جنگ ایران و انتخابات آمریکا/ ترامپ در حال خرید زمان است؟

|
۱۴۰۵/۰۶/۲۵
|
۱۱:۱۵:۰۲
| کد خبر: ۲۳۸۹۹۱۳
دونالد ترامپ
برنا- گروه سیاسی و بین‌الملل؛ وعده «پیروزی سریع» آمریکا و دونالد ترامپ، جای خود را به مهلت‌های نامحدود داده است؛ آیا رئیس‌جمهور آمریکا می‌خواهد جنگ را تا بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای مدیریت کند؟

جنگ آمریکا علیه ایران در حالی به نقطه‌ای حساس برای دولت دونالد ترامپ رسیده که لحن کاخ سفید نسبت به ماه‌های نخست درگیری تغییر محسوسی کرده است. وعده‌های اولیه درباره «پیروزی سریع و قاطع» جای خود را به زمان‌بندی‌های نامشخص و مهلت‌های تمدیدشونده داده‌اند؛ تحولاتی که هم‌زمان با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در اوایل نوامبر، اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند.
جنگ در آستانه ورود به هفتمین ماه خود قرار دارد، اما هنوز نتیجه‌ای که بتوان آن را «پیروزی نظامی» نامید، حاصل نشده است. هم‌زمان، بسته ماندن تنگه هرمز، افزایش تهدیدها در باب‌المندب و تداوم فشار تورمی، هزینه‌های جنگ را از میدان نبرد به اقتصاد و زندگی روزمره شهروندان آمریکایی کشانده است.
در واشنگتن، درباره معنای این تغییر رویکرد اختلاف نظر وجود دارد. برخی کارشناسان آن را نشانه بن‌بست استراتژیک آمریکا می‌دانند؛ بن‌بستی که برتری نظامی واشنگتن را به پیروزی تبدیل نکرده و جنگ را به فرایندی فرسایشی و پرهزینه بدل کرده است. در مقابل، گروهی دیگر معتقدند ترامپ آگاهانه از تشدید جنگ پیش از انتخابات پرهیز می‌کند تا پس از مشخص شدن نتیجه، دست بازتری برای تصمیم‌گیری داشته باشد.

جنگی که به انتخابات گره خورده است

انتخابات میان‌دوره‌ای اکنون به یکی از مهم‌ترین متغیرهای محاسبات دولت آمریکا تبدیل شده است. هزینه جنگ و آثار اقتصادی آن می‌تواند به نوعی همه‌پرسی درباره عملکرد دولت ترامپ تبدیل شود؛ به‌ویژه اگر سیاست خارجی مستقیماً بر قیمت کالاها، هزینه سوخت و قدرت خرید خانوارها اثر بگذارد.
اسامه ابوارشید، نویسنده و تحلیلگر سیاسی ساکن واشنگتن، معتقد است حزب جمهوری‌خواه به دلیل جنگ با ایران، تورم ناشی از آن و کاهش قدرت خرید آمریکایی‌ها، با خطر شکست انتخاباتی جدی مواجه است.
او در گفت‌وگو با الجزیره نت می‌گوید برآوردها نشان می‌دهد ۳۷ درصد خانواده‌های آمریکایی اکنون برای تأمین هزینه‌های ماهانه خود از کارت‌های اعتباری استفاده می‌کنند. به گفته او، نظرسنجی‌ها نیز حاکی از احتمال از دست رفتن اکثریت جمهوری‌خواهان در مجلس نمایندگان و حتی سناست؛ وضعیتی که می‌تواند دستور کار قانون‌گذاری ترامپ را با مشکل جدی روبه‌رو کند.
ترامپ در چنین شرایطی وعده کاهش قیمت‌ها پس از انتخابات را مطرح کرده است. اما ابوارشید این وعده‌ها را فاقد اعتبار می‌داند و معتقد است هدف اصلی آنها ایجاد امید در میان رأی‌دهندگان مستقل و مردد و کاهش هزینه سیاسی جنگ است.
مایکل هانا، مدیر برنامه‌های آمریکایی در گروه بحران بین‌المللی، نیز معتقد است ترامپ بارها با لفاظی‌هایی که با واقعیت‌های میدانی و دیپلماتیک فاصله داشته‌اند، افکار عمومی و بازارها را تحت تأثیر قرار داده است.
به گفته هانا، جنگ از محبوبیت چندانی برخوردار نیست و هزینه‌های اقتصادی آن فشار مستقیمی بر رأی‌دهندگان وارد می‌کند. به همین دلیل، ترامپ از بازگشت به یک جنگ تمام‌عیار پیش از انتخابات احتیاط می‌کند و ترجیح می‌دهد تا نوامبر، نوعی آرامش نسبی ایجاد کند و هم‌زمان از طریق تحریم‌ها و درگیری‌های کم‌شدت، فشار اقتصادی بر ایران را ادامه دهد.

