بررسی سیر تاریخی روابط ایران و روسیه
به گزارش سرویس سیاسی برنا به نقل از روابط عمومی مركز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، این مركز سیر تاریخی روابط ایران و روسیه را بررسی كرد.
دفتر مطالعات سیاسی این مركز در گزارشی آورد كه روابط ایران و روسیه (شوروی) در طول پنج قرن گذشته آمیختهای از تضادهای چندگانه بوده كه در خود روابط متفاوتی را شكل داده است، به گونهای كه این مسائل را نمیتوان در میان دیگر همسایگان ایران مشاهده كرد.
به وضوح ثابت شده است كه در طول این سدههای متوالی آنچه بر روابط دو كشور سایه افكنده است، نیازها و خواستهای راهبردی روسیه به عنوان یك قدرت اروپایی برای به دستآوردن مستعمرات و مناطق نفوذ بیشتر از یك سو و مقاومت ایرانیها به اشكال مختلف برای مصون ماندن از این سیاستها بوده است.
روسیه تا زمان تزارها سیاستی تهاجمی و خصمانه نسبت به ایران داشت. این عامل را شاید بتوان به این شكل تفسیر كرد كه روسیه از دوران سقوط صفویه تا برآمدن سلسله پهلوی در ایران از فرصت تاریخی بسیار مغتنمی بهره گرفت تا بتواند سیاستهای استعماری خود در مناطق تحت نفوذ ایران را به مرحله اجرا درآورد.
محاصره شدن روسیه در میان قدرتهای بزرگی چون عثمانی و امپراتوری اتریش- مجارستان امپراتوری مقدس روم و پادشاهی لهستان كه باعث عدم دسترسی این كشور به آبهای آزاد میشد این كشور را واداشت تا سیاستهای موسوم به رسیدن به آبهای گرم را عملی سازد. این سیاست كه به اعتباری نه چندان موثق به پطر یكی از ترازهای روسیه نسبت داده میشود در همین دوره زمانی اساس كار و سیاست این كشور در قبال برخورد با ایران قرار گرفت.
این گزارش میافزاید: بررسی تاریخچه روابط ایران و روسیه در طول پنج قرن گذشته باعث شناخت بیشتر و بهتر خواستهای این قدرت همسایه از ایران میشود و به نظر میرسد این خواستها به هیچ عنوان نه تنها پایانی نخواهد داشت بلكه تجربه حكومت كمونیستی در شوروی نیز نشان داد كه میراثخواران تزارها نیز به همان اندیشهاند كه تزارها بودهاند و از این روست كه بازخوانی تاریخ روابط دو كشور كه سرشار از مداخلات و سوء استفاده این كشور از موقعیت ایران بوده، میتواند به عنوان آموزهای تاریخی و عبرتآموز در اختیار مخاطبان قرار گیرد.
همچنین در گزارش مرکز پژوهش ها آمده است که پر واضح است كه روسیه امروز نیز به ایران به چشم یك رقیب و نه شریك نگاه میكند؛ اگر روسیه امروز را به جای روسیه قرن نوزدهم و آمریكا را هم به جای انگلیس در یك بازسازی تاریخی قرار دهیم، علاوه بر رقابتهای سیاسی و اقتصادی این دو قدرت به خوبی می توان به هماهنگیها و اشتراك نظر آنها در بسیاری از مسائل كلیدی منطقهای پی برد.
به شكلی دیگر میتوان گفت سرشت تاریخی روسیه در قبال ایران بازی با كارت ایران در صحنه بینالمللی است، همانگونه كه روسها در ابتدای قرن نوزدهم از همراهی انگلیسیها در امضای دو معاهده مهم گلستان و تركمانچای بهره بردند و سپس به رقبای سازشناپذیر یكدیگر در عرصه سیاسی ایران تبدیل شدند، در ابتدای قرن بیستم از در دوستی درآمده و نه تنها ایران را میان خود تقسیم كردند كه نقشههای شومی نیز برای خاورمیانه در سر پروراندند.
همچنین آنچه كه در روابط ایران و روسیه از بعد تاریخی مهم به نظر میرسد پایانناپذیری درخواست روسها از ایران است. آنها همچنان نگاه گذشته خود به ایران را داشته و در این مسیر تلاش میكنند تا نه تنها از نفوذ بیش از اندازه ایران در آسیای مركزی و قفقاز جلوگیری كنند، كه در صورت امكان برآنند تا خواستهای استعماری خود را همچنان به ایران از راههای مختلف تحمیل كنند.