زیر سایه جنگ، بنزین ایران در تنگنای ناترازی/ وقتی ترمیم زیرساختها کافی نیست
صنعت پالایش ایران در ماههای گذشته یکی از حساسترین دورههای خود را تجربه کرده است. در جریان حملات نظامی اسفندماه بخشی از زیرساختهای نفتی و پالایشی کشور از جمله پالایشگاه لاوان و برخی تأسیسات ذخیرهسازی و انتقال فرآوردههای نفتی آسیب دیدند.
این حملات بخشی از زنجیره تولید، ذخیرهسازی و انتقال فرآوردههای نفتی را هدف قرار داد و بار دیگر نشان داد امنیت انرژی تنها به استخراج نفت خام وابسته نیست بلکه استمرار فعالیت پالایشگاهها، مخازن ذخیرهسازی، خطوط انتقال و شبکه توزیع سوخت، حلقههایی هستند که اختلال در هر یک از آنها میتواند کل زنجیره تأمین را تحت تأثیر قرار دهد.
در همان روزهای ابتدایی وزارت نفت و شرکت ملی پالایش و پخش با بسیج نیروهای عملیاتی تعمیرات اضطراری و تغییر آرایش شبکه تولید و توزیع مانع از ایجاد اختلال گسترده در عرضه بنزین شدند. همین اقدام باعث شد در روزهایی که کشور با شرایط جنگی روبهرو بود جایگاههای عرضه سوخت بهطور گسترده با کمبود بنزین مواجه نشوند و جریان توزیع ادامه پیدا کند.
با این حال بازگرداندن یک پالایشگاه یا یک واحد فرآیندی به مدار تولید صرفاً به معنای تعمیر یک تجهیز آسیبدیده نیست. راهاندازی دوباره واحدهای پالایشی نیازمند بازسازی تجهیزات، انجام آزمونهای ایمنی، تنظیم دوباره فرآیندها و اطمینان از پایداری تولید است. فرآیندی که در برخی بخشها زمانبر بوده و آثار آن در عملکرد صنعت همچنان قابل مشاهده است.
این شرایط در حالی رقم خورده که صنعت پالایش ایران پیش از وقوع جنگ نیز با چالش ناترازی بنزین روبهرو بود. در سالهای اخیر اگرچه ظرفیت تولید بنزین با اجرای طرحهای توسعهای افزایش یافته اما آهنگ رشد مصرف از افزایش ظرفیت تولید پیشی گرفته است.
میانگین تولید روزانه بنزین کشور اکنون در محدوده ۱۲۰ تا ۱۲۵ میلیون لیتر قرار دارد این در حالی است که مصرف روزانه در ماههای اخیر بارها از ۱۳۵ میلیون لیتر عبور کرده و در روزهای اوج سفر حتی به حدود ۱۴۵ میلیون لیتر در روز نیز رسیده است. به بیان دیگر کشور در بسیاری از روزها با کسری ۱۰ تا ۲۰ میلیون لیتری بنزین مواجه است. کسریای که از طریق استفاده از ذخایر راهبردی، افزایش تولید در سایر پالایشگاهها و استفاده از سایر فرآوردهها جبران میشود.
نکته قابل توجه اینجاست که این ناترازی تنها نتیجه آسیبهای ناشی از جنگ نیست. افزایش تعداد خودروها، رشد سفرهای جادهای، فرسودگی ناوگان حملونقل، مصرف بالای خودروهای داخلی، کاهش سهم CNG در سبد سوخت و پایین بودن قیمت بنزین نسبت به هزینه واقعی تولید، مجموعه عواملی هستند که طی سالهای گذشته فاصله میان تولید و مصرف را بیشتر کردهاند اما شرایط جنگی و آسیب زیرساختها شدت آن را افزایش داده است.
از سوی دیگر ساخت پالایشگاه جدید یا افزایش ظرفیت واحدهای موجود پروژهای نیست که در مدت کوتاه به نتیجه برسد. اجرای چنین طرحهایی به سرمایهگذاری چند میلیارد دلاری، تأمین تجهیزات، فناوری و چند سال زمان نیاز دارد.
به همین دلیل صنعت پالایش در کوتاهمدت ناچار است با اتکا به ظرفیت موجود، افزایش بهرهوری واحدها، تعمیرات اساسی، بهینهسازی فرآیندها و مدیریت ذخایر و افزایش قیمت سوخت پاسخگوی تقاضای روزافزون باشد.
در این میان آنچه بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده مدیریت مصرف است. موضوعی که دیگر صرفاً یک توصیه برای صرفهجویی نیست بلکه به یکی از الزامات حفظ امنیت انرژی کشور تبدیل شده است. کاهش مصرف خودروهای فرسوده، توسعه ناوگان حملونقل عمومی، بازگرداندن CNG به سبد سوخت، ارتقای استاندارد خودروها، استفاده از خودروهای کممصرف و اصلاح الگوی مصرف، مجموعه اقداماتی است که میتواند بخشی از فشار وارد بر شبکه تأمین بنزین را کاهش دهد.
واقعیت این است که صنعت پالایش ایران توانسته در ماههای گذشته بخش مهمی از آثار حملات را مدیریت کند و اجازه ندهد عرضه سوخت با اختلال فراگیر روبهرو شود. اما واقعیت دیگری نیز وجود دارد که نمیتوان از کنار آن عبور کرد. امروز مسئله اصلی تنها ترمیم زیرساختهای آسیبدیده نیست بلکه شکافی است که هر روز میان تولید و مصرف عمیقتر میشود.
انتهای پیام/