چرا ترامپ از تعیین مهلت جدید خودداری می‌کند؟

دیوید دروش، مقام سابق پنتاگون، این رفتار را نه نشانه عقب‌نشینی، بلکه نوعی محاسبه سیاسی می‌داند.
به اعتقاد او، ترامپ پس از تجربه تعیین یک مهلت «دو هفته‌ای» برای دستیابی به پیروزی قاطع، دریافته است که تعیین جدول زمانی مشخص می‌تواند در صورت شکست، او را در موضع پاسخگویی قرار دهد. بنابراین، این بار از هرگونه ضرب‌الاجل سخت و قطعی فاصله گرفته تا دست خود را برای تغییر تاکتیک باز نگه دارد.
دروش همچنین معتقد است پایگاه جمهوری‌خواهان ترجیح می‌دهد بحث جنگ در فضای انتخاباتی به حداقل برسد. به گفته او، ترامپ نیز با کم‌اهمیت جلوه دادن درگیری‌ها تا حدی موفق شده است اخبار جنگ را از صفحات نخست رسانه‌های آمریکایی دور نگه دارد.
او در عین حال بر یک نکته دیگر تأکید می‌کند: اقتصاد آمریکا برخلاف برخی پیش‌بینی‌های اولیه، تاکنون در برابر شوک جنگی مقاومت کرده است. قیمت بنزین پایین‌تر از سطحی باقی مانده که در پی بسته شدن تنگه هرمز انتظار می‌رفت و بازار سهام نیز در سطوح بالا باقی مانده است.

برتری هوایی بدون پیروزی

اما مشکل واشنگتن فقط انتخابات نیست. پس از نزدیک به هفت ماه جنگ، پرسش مهم‌تری مطرح شده است: آیا برتری هوایی آمریکا به‌تنهایی می‌تواند تهران را وادار به عقب‌نشینی کند؟
اسکات لوکاس، استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل در دانشگاه بیرمنگام، معتقد است پاسخ به این پرسش تاکنون منفی بوده است.
از نگاه او، آمریکا یا عمق نظامی لازم برای حل مسئله در میدان را ندارد یا آگاهانه از ورود به مرحله‌ای که می‌تواند به تشدید فاجعه‌بار جنگ منجر شود، خودداری می‌کند.
لوکاس می‌گوید در اواخر مارس و اوایل آوریل، در پنتاگون بحث‌هایی درباره تغییر رویکرد از حملات هوایی به عملیات زمینی، از جمله عملیات مرتبط با جزیره نفتی خارک، مطرح شد. با این حال، فرماندهان نظامی درباره دشواری عملیات زمینی علیه ایران هشدار دادند؛ به‌ویژه با توجه به احتمال حملات موشکی گسترده ایران و محدودیت ذخایر موشک‌های رهگیر آمریکا برای دفاع از پایگاه‌های حیاتی.
ابوارشید نیز معتقد است مسئله اصلی، توانایی نظامی آمریکا نیست، بلکه اراده سیاسی برای استفاده از آن است. او می‌گوید جنگ کنونی یک «جنگ انتخابی» است و مستقیماً بقای ملی آمریکا را تهدید نمی‌کند. بنابراین، ورود به یک جنگ تمام‌عیار مستلزم بسیج گسترده اقتصادی و صنعتی خواهد بود؛ چیزی که ترامپ از نظر سیاسی و قانونی امکان تحمیل آن را ندارد.
او همچنین با استناد به گزارش‌هایی در نیویورک‌تایمز می‌گوید ترامپ با این تصور وارد جنگ شد که می‌توان به پیروزی سریع و آسان دست یافت؛ تصوری که به گفته او، تحت تأثیر ارزیابی‌های بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، شکل گرفته بود.
ابوارشید هشدار می‌دهد که تشدید گسترده عملیات نظامی علیه ایران می‌تواند قدرت آمریکا را فرسوده کند و توان آن را برای رقابت راهبردی با چین و روسیه کاهش دهد.
دروش اما همچنان احتمال تشدید دوباره جنگ را منتفی نمی‌داند. از نگاه او، احتیاط کنونی بیشتر یک وقفه موقت است که تحت تأثیر انتخابات شکل گرفته است. ترامپ می‌تواند پس از انتخابات، با ارزیابی دوباره وضعیت، شدت عملیات را افزایش دهد؛ به‌ویژه اگر فشار اقتصادی بر ایران به تضعیف توان آن منجر شده باشد.

