ورزش ایران در میدان تازه دیپلماسی فرهنگی

|
۱۴۰۵/۰۶/۱۲
|
۲۱:۱۹:۰۲
| کد خبر: ۲۳۸۴۹۶۶
د
برنا - گروه ورزشی: ششمین دوره بازی‌های جهانی عشایر را باید با تغییر رویکرد ایران به این رویداد ارزیابی کرد.

به گزارش برنا،ذایران پیش از این نیز در دوره‌های مختلف بازی‌های جهانی عشایر حضور داشته است؛ بنابراین، اتفاق تازه در قرقیزستان را نمی‌توان به «نخستین حضور ایران» تعبیر کرد. تفاوت اصلی در این دوره، به ساختار و ابعاد حضور برمی‌گردد؛ جایی که ایران برای نخستین بار با یک کاروان منسجم ۱۳۰ نفره، شامل بیش از یکصد ورزشکار و مربی، در ۲۳ رشته و با مشارکت هشت فدراسیون و دو انجمن ورزشی وارد رقابت‌ها شد.

همین تغییر مقیاس، بازی‌های جهانی عشایر را از یک حضور موردی در تقویم برخی رشته‌ها، به موضوعی قابل بررسی در سطح سیاست ورزشی کشور تبدیل کرده است.

این تغییر، در ظاهر یک تصمیم اجرایی برای اعزام گسترده‌تر است، اما در سطح سیاست‌گذاری ورزش معنای وسیع‌تری دارد. بازی‌های جهانی عشایر بر ورزش‌هایی استوار است که بخش مهمی از هویت و حافظه فرهنگی جوامع را شکل داده‌اند و به همین دلیل، مرز میان ورزش، میراث فرهنگی و ارتباطات بین‌المللی در آن کمرنگ است. ششمین دوره نیز با حضور بیش از ۹۰ کشور و مجموعه‌ای از رشته‌های سنتی و بومی برگزار شد.

از این منظر، تصمیم وزارت ورزش و جوانان برای شکل دادن یک کاروان منسجم، تصمیمی قابل دفاع است. این وزارتخانه از ماه‌ها قبل موضوع حضور ایران را به صورت متمرکز دنبال کرد.

اهمیت این تصمیم در همین تغییر مقیاس است. وقتی وزارت ورزش یک رویداد را در سطح یک کاروان ملی تعریف می‌کند، دیگر موضوع صرفاً اعزام چند ورزشکار نیست؛ مجموعه‌ای از فدراسیون‌ها، انجمن‌ها، مربیان، نظام انتخاب ورزشکار، پوشش، هویت کاروان، مدیریت رسانه‌ای و حتی نحوه تعامل با سایر کشورها درگیر می‌شوند. به همین دلیل، تجربه این دوره را می‌توان از منظر مدیریت ورزش نیز مورد توجه قرار داد.

وزیر ورزش در مراسم بدرقه، به همین بخش از ماجرا توجه داشت. او در سخنان خود از ضرورت هماهنگی میان اجزای ورزش کشور گفت و در کنار نتیجه فنی، بر انضباط، احترام به رقیب، اخلاق ورزشی و مرام پهلوانی تأکید کرد. همچنین توسعه کشف استعداد در مناطق روستایی و عشایری را به عنوان یکی از کارکردهای این حضور مورد توجه قرار داد.

این نکته مهم است؛ زیرا اگر ورزش‌های بومی و سنتی تنها در زمان اعزام به مسابقات بین‌المللی دیده شوند، بخش اصلی ظرفیت آنها نادیده گرفته می‌شود. ارزش سیاستی این رشته‌ها زمانی مشخص می‌شود که از سطح مسابقه به سطح توسعه ورزش در داخل کشور منتقل شوند.

یکی از نشانه‌های همین نگاه را می‌توان در طراحی هویت بصری کاروان دید. استفاده از پوشش برگرفته از اقوام مختلف ایران در رژه افتتاحیه، پس از اجرا، نشان داد که ایده معرفی ایران از مسیر تنوع فرهنگی صرفاً در سطح یک طرح روی کاغذ باقی نمانده است. کاروان ایران در مراسم افتتاحیه با پوششی که از عناصر فرهنگی اقوام مختلف کشور الهام گرفته بود در برابر جمعیت حاضر در ورزشگاه رژه رفت.

