آمریکا با تحریم و فشار معیشتی به دنبال جبران ناکامی در جنگ ۴۰ روزه است
اکبر معصومی، کارشناس مسائل خاورمیانه، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی برنا درباره تغییر استراتژی آمریکا در قبال ایران و احتمال تشدید فشارهای اقتصادی گفت: جنگ ۴۰ روزه یک جنگ تمامعیار و پیچیده اطلاعاتی و امنیتی بود. هدف این بود که در روز اول، با زدن رأس نظام، مردم به خیابانها بیایند و عملاً زمینه تجزیه ایران و پایان کار جمهوری اسلامی ایران فراهم شود؛ یعنی مدل لیبی و سقوط دولت بشار اسد در جمهوری اسلامی ایران تکرار شود.
وی افزود: این اتفاق نیفتاد و اهداف آمریکاییها به دلیل خطای محاسباتی آنها محقق نشد. جمهوری اسلامی ایران نیز با رویکرد نظامی وارد میدان شد. به این معنا که آمریکاییها در جریان جنگ رمضان چهار خطای محاسباتی داشتند.
معصومی ادامه داد: نخستین خطای محاسباتی آنها این بود که تصور نمیکردند ایران نبرد نظامی را به یک جنگ تمامعیار انرژی در منطقه تبدیل کند. بستن تنگه هرمز از جمله مواردی بود که آمریکاییها در رویکرد نظامی خود نتوانستند آن را پیشبینی کنند. بنابراین، آنها در تنگه هرمز با یک شکست سنگین اقتصادی مواجه شدند و نتوانستند این شرایط را مدیریت کنند.
این کارشناس مسائل خاورمیانه گفت: خطای محاسباتی دوم، مربوط به مسائل داخلی ایران بود. آمریکاییها تصور کردند با حمله به ایران میتوانند مردم را در کنار خود قرار دهند و آنها را برای تجزیه ایران و سرنگونی جمهوری اسلامی همراه کنند، اما اتحاد مردم و حضور آنها در خیابانها، خطای محاسباتی دوم آنها بود. آنها نتوانستند این رویکرد را تشخیص دهند و عملاً هرچه جنگ ادامه پیدا کرد، انسجام مردم بیشتر شد و روزبهروز تقویت شد. خود آمریکاییها و کارشناسان نیز به این موضوع اعتراف کردهاند و در جلسات محرمانه به آن پرداختهاند.
وی تصریح کرد: خطای محاسباتی سوم آمریکاییها این بود که تصور نمیکردند ایران قدرت حمله به پایگاههای آمریکایی را داشته باشد. ایران با حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه، عملاً امنیتی را که آمریکاییها سالیان سال از کشورهای عربی و با صرف هزینه تأمین کرده بودند، با یک چالش بزرگ مواجه کرد و کاری کرد که حضور آمریکاییها در منطقه نیز از دید کارشناسان و نخبگان امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس زیر سؤال برود.
معصومی ادامه داد: امروز این گزاره در منطقه مطرح است که آمریکایی که توان تأمین امنیت پایگاههای خود را ندارد، از توان تأمین امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله قطر، امارات و عربستان نیز برخوردار نیست.
وی بیان کرد: خطای محاسباتی چهارم آنها نیز مربوط به رفتار، انسجام، وحدت و سازمانیافتگی محور مقاومت بود. محور مقاومت به صورت منسجم عملاً کار آمریکاییها و صهیونیستها را در ایران ناتمام گذاشت و ضرباتی که از طریق محور مقاومت به رژیم صهیونیستی وارد شد، باعث شد آنها هرچه زودتر به نوعی به شکست نظامی خود اعتراف کنند.
این کارشناس مسائل خاورمیانه در ادامه گفت:، اما چه اتفاقی افتاد؟ به نظر میرسد با توجه به شکستی که آمریکاییها متحمل شدند، «خشم حماسی» که ترامپ نام عملیات خود علیه ایران را بر آن گذاشته بود، امروز به یک خشم اقتصادی علیه ایران تبدیل شده است. آنها به دنبال این هستند که با تحریم و رویکردهای سخت معیشتی، شرایط را برای جمهوری اسلامی ایران دشوار کنند.
وی درباره اهداف آمریکا از فشار اقتصادی علیه ایران اظهار کرد: آمریکاییها دو هدف را دنبال میکنند؛ نخست اینکه بتوانند جمهوری اسلامی ایران را از داخل و از لحاظ اقتصادی تضعیف کنند و دوم اینکه مردم را به نوعی خسته کرده و فشار اقتصادی مضاعفی به مردم و جامعه وارد کنند تا مردم در مقابل جمهوری اسلامی ایران قرار بگیرند.
معصومی افزود: این رویکرد را میتوان تلاش آنها برای ایجاد یک فتنه داخلی دانست. آنها با این روند به دنبال این هستند که بتوانند مردم را با خود همراه کنند؛ یعنی همان فشار اقتصادی که از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۳ بر مردم سوریه وارد کردند و مردم را از دولت بشار اسد خسته کردند، در ایران نیز اجرایی کنند.
وی درباره اهرمهای آمریکا برای این اقدام گفت: آنها به دنبال تحریم ایران از طریق تحریم انرژی و نفت ایران و همچنین محاصره دریایی هستند. دومین اقدام، همراه کردن کشورهای منطقه مانند امارات متحده عربی، بعضاً کشورهایی مانند ترکیه و برخی از همسایگان ایران برای انجام این کار است.