جنگ ایران و انتخابات آمریکا/ ترامپ در حال خرید زمان است؟

محاصره اقتصادی؛ یک استراتژی حساب‌شده؟

در اینجا اختلاف اصلی میان کارشناسان آشکار می‌شود: آیا واشنگتن آگاهانه در حال اجرای یک استراتژی فرسایشی است یا در جنگی گرفتار شده که فاقد نقشه راه روشن است؟
دروش معتقد است رویکرد ترامپ را نباید سردرگمی دانست. به گفته او، این سیاست ادامه سنتی از «استراتژی بزرگ آمریکا» است که در آن فشار نظامی با محاصره اقتصادی ترکیب می‌شود تا توان دشمن به‌تدریج تحلیل برود.
او به نمونه‌هایی از تاریخ آمریکا و جنگ‌های جهانی اشاره می‌کند؛ از محاصره ایالت‌های جنوبی در جنگ داخلی آمریکا گرفته تا محاصره آلمان در جنگ جهانی اول و قطع منابع سوخت ژاپن در جنگ جهانی دوم.
از این منظر، تحریم‌های اولیه و ثانویه علیه ایران بخشی از یک راهبرد فرسایشی گسترده‌تر هستند. دروش معتقد است تناقض ظاهری میان تهدیدهای نظامی ترامپ و تأکید او بر فشار اقتصادی، در واقع انعطاف‌پذیری یک سیاست چندلایه است.
لوکاس اما این برداشت را نمی‌پذیرد. او معتقد است واشنگتن فاقد استراتژی منسجمی است که ابزارهای موجود را به اهداف نهایی پیوند دهد.
به گفته او، خودداری آمریکا از اعمال تحریم‌های جامع و نیز ادامه خرید نفت ایران توسط چین، اثربخشی سیاست فشار را کاهش داده است.
لوکاس همچنین معتقد است ترامپ با ادعای کنترل تنگه هرمز و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، روایتی از «کنترل اوضاع» ارائه می‌کند که با واقعیت میدانی فاصله دارد. از نگاه او، ادامه بسته ماندن تنگه و حملات حوثی‌ها، از جمله حمله به خط لوله شرق ـ غرب عربستان سعودی، این روایت را تضعیف کرده است.