این انتخاب، در چنین رویدادی اهمیت دارد. ایران در یک جشنواره بین‌المللی که اساساً بر هویت‌های قومی و فرهنگی بنا شده، می‌توانست تصویری یکدست و کلیشه‌ای از خود ارائه کند؛ اما استفاده از عناصر پوشش اقوام، امکان دیگری برای معرفی کشور از مسیر تنوع درونی آن، فراهم کرد.

بازخوردهای مراسم افتتاحیه نیز قابل توجه بود. گزارش‌های میدانی از استقبال و تشویق قابل توجه تماشاگران هنگام ورود کاروان ایران حکایت داشت؛ رویدادی که در ورزشگاه بزرگ بیشکک و در حضور هیأت‌های مختلف بین‌المللی اتفاق افتاد.

این صحنه را نباید بیش از اندازه تفسیر کرد، اما نمی‌توان از کنار آن نیز گذشت. در رویدادهایی از این جنس، ارتباط میان مردم و هیأت‌های ورزشی کشورها بخشی از همان دیپلماسی فرهنگی غیررسمی است که معمولاً در آمارهای رسمی دیده نمی‌شود.

اهمیت این موضوع با توجه به زمان برگزاری افتتاحیه بیشتر می‌شود. مراسم افتتاحیه ششمین دوره بازی‌های جهانی عشایر در بیشکک، همزمان با حضور سران و مقام‌های عالی‌رتبه کشورهای مختلف برای اجلاس سازمان همکاری شانگهای برگزار شد.

رئیس‌جمهور پزشکیان که برای شرکت در اجلاس شانگهای به قرقیزستان سفر کرده بود، به دعوت رئیس‌جمهور این کشور، در مراسم افتتاحیه حاضر شد. مقام‌هایی از روسیه، هند، ترکیه و دیگر کشورهای حاضر در اجلاس نیز در این مراسم حضور داشتند. دکتر دنیامالی نیز برای همراهی رئیس‌جمهور در افتتاحیه به بیشکک رفت.

در چنین شرایطی، ورزش در کنار دیپلماسی رسمی قرار گرفت؛ نه به عنوان جایگزین سیاست خارجی، بلکه به عنوان مکمل آن. رئیس‌جمهور در اجلاس سران درباره مسائل سیاسی و اقتصادی و همکاری‌های منطقه‌ای مذاکره می‌کرد و در همان شهر، کاروان ورزشی ایران در یک رویداد فرهنگی ـ ورزشی بین‌المللی حاضر بود.

این دو سطح از حضور، در صورتی که هماهنگ و مستمر دنبال شوند، می‌توانند یکدیگر را تقویت کنند.

این ظرفیت برای ایران اهمیت بیشتری دارد، زیرا کشور ما از نظر تنوع ورزش‌های سنتی و آیین‌های پهلوانی، چیزی کمتر از بسیاری از کشورهای حاضر در این بازی‌ها ندارد. بخش قابل توجهی از ورزش‌های سنتی ایران با زندگی اجتماعی، فرهنگ محلی و تاریخ اقوام گره خورده‌اند. در همین نقطه، خلأ ورزش زورخانه‌ای نیز خود را نشان داد.

در مراحل آماده‌سازی کاروان، ورزش زورخانه‌ای در میان رشته‌های مورد بررسی و برنامه‌ریزی ایران قرار داشتند، اما در ترکیب نهایی رقابت‌های این دوره جایگاه مستقیمی پیدا نکردند. این موضوع اهمیت دارد و باید برای سیاست‌گذاری دوره‌های بعدی، حتما مورد توجه قرارگیرد.

زورخانه برای ایران مجموعه‌ای از مفاهیم اخلاقی، آیینی و ورزشی در آن به هم پیوند خورده و از معدود سنت‌های ورزشی ایران است که می‌تواند در قالب یک زبان قابل فهم بین‌المللی معرفی شود. حتی در جریان همین دوره نومدگیمز، نمایندگان فدراسیون بین‌المللی ورزش‌های زورخانه‌ای و کشتی پهلوانی در بیشکک با مسئولان کشتی‌های سنتی اتحادیه جهانی کشتی دیدار و درباره ظرفیت‌ها و تفاوت‌های این رشته‌ها گفت‌وگو کردند. این یعنی زمینه گفت‌وگو وجود دارد.

بنابراین، یکی از نتایج طبیعی حضور امسال می‌تواند این باشد که ایران برای دوره‌های بعد، با برنامه‌ای مشخص‌تر برای ورود ورزش زورخانه‌ای و کشتی پهلوانی به ساختار بازی‌های جهانی عشایر مذاکره کند. چنین اقدامی هم به نفع جایگاه بین‌المللی این ورزش‌هاست و هم می‌تواند جایگاه ایران را در شبکه جهانی ورزش‌های سنتی تقویت کند.

در کنار دیپلماسی فرهنگی، مسئله توسعه ورزش در داخل کشور نیز اهمیت دارد. بسیاری از رشته‌هایی که در نومدگیمز دیده می‌شوند، برای شروع فعالیت ورزشی نیازمند زیرساخت‌های پیچیده و پرهزینه نیستند. طناب‌کشی، کشتی‌های سنتی، برخی بازی‌های بومی و ورزش‌های قدرتی می‌توانند در مدارس، روستاها، مناطق عشایری و مجموعه‌های محلی توسعه پیدا کنند.

اینجاست که سیاست ورزش همگانی می‌تواند به ورزش قهرمانی متصل شود.

اگر کودک و نوجوان در محیط زندگی خود امکان آشنایی و فعالیت منظم در یک ورزش بومی داشته باشد، مسیر استعدادیابی از همان‌جا آغاز می‌شود. بعد، با آموزش مربی، مسابقات منطقه‌ای و نظام انتخاب، بخشی از این استعدادها می‌توانند به سطح ملی و بین‌المللی برسند. دنیامالی نیز در سخنان بدرقه بر ضرورت گسترده‌تر شدن دایره کشف استعداد در حوزه روستایی و عشایری تأکید کرده بود.

از این منظر، نومدگیمز می‌تواند برای ورزش ایران یک میدان آزمایشی جدی باشد؛ جایی که هم قابلیت‌های قهرمانی رشته‌ها مشخص می‌شود و هم ظرفیت آنها برای توسعه ورزش پایه و همگانی.

نتایج فنی این دوره نیز تا اینجا مؤید همین موضوع است. ایران در رشته‌هایی مانند کوراش و چوب‌کشی صاحب مدال شده و رضا قیطاسی، پرچمدار کاروان، نخستین طلای ایران را در چوب‌کشی به دست آورده است. این نتایج البته نباید با موفقیت در بازی‌های آسیایی یا المپیک مقایسه شود؛ اما برای شناسایی رشته‌هایی که ایران در آنها قابلیت رقابتی دارد، اطلاعات ارزشمندی فراهم می‌کند.

اگر تجربه این دوره صرفاً در گزارش عملکرد کاروان و جدول مدال‌ها باقی بماند، بخش مهمی از ظرفیت آن از دست خواهد رفت. باید مشخص شود کدام رشته‌ها ارزش سرمایه‌گذاری دارند، کدام مناطق کشور ظرفیت پرورش ورزشکار در آنها را دارند، کدام فدراسیون‌ها می‌توانند مسئولیت توسعه آنها را بپذیرند و چه برنامه‌ای برای استمرار فعالیت ورزشکاران پس از بازگشت از مسابقات وجود دارد.

این موضوع درباره ورزش زنان نیز اهمیت دارد. هر سیاستی که قرار است ورزش‌های بومی و سنتی را از حاشیه به متن ورزش کشور منتقل کند، باید از ابتدا برای حضور و توسعه ورزش زنان نیز مسیر مشخصی تعریف کند. در غیر این صورت، بخش قابل توجهی از ظرفیت اجتماعی این حوزه بلااستفاده خواهد ماند.

از سوی دیگر، نباید شرایطی را که این کاروان در آن اعزام شد نادیده گرفت. ورزش ایران در ماه‌های گذشته تحت تأثیر شرایط جنگی و محدودیت‌های ناشی از آن قرار داشت و حفظ ارتباطات ورزشی بین‌المللی در چنین شرایطی کار ساده‌ای نبود. در این وضعیت، ادامه حضور ایران در یک رویداد بین‌المللی و حفظ ارتباط با ساختارهای جهانی ورزش‌های سنتی، از منظر مدیریت ورزش و ارتباطات بین‌المللی قابل توجه است.

حضور دنیامالی در اجلاس جهانی ورزش‌های قومیتی در آنتالیا نیز در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. اجلاس هشتم اتحادیه جهانی ورزش‌های قومیتی در آنتالیا با حضور بیش از ۱۰۰ چهره عالی‌رتبه، از جمله بیش از ۱۵ وزیر ورزش ، برگزار شد و محور آن توسعه و احیای ورزش‌های سنتی بود.

تداوم حضور وزیر ورزش در این ساختار بین‌المللی و سپس حضور او در بیشکک در کنار رئیس‌جمهور و کاروان ایران، نشان می‌دهد موضوع ورزش‌های سنتی در سطح وزارتخانه صرفاً یک برنامه مقطعی برای یک مسابقه نبوده است.

این مسیر البته نیازمند ادامه و تکمیل است. اگر قرار باشد ایران در دیپلماسی فرهنگی ورزش جدی‌تر عمل کند، باید حضور در چنین مجامعی را به شبکه‌سازی حرفه‌ای، انعقاد تفاهم‌های مشخص، میزبانی رویدادها، تربیت داور و مربی، استانداردسازی رشته‌ها و در نهایت قرار گرفتن ورزش‌های ایرانی در ساختارهای رسمی بین‌المللی متصل کند.

نومدگیمز برای ایران از این جهت اهمیت دارد که بخشی از ظرفیت‌های ورزشی کشور را در جایی به نمایش می‌گذارد که زبان اصلی آن، زبان فرهنگ و سنت است. حضور ۱۳۰ نفره امسال نیز فرصت مناسبی ایجاد کرده تا این ظرفیت از حالت پراکنده خارج شود و در یک چارچوب منسجم مورد ارزیابی قرار گیرد.

عملکرد وزارت ورزش در این پرونده را نیز باید در همین سطح سنجید؛ نه با ادبیات تبلیغاتی و نه صرفاً با تعداد مدال‌ها. تصمیم برای تشکیل کاروان، پیگیری حضور چندرشته‌ای، ایجاد ساختار مدیریتی برای اعزام و همراهی مستقیم با رئیس‌جمهور در افتتاحیه، مجموعه‌ای از تصمیم‌های قابل دفاع را شکل داده است. در مقابل، آزمون اصلی وزارتخانه بعد از پایان مسابقات خواهد بود: اینکه آیا این تجربه به سیاست پایدار برای ورزش‌های بومی و سنتی تبدیل می‌شود یا خیر.

اگر چنین اتفاقی بیفتد، ششمین دوره بازی‌های جهانی عشایر برای ورزش ایران یک حضور موفق در یک رویداد بین‌المللی باقی نمی‌ماند؛ بلکه می‌تواند مبنایی برای بازتعریف جایگاه ورزش‌های سنتی، توسعه استعداد در مناطق روستایی و عشایری و استفاده حرفه‌ای‌تر از ورزش به عنوان یکی از ابزارهای دیپلماسی فرهنگی کشور باشد.

این همان نقطه‌ای است که ارزش این حضور را باید در آن جست‌وجو کرد: در فاصله میان یک اعزام و سیاستی که پس از آن ساخته می‌شود.

انتهای پیام/ 

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر