یادداشتی به بهانه روز روابط‌ عمومی:

روابط‌عمومی؛ نبض تپندهٔ سازمان

|
۱۴۰۵/۰۲/۲۵
|
۱۸:۵۸:۳۷
| کد خبر: ۲۳۴۱۹۲۳
روابط‌عمومی؛ نبض تپندهٔ سازمان
برنا - گروه استانها: در زیست‌شناسی سازمانی، هیچ عضوی به اندازهٔ «نبض» نشان‌دهندهٔ سلامت یا سقوط نیست. روابط‌عمومیِ راهبردی، همان نبض است؛ هم ضربان حیات را نشان می‌دهد و هم پل ارتباطی میان سه رکن جدایی‌ناپذیر: مردم، کارمندان و مدیران. سازمان بدون روابط‌عمومیِ راهبردی، مانند بیمارستانی است بدون دستگاه مانیتورینگ؛ تخت‌ها پر است و چراغ‌ها روشن، اما هیچ‌کس از ایست قلبی قریب‌الوقوع خبر ندارد.

به گزارش خبرگزاری برنا از مرکزی ،  بیست‌وهفتم اردیبهشت را بهانه می‌کنم تا نگاهی بازتر به روابط‌عمومی داشته باشیم: روابط‌عمومی، نه واحد تشریفاتی است و نه دبیرخانهٔ برگزاری جلسات. در ادبیات مدیریت نوین، روابط‌عمومی «نظام هدایت ارتباطات راهبردی» سازمان است؛ اما به زبان ساده: نبض تپندهٔ سازمان. نبض اگر نامنظم شود، هشدارِ نخست است. روابط‌عمومیِ راستین نیز چنین است.

این یادداشت به طور مشخص خطاب به مدیرانی نوشته می‌شود که هنوز روابط‌عمومی را یک واحد تشریفاتی می‌دانند و نقش راهبردی آن را درک نکرده‌اند.

این نبض، نقش خود را در پنج پل راهبردی ایفا می‌کند:

پل میان مردم و سازمان در عصر دیجیتال
مردم امروز، نه فقط با تماس تلفنی، بلکه با دیدگاه‌نویسی در شبکه‌های اجتماعی، بازنشر پیام، ارسال نظر در پیام‌رسان‌ها و نظرسنجی‌های برخط با سازمان ارتباط برقرار می‌کنند. روابط‌عمومیِ حرفه‌ای با رصد هوشمند فضای مجازی (شنود اجتماعی)، بازخوردها را از بسترهای گوناگون جمع‌آوری، با ابزارهای تحلیل داده دسته‌بندی و سپس به زبان صفحه‌نمایش‌های مدیریتی تبدیل می‌کند. بدون این پل، سازمان صدای نسل‌های جدید (نسل زد و وای) را نمی‌شنود و اعتماد عمومی کاهش می‌یابد.

پل میان کارمندان با نسل‌های متفاوت
در هر سازمان امروزی، چهار نسل (از متولدین دههٔ ۱۳۴۰ تا ۱۳۸۰) کنار هم کار می‌کنند. هر نسلی، سبک ارتباطی، انگیزه و زبانِ بازخورد ویژهٔ خود را دارد. روابط‌عمومیِ هوشمند با طراحی کانال‌های رسمی (سامانه‌های داخلی) و غیررسمی (گروه‌های گفت‌وگو، نظرسنجی‌های ناشناس)، انتظارات هر نسل را شناسایی و به مدیران منتقل می‌کند. این پل، فقط یک کانال ارتباطی نیست؛ بلکه تبدیل‌کنندهٔ زبان نسل زد به گزاره‌های قابل‌فهم برای مدیر نسل ایکس است. این پل، همدلی میان‌نسلی را افزایش می‌دهد و مدیر را از واقعیتِ صف دور نگه نمی‌دارد.

پل میان سازمان با سهامداران، شرکا و تأمین‌کنندگان
برخی روابط‌عمومی‌ها، مخاطب بیرونی را فقط «مشتری نهایی» می‌بینند، در حالی که سهامداران، شرکای تجاری، تأمین‌کنندگان و حتی ناظران صنعتی، وجوه حیاتی دیگری از اعتماد هستند. روابط‌عمومیِ راهبردی با طراحی گزارش‌های دوره‌ای شفاف، برگزاری جلسات هم‌افزایی و پایش لحن رسانه‌های تخصصی صنعت، این حلقه‌های پنهان را نیز به هم متصل می‌کند.

 پل مدیریت بحران و کاهش آسیب
در دنیایی که یک بحران در شبکه‌های اجتماعی در کمتر از دو ساعت «ویروسی» می‌شود، روابط‌عمومی باید از پیش، سناریوهای بحران را تعریف کند. وظیفهٔ این پل: واکنش در ۲ ساعت اول، مدیریت شایعات و هماهنگی با تیم حقوقی و امنیتی است. بدون این پل، سازمان در طوفان خبری تنها می‌ماند و هر شایعه‌ای می‌تواند تا مرز سقوط اعتماد پیش برود.

 پل رصد، ارزیابی و پالایش خدمات با بستن حلقهٔ بازخورد
روابط‌عمومی یک نظام پایش دائمی است: رصد لحظه‌ای فرایندها، ارزیابی با شاخص‌های مدرن و پالایش بخش‌های ناکارآمد. اما مهم‌تر از رصد، بستن حلقهٔ بازخورد است: مردم و مشتریان باید بدانند صدایشان شنیده شده و سازمان بر اساس بازخوردها، اقدام مشخصی انجام داده است. روابط‌عمومیِ راهبردی، صرفاً گزارش نمی‌دهد، بلکه تغییر ایجادشده را روایت می‌کند.

چرخ‌دندهٔ اتصال: رسانه، مردم، کارمند، مخاطب و سازمان
روابط‌عمومی، درست مانند یک چرخ‌دنده عمل می‌کند که پنج قرقرهٔ به‌هم‌پیوسته را هماهنگ می‌چرخاند: رسانه، مردم، کارمند، مخاطب و سازمان. مردم (در سازمان‌های دولتی و عمومی، وجدان اجتماعی و نماد اعتماد عمومی هستند) و مخاطب (در سازمان‌های تجاری، همان مشتری یا مراجعی است که گردش مالی و بقای سازمان به او گره خورده است). اگر این چرخ‌دنده از جای خود خارج شود یا روان کار نکند، هیچ‌یک از این پنج قرقره به درستی حرکت نمی‌کنند. رسانه، خبر ناقص منتشر می‌کند؛ مردم، صدایشان گم می‌شود؛ کارمند، انگیزهٔ خود را از دست می‌دهد؛ مخاطب، به رقیب روی می‌آورد و سازمان در تاریکی تصمیم می‌گیرد. روابط‌عمومیِ راهبردی، همان چرخ‌دندهٔ حیاتی است که این پنج حلقه را به یک زنجیرهٔ کارآمد تبدیل می‌کند.

اما این چرخ‌دنده را چگونه اندازه می‌گیریم؟ روابط‌عمومیِ سنتی با «تعداد خبر منتشرشده» سنجیده می‌شد؛ اما نسخهٔ راهبردی آن با شاخص‌هایی زیست می‌کند که حد مطلوب آنها مشخص است:

شاخص حد مطلوب پیشنهادی
نرخ پاسخ به شکایات در ۲۴ ساعت بالای ۹۰٪
زمان چرخهٔ پاسخ به بحران کمتر از ۲ ساعت
میانگین زمان پاسخگویی در شبکه‌های اجتماعی کمتر از ۴ ساعت
شاخص خالص ترویج‌کنندگان (NPS) بالای ۳۰+
نرخ تبدیل شکایت به پیشنهاد بیش از ۱۵٪
نرخ احساسات مثبت و منفی در فضای مجازی نسبت مثبت به منفی بالای ۳ به ۱
درصد تغییر در شاخص اعتماد ذی‌نفعان کلیدی رشد سالانه حداقل ۱۰٪

سازمانی که این شاخص‌ها را در صفحه‌نمایش مدیریتی خود نبیند، روابط‌عمومی را بیشتر یک «هزینه» می‌بیند تا یک «سرمایه‌گذاری داده‌محور».

و اما بعد ارزشی و اخلاقی روابط‌عمومی:
روابط‌عمومیِ راهبردی هرگز به مرز فریب وارد نمی‌شود. اگر داده‌ها نشان دهند افکار عمومی اشتباه می‌کند، سازمان موظف است با شفافیت و مدارا، واقعیت را روایت کند، نه اینکه با پنهان‌کاری اعتماد را نابود سازد. در برابر شایعه‌سازی رقبا، رفتار اخلاقی یعنی پاسخ مستند و به‌موقع، نه سکوت و نه تخریب متقابل.

این نقش‌ها (پنج پل راهبردی به‌اضافهٔ چرخ‌دندهٔ اتصال و شاخص‌های عینی)، روابط‌عمومی را به مشاوری راهبردی برای مدیر تبدیل می‌کند. اما رسیدن به چنین جایگاهی، به پنج رکن نیاز دارد: تحصیلات به‌روز (شامل سواد رسانه‌ای و آشنایی با ابزارهای تحلیل داده)، تخصص فنی، تجربهٔ زیسته، زیرکی در تشخیص فرصت و تهدید؛ و بینش نسبت به تغییرات اجتماعی. تحصیلات بدون تجربه، تئوریِ بی‌ثمر است. تجربه بدون زیرکی، تکرار مکررات است. زیرکی بدون بینش، هوشمندیِ کوتاه‌نظر است.

یک مثال عینی از استان مرکزی:
در یکی از سازمان‌های خدماتی اراک، نبودِ سامانهٔ پایش ارتباطی منظم باعث شد اعتراض تعدادی از مراجعان که در شبکه‌های اجتماعی محلی منتشر شده بود، طی ۴۸ ساعت به یک بحران رسانه‌ای تبدیل شود. روابط‌عمومی سازمان به دلیل نداشتن ابزار رصد لحظه‌ای، سه روز بعد از اوج بحران متوجه ماجرا شد. در حالی که اگر یک گزارش روزانهٔ مبتنی بر داده وجود داشت، همان روز اول می‌توانستند با انتشار یک اطلاعیهٔ شفاف و پاسخ مستقیم به منتقدان، از بزرگ‌شدن قضیه جلوگیری کنند. این واقعیت، گویای ضرورت توجه بیشتر به این نهاد حیاتی در استان مرکزی است.