این کارشناس مسائل خاورمیانه ادامه داد: سومین اقدام آنها این است که با مطرح کردن پاداشهای میلیارد دلاری، مسیرهای دور زدن تحریمهای ایران را از طریق دریافت اطلاعات از نقاط مختلف شناسایی و بلافاصله تحریم کنند و ایران را محدود کنند تا اجازه ندهند این روند ادامه پیدا کند.
معصومی گفت: به نظر میرسد در این شرایط نیز آمریکاییها به نوعی شکست خواهند خورد؛ چراکه ایران برای عبور از خشم اقتصادی آمریکا دستبسته نیست و راهبردهایی نیز برای این شرایط در نظر گرفته است.
وی افزود: نخستین رویکردی که ایران میتواند برای عبور از این شرایط در پیش بگیرد، این است که محاصره اقتصادی آمریکاییها را با چالش اساسی مواجه کند. موشکی که چند وقت پیش در این زمینه مطرح شد، به نوعی نشان میدهد که ایران سلاحی در اختیار دارد که میتواند آمریکاییها را مورد هدف قرار دهد و این موضوع باعث خواهد شد هزینه محاسبه برای ایران به شدت افزایش پیدا کند و آمریکاییها مجبور شوند در شرایط موجود تغییر رویه دهند.
معصومی درباره دومین اهرم ایران اظهار کرد: دومین رویکرد یا اهرمی که ایران در پیش دارد، وحدت جبهه مقاومت و آنچه در یمن در حال اتفاق افتادن است. تنگه بابالمندب که در اختیار دولت صنعا و انصارالله یمن قرار گرفته، کار را برای آمریکاییها نیز دشوار کرده است.
وی ادامه داد: افزایش قیمت نفت باعث خواهد شد فشارها بر آمریکاییها افزایش پیدا کند و آنها قدرت چانهزنی در تعیین قیمت نفت را از دست بدهند؛ بهگونهای که با افزایش قیمت نفت به بالای ۱۱۰ دلار، دیگر آمریکاییها این توان را نخواهند داشت. ذخایر استراتژیک آمریکا نیز رو به پایان خواهد رفت.
این کارشناس مسائل خاورمیانه افزود: آنچه با افزایش قیمت نفت اتفاق میافتد، این است که رشد اقتصادی کشورها با مشکل مواجه میشود. افزایش قیمت نفت و هزینهای که از این طریق به حملونقل وارد میشود، باعث خواهد شد رشد اقتصادی با یک چالش اساسی مواجه شود و این موضوع به ضرر دولت ترامپ خواهد بود و او را مجبور خواهد کرد رویکرد تحریم اقتصادی ایران را تغییر داده و به سمت مذاکره حرکت کند؛ موضوعی که از روز گذشته شاهد ورود آنها به فاز مذاکره بودهایم.
وی درباره سومین اهرم ایران گفت: اگر روند تحریم اقتصادی ایران افزایش پیدا کند، ایران از حالت تدافعی خارج شده و رویکرد خود را به حالت تهاجمی تبدیل خواهد کرد و به نوعی زیرساختهای انرژی در کشورهای منطقه که از آمریکا پشتیبانی و حمایت میکنند، مورد هدف قرار خواهد گرفت.
معصومی تصریح کرد: این روش باعث خواهد شد حتی یک قطره نفت نیز از منطقه صادر نشود. بنابراین، در شرایط کنونی کشوری پیروز این جنگ خواهد بود که بتواند ایستادگی و مقاومت بیشتری از خود نشان دهد و عملاً دشمن را به تسلیم وادار کند.
وی خاطرنشان کرد: نباید این نکته را فراموش کنیم که اگر آمریکاییها در مدل اقتصادی و تحریم اقتصادی خود علیه ایران پیروز شوند، این موضوع در واقع آغاز یک نبرد نظامی دیگر خواهد بود؛ چراکه آنها به دنبال این هستند که با تضعیف ایران، نبرد و جنگ دیگری را علیه ایران در پیش بگیرند.
این کارشناس مسائل خاورمیانه افزود: البته دست آنها برای جنگ نظامی دیگر نیز بسیار بازتر خواهد بود، اما تصور من این است که موقعیت ایران از لحاظ تجهیزات نظامی و همچنین رویکردهای امنیتی و اطلاعاتی، نسبت به جنگ رمضان بسیار تقویت شده و دست ایران بازتر است و میتواند ضربات سهمگینی به دشمن وارد کند.
معصومی گفت: ایران در این شرایط هم سیستم پدافندی خود را به شدت تقویت کرده و هم سایر سیستمهای خود را تقویت کرده است. به نوعی اگر جنگ آغاز شود، ایران حالت تهاجمی خشنتری به خود خواهد گرفت و ضربات شدیدی به آمریکاییها و رژیم صهیونیستی وارد خواهد کرد که به نوعی چهره آنها را در جامعه بینالمللی به عنوان یک چهره شکستخورده القا کند. اینها اهداف کلی است که میتوان از رویکردهای فعلی به نوعی به دست آورد و آنها را تحلیل و ارزیابی کرد.
انتهای پیام/