خرید زمان تا انتخابات

مایکل هانا از زاویه دیگری به این مسئله نگاه می‌کند و از «معضل معکوس» سخن می‌گوید: هرچه فشار اقتصادی بر ایران بیشتر شود، انگیزه تهران برای برهم زدن آرامش موقت نیز می‌تواند افزایش یابد.
ایران، از این منظر، اهمیت زمان‌بندی سیاسی آمریکا را درک می‌کند و ممکن است از ابزارهای خود برای تشدید بحران و افزایش هزینه‌های انتخاباتی جمهوری‌خواهان استفاده کند.
در چنین شرایطی، ترامپ میان دو گزینه دشوار قرار گرفته است: ادامه فشار و خطر تشدید جنگ، یا کاهش درگیری و پذیرفتن این خطر که منتقدان، این اقدام را عقب‌نشینی تعبیر کنند.
این معضل زمانی پیچیده‌تر می‌شود که وعده‌های مالی ترامپ نیز وارد معادله انتخاباتی شده‌اند.
دروش تعهد ترامپ برای پرداخت ۵۰۰۰ دلار به هر آمریکایی بالغ در صورت حفظ کنترل جمهوری‌خواهان بر هر دو مجلس کنگره را «شرطی مطمئن» می‌داند. اکثریت جمهوری‌خواهان در مجلس نمایندگان تنها سه کرسی است و نظرسنجی‌ها و پیش‌بینی‌ها از احتمال کسب حداقل ۱۰ کرسی توسط دموکرات‌ها حکایت دارد.
از نگاه دروش، ترامپ با علم به دشواری تحقق این وعده، آن را مطرح کرده است؛ وعده‌ای که در صورت محقق نشدن شرایط، مسئولیت عملی‌سازی آن نیز منتفی خواهد شد.
دروش در نهایت معتقد است ترامپ بیش از آنکه به آینده حزب جمهوری‌خواه بیندیشد، به میراث سیاسی شخصی خود فکر می‌کند. بنابراین، ممکن است پس از انتخابات میان‌دوره‌ای نیز مسیر سیاسی خود را دنبال کند و هزینه‌های احتمالی آن را به نامزدهای جمهوری‌خواه انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ واگذار کند.

میراث ترامپ؛ پیروزی یا به تعویق انداختن بحران؟

با این حال، پیامدهای این سیاست به انتخابات محدود نمی‌شود.
ابوارشید هشدار می‌دهد ترامپ بدون داشتن یک راه خروج واقعی، در حال «خرید زمان» است. از نگاه او، خروج از جنگ بدون دستیابی به نتیجه‌ای روشن، در شرایطی که ایران کنترل تنگه هرمز را حفظ کرده و باب‌المندب همچنان ناامن است، می‌تواند به تثبیت جایگاه ایران در معادلات تجارت جهانی منجر شود و میراث ترامپ را به جنگی بی‌نتیجه گره بزند؛ مشابه آنچه درباره جنگ‌های آمریکا در عراق و افغانستان گفته شده است.
لوکاس نیز معتقد است تصویر قدرت آمریکا که ترامپ در سطح منطقه‌ای ترسیم کرده بود، آسیب دیده است. به گفته او، برخی پایتخت‌های خلیج فارس از ناتوانی واشنگتن در پایان دادن به جنگی که خود در آغاز آن نقش داشته، احساس سرخوردگی می‌کنند.
از نگاه لوکاس، تضعیف آزادی کشتیرانی بین‌المللی و افزایش نااطمینانی در منطقه، هم‌زمان فرصت بیشتری برای چین فراهم می‌کند تا حضور و مشارکت‌های منطقه‌ای خود را تقویت کند و خلأ ناشی از تردید آمریکا را پر کند.
در نهایت، مجموعه این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که تمدید مهلت‌ها و گره زدن سرنوشت جنگ ایران به انتخابات میان‌دوره‌ای، بیش از آنکه یک نقشه روشن برای پیروزی باشد، راهی برای خرید زمان است.
ترامپ اکنون می‌کوشد میان فشار نظامی، فرسایش اقتصادی ایران و ملاحظات انتخاباتی تعادل برقرار کند؛ اما هیچ‌یک از این ابزارها تضمین نمی‌کند که بحران پس از انتخابات ناپدید شود.
چه انتخابات به پیروزی دموکرات‌ها و دشوارتر شدن مسیر قانون‌گذاری دولت منجر شود و چه ترامپ را به سمت تشدید دوباره جنگ سوق دهد، محدودیت‌های جغرافیایی، نظامی و اقتصادی همچنان پابرجا خواهند بود.
به این ترتیب، مسئله اصلی برای واشنگتن دیگر فقط چگونگی پیروزی در جنگ نیست؛ بلکه این است که چگونه می‌توان از جنگی که هنوز پایان روشنی برای آن وجود ندارد، با کمترین هزینه سیاسی و راهبردی خارج شد.
پاسخ به این پرسش احتمالاً پس از فروکش کردن نبرد انتخاباتی روشن‌تر خواهد شد؛ زمانی که مشخص شود ترامپ واقعاً در حال خرید زمان بوده یا اینکه مهلت‌های پی‌درپی، خود به بخشی از بحران تبدیل شده‌اند.

منبع: الجزیره

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر