توقف کامیونهای سوخت در ریمدان ادعای میانجیگری پاکستان را به چالش کشید
پاکستان بهعنوان کشوری که با ایران مرزهای طولانی دارد و متحد غیرناتو آمریکا است، نقش زیادی برای خود در رفع تنش میان ایران و آمریکا قائل است.
اما میانجیگری در سطح دیپلماتیک بدون رفع موانع عملی در سطح روابط دوجانبه ناقص میماند و حتی ممکن است سبب بدگمانی شود.
در حال حاضر عبور تعداد قابل توجهی کامیون ایرانی در مرزهای مختلف پاکستان و ایران با چالش مواجه است و این کشور باید فکری به حال این موضوع بکند. این اقدام هم به نفع تجارت دو کشور است و هم اعتبار میانجیگری اسلامآباد را تقویت میکند.
پاکستان از یک طرف با هند مواجه است که ارتباط تجاری گستردهای با آن ندارد و از طرف دیگر با افغانستان مواجه است که به دلیل درگیریها، مرزهایش بسته شده است. در نتیجه، مسیر ایران و مسیر دریایی، عملاً راههای اصلی ارتباطی پاکستان محسوب میشوند.
تردد در مرزهای ایران و پاکستان، آن هم در شرایط محدودیت دریایی که باید مرزهای زمینی در روانترین حالت ممکن خود باشند، رانندگان را به ستوه آورده است. نیمهفعال بودن، کندی عبور از مرز و تعرفههای عجیب از جمله مهمترین مشکلاتی است که طرف پاکستانی باید در حل آنها شتاب کند.
مرز روان، نخستین آزمون عملی میانجیگری پاکستان
مرز پاکستان برای رفع چالش محدودیت دریایی ایران نقش استراتژیک دارد، زیرا به بندر چابهار و بندر گوادر متصل است و میتواند کالاهای پاکستانی و چینی را به ایران برساند.
همچنین پاکستان خود به گاز مایع و فرآوردههای نفتی ایران نیاز فوری دارد و همین یک انگیزه اقتصادی قوی برای روان نگه داشتن مرز ایجاد میکند.
یک میانجی صادق در این شرایط باید قبل از هر چیز مشکل فوری رانندگان و تجار را حل کند. وقتی کامیونی با ۲ میلیارد تومان عوارض و ۲۴ روز انتظار در مرز گرفتار است،
صحبت از «میانجیگری برای صلح» در پایتختها بیمعنا به نظر میرسد. اگر مرزهای زمینی با پاکستان روان نباشند، هر دو طرف دچار چالش جدی خواهند شد. اینجاست که اهمیت یک میانجی مشخص میشود.
کارآمدی یک میانجی، بیش از هر چیز با توانایی او در حل مشکلات فوری میدانی سنجیده میشود. میانجیای که نتواند انسداد مرزها را برطرف کند، حتی با نیت خیر، در عمل به کاهش رنج رانندگان و تجار کمک نمیکند.
سوخت، ۸۰ درصد صف کامیونهای راهی پاکستان
بخش قابل توجهی از صفهای موجود در مرز پاکستان مربوط به ناوگان حامل سوخت است؛ حدود ۸۰ درصد ناوگانی که قصد حرکت به سمت پاکستان را دارد، مربوط به سوخت است. افزایش تقاضا برای سوخت نیز طبیعتاً موجب افزایش صف و زمان انتظار در مرز شده است.
این مسئله از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا میکند که تجارت انرژی یکی از حوزههای دارای منافع مشترک میان دو کشور است. در چنین شرایطی، کندی تردد ناوگان سوخت نهتنها هزینه رانندگان و صادرکنندگان ایرانی را افزایش میدهد، بلکه میتواند دسترسی طرف پاکستانی به انرژی مورد نیاز خود را نیز دشوارتر کند.
میرجاوه نیمهفعال؛ فشار مضاعف بر دیگر گذرگاهها
مرز میرجاوه که مدتی است به دلیل مسائل داخلی و امنیتی پاکستان نیمهفعال است، سرریز آن به سمت سایر مرزها حرکت میکند که خود باعث شلوغی بیشتر میگردد.
ظاهراً توافقاتی درباره ۲۴ ساعته شدن این مرز انجام شده است؛ هرچند هنوز هم گزارشهایی از تراکم و ظرفیت پایین این مرز وجود دارد.
فعالتر شدن میرجاوه میتواند بخشی از فشار واردشده بر سایر گذرگاههای مرزی را کاهش دهد. به همین دلیل، افزایش ساعت فعالیت به تنهایی کافی نیست و ظرفیت عملی پذیرش و عبور ناوگان نیز باید متناسب با حجم تقاضای ایجادشده افزایش پیدا کند.
گلوگاه ریمدان؛ ۷۰۰ کامیون در برابر ظرفیت عبور ۲۰۰ دستگاه
مرز ریمدان در حال حاضر پرتراکمترین و پرچالشترین مرز ایران و پاکستان است. گفته میشود تا حدود روزی ۷۰۰ کامیون ایرانی خواستار خروج از این مرز هستند، ولی طرف پاکستانی فقط توانایی عبور ۲۰۰ کامیون را دارد. این تراکم سبب شده برخی رانندهها حتی تا ۲۰ روز هم پشت مرز معطل بمانند.
بیشتر کامیونهای عبوری حامل گاز مورد نیاز پاکستان هستند که به دلیل محدودیتهای دریایی از طریق زمینی ارسال میشود. برای مدیریت این بحران، سامانه نوبتدهی هوشمند راهاندازی شده تا رانندگان از مبدأ بارگیری نوبت بگیرند و از حضور طولانیمدت در مرز جلوگیری شود.
این طرح حدود یک ماه است که اجرا شده و برای موفقیت آن باید اعتماد رانندگان جلب شود. راننده باید اطمینان داشته باشد که اگر نوبت گرفته و به او اعلام شده است ۱۰ یا ۱۵ روز دیگر مراجعه کند، در زمان مقرر پذیرش خواهد شد.
اگر در همین مدت مشاهده کند که منطقه آزاد یا بازارچه، خارج از صف و نوبت ناوگان را عبور میدهد، دیگر به سامانه اعتماد نمیکند و ترجیح میدهد در محل مرز منتظر بماند تا نوبتش برسد.
مرز پیشین؛ افزایش ظرفیت زیر سایه هزینه ۱۰ هزار دلاری
مرز «پیشین» که در سمت پاکستان به «مند» معروف است هم از دیگر مرزهای شلوغ محسوب میشود. هرچند ظرفیت این مرز از حدود ۳۰ یا ۴۰ کامیون به ۱۰۰ تا ۱۲۰ کامیون رسیده است، اما گفته میشود طرف پاکستانی هزینه عجیب تا ۱۰ هزار دلار را برای عبور رانندگان تعیین کرده است که علاوه بر معطلیها و کمبود امکانات، نارضایتی را برای رانندگان به همراه دارد.
افزایش ظرفیت عبور در این مرز اتفاق مثبتی است، اما اگر افزایش ظرفیت با هزینههای سنگین برای ناوگان همراه شود، بخشی از مزیت ایجادشده از بین خواهد رفت. کاهش زمان انتظار، شفاف شدن هزینههای عبور و ایجاد رویه ثابت برای پذیرش کامیونها از جمله موضوعاتی است که میتواند در مذاکرات دو کشور مورد توجه قرار گیرد.
اعتبار میانجیگری از مرز میگذرد
در شرایطی که محدودیتهای دریایی فشار مضاعفی بر تجارت خارجی ایران وارد کرده، روان بودن مرزهای زمینی با پاکستان اهمیت راهبردی یافته است. با این حال، به نظر میرسد بخشی از کندی موجود در گذرگاههایی مانند ریمدان، پیشین و میرجاوه ناشی از محدودیتهای زیرساختی، ظرفیت پذیرش طرف پاکستانی و ملاحظات امنیتی این کشور باشد.
گزارشهای میدانی از معطلی طولانی کامیونها و هزینههای سنگین حکایت دارد، اما تحلیل دقیق آن نیازمند تفکیک میان عوامل ساختاری، تصمیمهای سیاسی و فشارهای ناشی از تحریمهای ثانویه است. در چنین وضعیتی، رویکرد سازنده آن است که دو طرف با تأکید بر منافع مشترک ــ امنیت مرز، تجارت قانونی، انرژی و ترانزیت ــ زمینه کاهش تنش و تسهیل تردد را فراهم کنند.
پاکستان نیز مانند ایران با محدودیتهای اقتصادی و امنیتی خاص خود روبهروست و همین امر، ضرورت گفتوگوی صریح اما غیرتقابلی را دوچندان میکند. در عین حال، اگر اسلامآباد قصد دارد در سطحی بالاتر نقش میانجی میان ایران و آمریکا را ایفا کند، توانایی آن در حل مسائل ملموس و روزمره روابط با تهران نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت. کاهش صف کامیونها، افزایش ظرفیت گذرگاهها و شفافسازی هزینههای مرزی میتواند به همان اندازه رفتوآمدهای دیپلماتیک، تصویری از میزان کارآمدی این نقش ارائه کند.