سخنگوی صنعت آب:

فرصت بازسازی پس از جنگ محدود است و نباید از دست برود

|
۱۴۰۵/۰۳/۱۱
|
۱۰:۰۱:۳۸
| کد خبر: ۲۳۴۸۳۸۹
فرصت بازسازی پس از جنگ محدود است و نباید از دست برود
برنا - گروه اقتصادی؛ سخنگوی صنعت آب با هشدار نسبت به کوتاه‌بودن «پنجره فرصت» پس از جنگ، تأکید کرد: موفقیت در این دوره به اصلاحات نهادی، شفافیت، ثبات سیاسی و شکل‌گیری میثاق ملی وابسته است.

عیسی بزرگ‌زاده سخنگوی صنعت آب در نشست «بازخوانی پرونده ناتمام توسعه ایران» با هشدار نسبت به کوتاه‌بودن «پنجره فرصت» پس از جنگ، تأکید کرد: موفقیت در این دوره نه صرفاً به بازسازی فیزیکی، بلکه به اصلاحات نهادی، شفافیت، ثبات سیاسی و شکل‌گیری میثاق ملی وابسته است؛ او همچنین ۸ محور کلیدی موفقیت و ۶ الگوی اصلی شکست در تجربه کشور‌های پساجنگ را تشریح کرد.

بر اساس این گزارش در تازه‌ترین نشست از سلسله جلسات «بازخوانی پرونده ناتمام توسعه ایران» که به میزبانی سازمان برنامه و بودجه و با حضور عیسی بزرگ‌زاده، سخنگوی صنعت آب برگزار شد، ضمن تحلیل «پنجره فرصت» کوتاه‌مدت پس از جنگ، ۸ محور کلیدی برای موفقیت و ۶ الگوی اصلی شکست در دوره‌های پساجنگ ارائه شد.

این نشست که جمعی از کارشناسان توسعه در آن حضور داشتند، بخشی از روند تدوین گزارش راهبردی «خروج از بحران و بازآرایی کشور در دوره پساجنگ» است.

عیسی بزرگ‌زاده با اشاره به آرای اندیشمندانی، چون پیتر تورچین، چارلز تیلی، پل کالیر، فرانسیس فوکویاما و جرد دایموند، اظهار داشت که «توسعه پساجنگ بیش از آنکه محصول بازسازی فیزیکی باشد، وابسته به ظرفیت جامعه و حاکمیت برای بازتعریف نظم نهادی، جذب نخبگان و اصلاح سازوکار‌های تصمیم‌گیری است».

وی تأکید کرد: اگر «پنجره فرصت» – که به گفته جک گلدستون معمولاً ۵ تا ۱۰ سال و به گفته رابرت روتبرگ در موارد شدید تنها ۲ تا ۳ سال تخمین زده می‌شود – با تعلل یا پراکنده‌کاری از دست برود، جامعه در چرخه‌های معیوب بحران و زوال ساختاری گرفتار خواهد شد.

هشت محور موفقیت؛ از اصلاحات نهادی تا مدیریت شفاف منابع

بزرگ‌زاده در ادامه، الگو‌های موفقیت در دوران پساجنگ را در ۸ محور کلیدی جمع‌بندی کرد: اجرای اصلاحات نهادی عمیق، تسهیل بازار آزاد و رقابت‌پذیری، اتخاذ سیاست‌های صنعتی هدفمند، اولویت‌بخشی به آموزش و ارتقای سرمایه انسانی، ادغام راهبردی در اقتصاد منطقه‌ای و جهانی، مدیریت شفاف منابع طبیعی، ثبات سیاسی، و جذب و مدیریت هوشمندانه کمک‌های خارجی.

وی با استناد به تجارب تاریخی افزود: آلمان پس از جنگ جهانی دوم با آزادسازی مشروط، مبارزه با انحصار و فرآیند جایگزینی نخبگان توانست اقتصاد خود را احیا کند. ژاپن با اتکا به دولت برنامه‌ریز (وزارت تجارت بین‌الملل و صنعت)، اصلاحات اراضی و تمرکز بر صادرات از ویرانی به قدرت صنعتی بدل شد. انگلستان نیز با ایجاد نظام سلامت همگانی (NHS) و شبکه تأمین اجتماعی فراگیر، «قلاب اعتماد» عمومی را برای تحمل اصلاحات سخت اقتصادی شکل داد. فرانسه با آموزش تکنوکرات‌ها و برنامه‌ریزی راهنما، ایتالیا با مدل مالکیت دولتی و مدیریت خصوصی و مجارستان با اصلاحات تدریجی و حفظ رفاه اجتماعی نمونه‌های دیگری از مسیر‌های موفق بودند. همچنین مقایسه ایران و نروژ نشان داد که یک کشور نفتی تنها با ایجاد صندوق ثروت ملی شفاف و مستقل می‌تواند از دام مصرف‌گرایی رانتی عبور کند.

۶ الگوی شکست؛ از انحلال نهاد‌ها تا فساد ساختاری

در مقابل، بزرگ‌زاده ۶ الگوی اصلی شکست در دوره‌های پساجنگ را برشمرد: انحلال ناگهانی نهاد‌های موجود (همانند عراق)، طراحی سیاست‌های هویتی و سیاسی غیرتوسعه‌گرا، پذیرش مداخلات مخرب دولت‌های خارجی (مانند لیبی)، اصرار بر اقتصاد بسته و متمرکز (همانند کره شمالی)، شیوع فساد ساختاری و فقدان شفافیت، و رجحان بخشیدن به موضوعات دیگر بر رفاه و امنیت اجتماعی.

به گفته این صاحب‌نظر، تجربه شوروی نشان داد که بازسازی سریع زیرساخت‌ها اگر با نادیده گرفتن رفاه عمومی و ابقای نخبگان ناکارآمد همراه شود، به اقتصادی بدون نوآوری و مشروعیت اجتماعی منجر می‌گردد.

همچنین از منظر پل کالیر، بسیاری از جوامع پساجنگ به دلیل «دام خشونت» – یعنی منابع طبیعی قابل غارت، ضعف نهادی و نبود نظارت دقیق – مجدداً در چرخه منازعه گرفتار می‌شوند. چارلز تیلی و فرانسیس فوکویاما نیز یادآوری کردند که فشار جنگ می‌تواند حاکمان را به ایجاد دیوان‌سالاری متمرکز و نظام مالیاتی کارآمد وادارد، اما تعجیل در دموکراسی بدون دولت مقتدر، به هرج‌ومرج منتهی می‌شود.

شرط بنیادین: میثاق ملی و اجتناب از تقلید مکانیکی

بزرگ‌زاده در پایان تأکید کرد که توسعه در دوره پساجنگ نه از مسیر تقلید مکانیکی از تجربه‌های جهانی، بلکه از طریق طراحی «الگوی بومی و مختص ایران» یا «ترکیب هوشمندانه و گزینشی عناصر موفق از تجارب جهانی» امکان‌پذیر است. شرط بنیادین تحقق این بازآرایی، شکل‌گیری «میثاق ملی» واقعی میان ارکان حاکمیت، نخبگان و بدنه اجتماعی کشور است. در غیاب این هم‌صدایی جمعی، پنجره فرصت به‌سرعت بسته خواهد شد و ممکن است کشور در چرخه‌های معیوب گرفتار شود.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر