برنا بررسی می‌کند؛

شلیک به انسجام ملی از پشت تریبون خانه ملت/ فرضیه‌سازی‌های بی‌بدیل در تقابل با راهبرد صریح ولایت

|
۱۴۰۵/۰۳/۰۹
|
۱۶:۱۴:۴۱
| کد خبر: ۲۳۴۷۶۵۲
شلیک به انسجام ملی از پشت تریبون خانه ملت/ فرضیه‌سازی‌های بی‌بدیل در تقابل با راهبرد صریح ولایت
برنا - گروه سیاسی: انتشار اظهارات اخیر یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی پیرامون تصمیمات کلان امنیتی و اقتصادی کشور، بازتاب‌های گسترده‌ای را در میان ناظران سیاسی به همراه داشته است، مواضعی چالش‌برانگیز که در شرایط حساس پساجنگ، با راهبردهای تحلیلی و فرامین صریح رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر ضرورت حفظ انسجام و آرامش اجتماعی زاویه دارد.

جمهوری اسلامی ایران پس از پشت سر گذاشتن جنگ تحمیلی سوم و ایستادگی در برابر خطوط تهاجمی جبهه استکبار، اکنون در برهه حساس بازسازی، آرامش و تثبیت دستاوردهای میدانی قرار دارد. طرح مباحث تفرقه‌افکن و اتهامات جناحی در این شرایط ویژه که ملت ایران با صبوری و پایمردی، اقتدار کشور را تضمین کرده است، مسیر تمرکز بر حل مشکلات را ناهموار می‌کند. نگاهی دقیق به بیانات و فرامین اخیر حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی به روشنی نشان می‌دهد که اولویت اصلی کشور، صیانت از نعمت عظیم وحدت ملی و پرهیز از تبدیل اختلافات به تنازع است.

پیدایش این‌گونه تحلیل‌های شتاب‌زده و خط‌کشی‌های جناحی در فضای رسانه‌ای، نه تنها کمکی به بهبود اوضاع پساجنگ نمی‌کند، بلکه افکار عمومی را دچار فرسایش و ابهام می‌سازد. به صورت کلی تقلیل دادن فرآیندهای پیچیده و حاکمیتی به تصمیمات فردی یا فرضیه‌های اثبات‌نشده، با ساختار نظام‌مند کشور همخوانی ندارد. رویکرد عقلانی اقتضا می‌کند که تمام تریبون‌های رسمی، هم‌راستا با اسناد بالادستی، انرژی خود را صرف تقویت هم‌افزایی میان ارکان مختلف حاکمیت کنند.

فرآیندهای قانونی و بطلان فرضیه تصمیمات خودسرانه

طرح این ادعا که تصمیم‌گیری پیرامون مسائل حیاتی نظیر آتش‌بس بدون اجازه رهبری عالی نظام صورت گرفته، فرضیه‌ای دور از واقعیت‌های ساختاری کشور است. هماهنگی‌های مرتبط با صلح، جنگ و سیاست‌های دفاعی بر اساس قانون اساسی در شورای عالی امنیت ملی تدوین می‌شود و هیچ مصوبه‌ای بدون تنفیذ نهایی فرمانده کل قوا قابلیت اجرایی ندارد. متهم کردن قوه مجریه به پیشبرد خطوط مستقل در این عرصه، نادیده گرفتن اشراف کامل و هدایت هوشمندانه رهبری در اداره امور کلان حاکمیت است.

متن اولین پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که ساختار نظام در اوج اقتدار قرار دارد و تصمیماتی که از سوی مسئولان گرفته می‌شود بر اساس اصول متقن و در جریان قرار دادن مردم است. ایشان در بخشی از این پیام به صراحت بیان کرده‌اند: «در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کلّ قوا بود، دیده شد. بصیرت و هوشمندی ملّت بزرگ ایران در واقعه‌ی اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت». این تدبیر عالی حاکمیتی، هرگونه ادعای تضعیف اقتدار یا تسلیم در برابر دشمن را به طور ساختاری رد می‌کند.

