال های 85 تا 88 میلادی و تحلیلگر مسائل سیاسی