در برخی سازمان‌های استان مرکزی (از کارخانه‌های بزرگ اراک تا نهادهای فرهنگی)، گاهی روابط‌عمومی فاقد ابزارهای تحلیل داده، نیروی متخصص در حوزهٔ فضای مجازی و بودجهٔ متناسب است؛ در حالی که استان مرکزی با حجم انبوه صنایع، مزارع و تشکل‌های مردم‌نهاد، نیاز آشکاری به روابط‌عمومیِ حرفه‌ای دارد.

 روابط‌عمومی، پل ارتباطی با سرمایه‌گذاران و توسعهٔ اقتصادی استان

استان مرکزی به عنوان یکی از قطب‌های صنعتی کشور، همواره مورد توجه سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی بوده است. اما سرمایه‌گذار پیش از آنکه به سراغ آمار و ارقام برود، به دنبال اعتماد، شفافیت و تصویر ذهنی مثبت از فضای کسب‌وکار استان است. روابط‌عمومیِ راهبردی با روایت درست از توانمندی‌های صنعتی، کشاورزی و فرهنگی استان، با انعکاس به‌موقع فرصت‌های سرمایه‌گذاری و با ایجاد حس امنیت و شفافیت برای سرمایه‌گذاران، می‌تواند نقشی کلیدی در جذب سرمایه و توسعهٔ اقتصادی ایفا کند. نبود چنین نقشی، یعنی از دست رفتن فرصت‌های طلایی توسعه به نفع استان‌های رقیب.

 تجهیزات؛ زیرساخت فراموش‌شدهٔ روابط‌عمومی

روابط‌عمومیِ حرفه‌ای بدون تجهیزات موردنیاز موفق نیست. از سیستم‌های رایانه‌ای قدرتمند و دوربین‌های حرفه‌ای گرفته تا نرم‌افزارهای تخصصی تولید محتوا، ابزارهای هوش مصنوعی برای تحلیل داده، سامانه‌های پایش فضای مجازی و تجهیزات کامل صوت و تصویر – همه و همه زیرساخت‌های ضروری یک روابط‌عمومی کارآمد هستند. متأسفانه بسیاری از سازمان‌های استان مرکزی، روابط‌عمومی خود را حتی از حداقلی‌ترین امکانات محروم کرده‌اند. نتیجهٔ این کم‌توجهی، تولید محتوای بی‌کیفیت، عدم حضور مؤثر در فضای مجازی، فرسایش اعتماد عمومی و در نهایت، ناتوانی در مدیریت بحران است. بدون تجهیزات و بودجهٔ کافی، روابط‌عمومی قادر به ایفای نقش راهبردی خود نیست و کار پیش نمی‌رود.

روابط‌عمومیِ حرفه‌ای باید شاخص‌هایی مانند «نرخ پاسخ به شکایات در ۲۴ ساعت»، «میانگین زمان پاسخگویی در شبکه‌های اجتماعی» و «میزان اعتماد نسل‌های مختلف» را اندازه بگیرد و گزارش هفتگیِ مبتنی بر صفحه‌نمایش مدیریتی ارائه کند. این، همان روابط‌عمومی علمی، دیجیتال و مبتنی بر پنج رکن است.

و اینک سخنی با مدیرانی که هنوز روابط‌عمومی را «واحد تشریفات» می‌نامند: اگر تصور می‌کنید بدون نظام پایش ارتباطی می‌توانید سازمان را مدیریت کنید، از خود بپرسید: «آخرین باری که صدای یک کارمند یا یک مشتری را بدون فیلتر شنیدم، کی بود؟» روابط‌عمومیِ راهبردی، شما را در برابر آینهٔ افکار عمومی تنها نمی‌گذارد؛ بلکه ضعف‌ها را پیش از بحران، روی میز می‌گذارد. سرمایه‌گذاری روی آن، یک هزینه نیست؛ نادیده گرفتن آن، یک ریسک واقعی است.

روز روابط‌عمومی را به همهٔ همکارانی تبریک می‌گویم که بی‌سروصدا، اغلب با منابع محدود؛ اما با ذهنی باز و به‌روز، مشغول نبض گرفتن از فضای مجازی و واقعی، پل زدن میان نسل‌ها و پالایش هوشمندانهٔ خدمات هستند. و به مدیرانی که این نقش راهبردی را درک کرده‌اند، می‌گویم: شما سازمان خود را برای آینده آماده‌تر کرده‌اید.

روابط‌عمومیِ راهبردی؛ نه یک شعار، که یک الزام فناورانه و انسانی.

روزتان مبارک؛ روز آنانی که بدون حضورشان، فریاد سازمان به جایی نمی‌رسد.

 

نویسنده :
رضا براتی
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر