ناگفتههایی از«مکبت» مهندسپور در هشتمین رویداد «جمعههای تئاترشهر»
به گزارش برنا به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، هشتمین برنامه از مجموعه رویدادهای «جمعه های تئاتر شهر» با نمایش فیلم تئاتر «مکبت» به طراحی و کارگردانی فرهاد مهندس پور روز جمعه نهم مرداد به میزبانی تالار مشاهیر این مجموعه برگزار شد.
پس از نمایش این فیلم تئاتر هم که در حضور مخاطبان و هنرمندانی چون آتش تقیپور بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون، ناصرحسینیمهر نویسنده، پژوهشگر، مدرس و کارگردان تئاتر، فرشاد یاری مدرس و کارگردان تئاتر، اصغر خلیلی مدیر مجموعه تئاتر شهر، محمدرضا خسرویان منتقد و عضو گروه اجرایی نمایش «مکبت»، سعید محبی منتقد و روزنامه نگار، هادی لشگری آهنگساز و بازیگر تئاتر و تعدادی دیگر برگزار شد، عباس غفاری عضو انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر، روزنامه نگار، بازیگر و کارگردان تئاتر که طی اجرای عمومی این اثر نمایشی در گروه بازیگران حضور داشت به ارائه خاطرات و تجربه های خود از همکاری با فرهاد مهندس پور پرداخت.
نسلی که در داشتن اساتید خوب شانس داشت
وی در ابتدای صحبت های خود ضمن ارائه توضیحاتی درباره پیشینه تاریخی فعالیت هنرمندان و مدیران عرصه تئاتر از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان دهه هفتاد بیان کرد: بهنظر من، یکی از شانسهای بزرگ آن نسل، داشتن اساتید برجستهای در دانشگاه بود که از آنان درس گرفتند؛ این اساتید که روزگاری دانشجو بودند، وارد دانشگاهها شدند و شاگردان بسیار خوبی تربیت کردند که بعدها به عنوان هنرمندانی تاثیرگذار نقش مهمی در توسعه و ترویج فعالیت های تئاتری داشتند. یکی از همین هنرمندان فرهاد مهندسپور بود که هم زمان با فعالیت های مرتبط با کارگردانی و تدریس در حوزه های مدیریتی و اجرایی نیز فعالیت بسیار خوبی داشت و توانست در برهه ای از تاریخ همراه با تعدادی دیگر از هم نسلانش به یکی از هنرمندان و مدیران موثر در عرصه تئاتر مقاومت که در آن سالها بیشتر به «تئاتر دفاع مقدس» معروف بود، تبدیل شود. شرایطی که موجب تولید آثار نمایشی موفقی در این زمینه شد که همچنان از آنها به عنوان آثار برتر این عرصه یاد میشود.
«مکبت» با ۲۲ بازیگر آغاز شد؛ مطالعهای که اجباری بود!
غفاری افزود: پس از مدتی فرهاد مهندس پور سراغ نمایشنامه «مکبت» ویلیام شکسپیر که بعدها سرعنوان «مکبث» یا «مکبت» آن هم بحث های زیادی صورت گرفت، با همراهی نویسندگانی چون محمد چرمشیر رفت و تمرین نمایش با حدود 22 بازیگر که بنده هم جزوی از آنها بودم آغاز شد. در سه هفته اول، متن اصلی که می بایست توسط آقای چرمشیر نوشته می شد، هنوز آماده نبود؛ بنابراین ما از ترجمههای نمایشنامه «مکبث» برای تمرینات استفاده می کردیم و همراه با این روند تمرینات بدن و بیان را هم انجام می دادیم. در این چارچوب فرهاد هرروز کتابی می آورد و چند صفحه از آن را میخواند و بعد از هر کدام از ما میخواست که یک صفحه را بخوانیم. ابتدا نمیفهمیدیم چرا این کار را میکند، اما بعدها فهمیدیم که همه آن کتابها به اجرا مرتبط بود و از نظر ذهنی به ما کمک بسیاری کرد.
این بازیگر با اشاره به روند تمرینات در نظرگرفته شده از سوی مهندسپور برای گروه توضیح داد: تمرینات بدنی و بیان بسیار جدی گرفته میشد. افشین خورشید باختری یا گلچهره دامغانی تمرین بدن و بیان را بر عهده داشتند و هوشنگ هیهاوند هم کمک میکرد. ما در سههفته یا یک ماه اول، فقط متن اصلی را میخواندیم و بحث میکردیم. جالب است بدانید بسیاری از بازیگرانی که در تمرینات اولیه حضور داشتند، در همان جلسه های ابتدایی با فرهاد اختلاف پیدا کرده، او را متهم به بی سوادی و سپس تمرین را ترک می کردند. آنها می گفتند چرا باید متنی را کار کنیم که ترجمهاش وجود دارد و نیازی به بازخوانی ندارد؟ زیرا در آن زمان همچون این سالها واژه «بازخوانی» رایج نبود و نمایش «مکبت» فرهاد مهندسپور به نوعی اولین بار این مفهوم را با خود آورد.
نقش اولی که از آغاز مشخص بود
غفاری درباره بازیگران نمایش هم اظهار کرد: من معتقدم فرهاد از اول میدانست که هر کدام از بازیگران را برای چه نقشی انتخاب کرده و میدانست که داریوش موفق بازیگر نقش «مکبت» است. البته که داریوش بازیگر فوقالعادهای است و من عقیده دارم او از بهترین بازیگران تئاتر بعد از انقلاب است که بی تردید می توانست جایگاهی بسیار ممتازتری در تئاتر داشته باشد. جالب است بدانید او حتی یک ماه سر تمرین نیامد؛ ما میدانستیم که او ممکن است دیگر نیاید، اما فرهاد گفت؛ «مکبت من داریوش است و تا آخر هم هست» و واقعاً برگشت و بازی درخشانی ارائه داد. حتی به خوبی یادم است در اجرای جشنواره تئاتر فجر، که گروههای خارجی از جمله از برلین آمدند، شیفته بازی داریوش شدند و از او دعوت کردند به خارج برود، اما او نپذیرفت.
این منتقد و کارگردان تئاتر در ادامه صحبت های خود گفت: پس از اجرای نمایش «مکبت»، آثار دیگری از فرهاد مهندس پور از جمله «دیر راهبان» و «روز رستاخیز» در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفتند که آنها هم واقعا درخشان بودند و این نشان دهنده توانمندی یک هنرمند ارزنده تئاتر و البته ریسک مدیری به نام حسین پاکدل در تئاتر شهر بود که فرصت اجرای چنین نمایشهایی را مهیا کرد. مسیری که باعث شد همان بازیگران قهر کردهای که اشاره داشتم از تصمیم خود پشیمان باشند.
شیوه کار مهندسپور در بازار تولید امروزه نمیگنجد
وی تصریح کرد: من همیشه به همکاری با فرهاد افتخار میکنم و از او بسیار آموختم؛ او نگاه دیگری به تئاتر به من داد و قاطعانه می گویم جای او الان در کارگردانی تئاتر خالی است؛ البته که من میدانم شاید بخشی از دلیلی که باعث می شود او کار نکند چیست، چون بسیاری از بازیگران با دستمزدهای فعلی حاضر به همکاری با او نیستند، چون متاسفانه بسیاری از هنرمندان نسل جدید او را نمیشناسند. چون شیوه کاری فرهاد مهندس پور در بازار تولید امروز نمیگنجد؛ ما پنج ماه تمرین کردیم، حتی یک ماه فقط راه رفتیم و روی چهارپایهها بدون هیچ دکور عظیمی حرکت کردیم، او به همه میگفت؛ «تمام اطلاعاتتان را پشت در بگذارید و اگر مرا بهعنوان کارگردان قبول دارید بمانید». ما ماندیم و از او بسیار یاد گرفتیم.
غفاری در بخش پایانی صحبت های خود گفت: فرهاد مهندس پور هنرمندی بود که از استادانش رکنالدین خسروی، حمید سمندریان و بسیاری دیگر زیاد آموخت؛ او حتی برای درک متون اصلی نمایش هایی که روی آنها کار می کرد زبان انگلیسی و آلمانی آموخت و تمام تلاش خود را انجام می داد تا در سفرهای مختلف با حضور در کارگاههای آموزشی همواره بیاموزد.
انتهای پیام/