استقلال قوا در عین هم‌افزایی و هم‌گرایی، همواره مورد تاکید رهبر شهید و رهبر فعلی انقلاب بوده تا ریل‌گذاری آینده کشور دچار سستی نشود. رئیس‌جمهور به عنوان مجری قانون اساسی، هماهنگ‌کننده تصمیماتی است که پس از طی مراحل کارشناسی و قانونی به تایید نهایی می‌رسد. ایجاد تردید در این سازوکارها، پالس‌های نادرستی به ناظران خارجی می‌فرستد و می‌تواند تمرکز دستگاه‌های مسئول را در پیشبرد استراتژی‌های پساجنگ با چالش مواجه کند.

اقدامات دیپلماتیک و اجرایی کشور در مسیر مدیریت بحران‌ها نیز بخشی از پازل کلان نظام برای تثبیت صلح و امنیت پایدار به شمار می‌رود. ترسیم نقشه راه آینده نیازمند وثوق و اعتماد متقابل میان کارگزاران است و صندلی نمایندگی باید به عنوان پیشران امیدآفرینی عمل کند. استفاده از تعابیر جناحی علیه مسئولان ارشد اجرایی، صرفاً مایه خرسندی دشمنانی است که به دنبال یافتن نشانه‌های شکاف در بدنه حاکمیت ایران هستند.

ضرورت استناد به گزارش‌های رسمی در پرونده‌های ملی

بر پایه همین نظام عقلانی و منسجم، پرداختن به سانحه شهادت آیت‌الله رئیسی و همراهانشان نیز باید بر مدار گزارش‌های رسمی باشد. هیچ‌یک از نهادهای رسمی، اطلاعاتی و امنیتی کشور تا این زمان، فرضیه مداخله عوامل خارجی یا هم‌پیمانی منطقه‌ای را در آن حادثه تلخ تایید نکرده‌اند. گمانه‌زنی‌های شخصی و متهم کردن کشورهای همسایه به همدستی در این رویداد، فراتر از یک تحلیل خطرساز دیپلماتیک، فاقد پشتوانه است.

حاکمیت ایران بر پایه بیانیه‌های رسمی ستاد کل نیروهای مسلح و بررسی‌های دقیق فنی، جزییات آن واقعه را به صورت شفاف به اطلاع عموم رساند. گمانه‌زنی‌های شخصی و پیوند زدن این ضایعه به معادلات نظامی فرامرزی، زمینه تشویش اذهان عمومی و کاهش اعتماد به بیانیه‌های رسمی را فراهم می‌سازد. حرکت بر مدار شایعات، آسیب جدی به اعتبار دستگاه‌های کارشناسی وارد می‌کند که شبانه‌روز در حال پاسداری از امنیت کشور هستند.

توسعه مناسبات سازنده با پانزده کشور همسایه، از اصول بنیادین و اعلام‌شده جمهوری اسلامی ایران است که در پیام‌های اخیر رهبری نیز بر آن تاکید شد. ایشان در بخش پنجم پیام اول خود اشاره کرده‌اند: «ما با پانزده کشور همسایگی خاکی یا آبی داریم و همیشه مایل به ارتباط گرم و سازنده با همه‌ی آنان بوده‌ایم و هستیم». متهم کردن همسایگان بدون مدرک، با این استراتژی صریح و رسمی اعلام‌شده از سوی عالی‌ترین مقام نظام تعارض آشکار دارد.

همچنین نباید از یاد ببریم که نیروهای مسلح همواره آماده دفاع از مرزها هستند، اما هرگونه اقدام تنبیهی یا بازدارنده بر اساس محاسبات دقیق راهبردی صورت می‌گیرد نه هیجانات رسانه‌ای. تصمیم‌گیری در خصوص نحوه مواجهه با تحرکات منطقه‌ای، فرآیندی حاکمیتی است که در سطوح عالی حاکمیت درباره آن تصمیم می‌گیرند. رفتارهای سلیقه‌ای، تلاش‌های دیپلماتیک برای تثبیت موقعیت پساجنگ را تحت تاثیر قرار می‌دهد و فرصت‌های بازسازی را ناپایدار می‌سازد.

صیانت از انسجام اجتماعی در شرایط کنونی

این انحراف از اصول تعاملات خارجی، به تدریج اثر خود را در ایجاد گسست‌های داخلی و تقابل‌های کاذب مدنی نشان می‌دهد. حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در پیام هفتم خرداد به مناسبت سالروز افتتاح مجلس، صیانت از وحدت ملی را از مهم‌ترین الزامات برهه فعلی دانستند. رهبر معظم انقلاب در فرازی از پیام خود تاکید کردند: «طرح و نقشه‌ی کور دشمن پس از جنگ تحمیلی و فشار اقتصادی و محاصره‌ی تبلیغاتی و سیاسی، ایجاد تفرقه و تجزیه‌ی اجتماعی برای جبران شکست‌های میدان نظامی و به زانو درآوردن ملّت است».

تبدیل تفاوت‌های تحلیلی به تقابل‌های فرساینده، رمق جامعه را در دوران بازسازی اقتصادی و رفع دغدغه‌های معیشتی سلب می‌کند. تک‌تک دلسوزان انقلاب بر اساس فرامین رهبری، باید بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌پیوسته ملت اهتمام ورزند. این بیانیه که آشکارا به اختلافات دامن می‌زند، بر خلاف هدایت‌های صریحی است که از تبدیل اختلافات غیرموجه و حتی موجه به تنازع و تفرقه هشدار می‌دهند.

تقسیم کارگزاران نظام به دو طیف سازش‌کار و انقلابی، خطایی تحلیلی است که پویایی حاکمیت را در مواجهه با چالش‌ها کاهش می‌دهد. ملت ایران در ماه‌های اخیر با حضور موثر خود اقتدار نظام را تضمین کردند و شایسته نیست که فضای ذهنی آنان تحت تاثیر رقابت‌های جناحی قرار گیرد. نطق‌ها و مواضع نمایندگان باید ریل‌گذاری آینده را تسهیل کند، نه اینکه بذرهای سوءظن را نسبت به ارکان اجرایی بکارد.

مردم در مناسبت‌های ملی ثابت کرده‌اند که حول اصول اساسی نظام دارای پیوندی عمیق و تفکیک‌ناپذیر هستند. جریان‌های سیاسی با نادیده گرفتن این واقعیت، نباید پایداری اجتماعی را در مسیر اهداف کوتاه‌مدت خود هزینه کنند. شکر نعمت وحدت، ترجیح منافع ملی بر منافع گروهی و کمک به ساختارهای دولتی جهت عبور از شرایط سخت اقتصادی پساجنگ است.

اولویت‌های اقتصادی سال در سایه آرامش سیاسی

وقتی شیرازه انسجام اجتماعی با اتهامات داخلی تهدید شود، به طور طبیعی تمرکز بر حل چالش‌های بزرگ معیشتی پساجنگ نیز ناممکن خواهد شد. تمرکز بر شعار «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی» در سال ۱۴۰۵، تکلیفی اساسی است که رهبر انقلاب برای ارکان حاکمیت تعیین کرده‌اند. اصلاح و اجرای برنامه هفتم پیشرفت و تدوین بندهای مربوط به بازسازی خسارات جنگ‌های تحمیلی اخیر، نیازمند فضایی آرام و دور از تنش‌های فرساینده است.

سیاست‌های اقتصادی کشور در چارچوب قوانین بودجه‌ای و با نظارت نهادهای قانونی و مراجع ذی‌ربط تصویب و اجرا می‌شود. انتساب انگیزه‌های سوء به کارگزاران اقتصادی، با اصول نقد منصفانه همخوانی ندارد و فضا را برای موج‌سواری رسانه‌های بیگانه آماده می‌کند. ثبات اقتصادی، مدیریت نقدینگی و مهار تورم تنها در بستر همدلی قوای مقننه و مجریه و در محیطی کارشناسی و آرام ممکن خواهد بود.

مدیریت دغدغه‌های معیشتی مردم با لفاظی‌های سیاسی و متهم کردن دستگاه‌ها به خیانت یا سستی به هیچ وجه میسر نخواهد شد. جامعه نیازمند راهکارهای عملی برای رونق تولید، افزایش اشتغال و محرومیت‌زدایی همه‌جانبه در مناطق آسیب‌دیده است. صندلی مجلس خط مقدم تحول است و نماینده حقیقی باید با نگاهی کارشناسانه، گره‌گشای مسائل معیشتی جامعه باشد.

احقاق حقوق ملت و اخذ غرامت از متجاوزان، راهبرد اعلامی نظام است که نیازمند اقتدار حاکمیتی و ثبات داخلی است. اقتصاد پساجنگ برای بازیابی توان خود به جذب سرمایه، ثبات قوانین و نگاه تخصصی نیاز مبرم دارد. هیاهوهای سیاسی این سیگنال منفی را به فعالان اقتصادی می‌فرستد که فضا ناپایدار است و این امر روند بهبود شاخص‌ها را با کندی مواجه می‌کند.

نقد منصفانه و پرهیز از تضعیف ارکان حاکمیت

تداوم این روند تهاجمی به جای تکیه بر اسناد متقن، به سستی پایگاه‌های فراملی نظام در مناسبات بین‌المللی می‌انجامد. اتهام‌افکنی به مسئولان دیپلماسی و متهم کردن آنان به رفتارهای غیرمسئولانه، خروج از چارچوب نقد سازنده و منصفانه است. دستگاه دیپلماسی در طول بحران‌های اخیر همگام با بخش‌های دفاعی پیش رفته و صدای مقتدرانه کشور در مجامع بین‌المللی بوده است.

موضع‌گیری‌های شفاف در برابر زیاده‌خواهی‌های بین‌المللی نیازمند پشتوانه قوی داخلی و اعتماد متقابل میان ارکان حاکمیت است. زیست مردمی و ارتباط گسترده با اقشار مختلف با ایجاد بدبینی‌های سیستماتیک نسبت به مسئولان صدمه می‌بیند. فرسایش توان کارگزاران نظام، تمرکز آنان را در مواجهه با چالش‌های خارجی کاهش می‌دهد و بازدهی ساختارها را تضعیف می‌کند.

توصیه صریح رهبر انقلاب به نمایندگان برای مطالعه فرمایشات تجربی و عملیاتی قائد شهید، بهترین خط‌مشی برای دوری از انحرافات تحلیلی است. رهبر معظم انقلاب در متن پیام خود به نمایندگان توصیه کردند: «برادران و خواهران گرامی را به مطالعه‌ی دقیق و جدّی تفاصیل فرمایشات قائد عظیم‌الشأن شهید اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف در دیدارهای سالیانه‌ی نمایندگان مجلس شورای اسلامی بخصوص سالهای اخیر که واجد ارزش تجربی و عملیّاتی مهمی است، توصیه مینمایم».

ملت بزرگ ایران مسیر پیشرفت و اعتلای خود را با اتکا به هدایت‌های حکیمانه رهبری جدید با قدرت ادامه خواهد داد. بیانیه‌های تفرقه‌افکنانه و تحلیل‌های بی‌پشتوانه، در اراده عمومی برای بازسازی و نوسازی کشور خللی ایجاد نمی‌کند. انتظار می‌رود بازیگران سیاسی به مسیر عقلانیت بازگردند و با صیانت از نعمت عظیم وحدت، مظهر انسجام و یکپارچگی ملت سرافراز ایران باشند.

انتهای پیام

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر