هوای این روزهای دانشگاه سرد است؛

نقد و نظر دانشجویان شنیده نمی شود/ تنها حرف خودشان را می زنند

|
۱۳۹۳/۰۹/۰۲
|
۱۴:۳۵:۵۴
| کد خبر: ۲۳۹۶۳۲
نقد و نظر دانشجویان شنیده نمی شود/ تنها حرف خودشان را می زنند
زمانی دانشجو بودن پز داشت و باعث افتخار بود بسیاری از اتفاقات مهم فردی و اجتماعی ریشه در دانشگاه داشت، اما الان دانشجو بودن یک اتفاق معمولی و از سر وظیفه است.

از در وارد می شوم، چند نفری توی محوطه بیرونی نشسته اند و صحبت می کنند، یکی آن گوشه نشسته، سر در لاک خود فروبرده و با موبایلش بازی می کند، عده ای هم در کلاس ها نشسته اند، رخوت از سر و روی کلاس ها می بارد، اینجا دانشگاه است، فضایی که تنها جایی برای درس خواندن نیست و باید انرژی و شورجوانی مشخصه اصلی آن باشد، اما نیست.

زمانی دانشجو بودن پز داشت و باعث افتخار بود زندگی جوانان به قبل و بعد از دانشگاه تقسیم می شد، بسیاری از اتفاقات مهم فردی و اجتماعی ریشه در دانشگاه داشت، اما الان دانشجو بودن یک اتفاق معمولی و از سر وظیفه است، دلسردی در دانشجویان ریشه دوانده و نشاط واقعی از میان آنها رخت بربسته و رفته است.

«نقد و نظر دانشجو شنیده نمی شود، مسوولان دانشگاه اصلا درک درستی از دانشجویان ندارند و تنها حرفهای خودشان را می زنند و می شنوند.» این ها را فاطمه دانشجوی ترم دوم کارشناسی ارشد یکی از دانشگاه های تهران می گوید.
از نظر او رفتن و نرفتن به دانشگاه تاثیری در زندگیش نداشته است؛ «یکی از دوستانم در کانادا درس می خواند او می گوید که دانشگاه هایشان دانشجو محوراست و به آنها بها می دهند و برایشان در همه زمینه ها برنامه دارند، او همیشه با عشق از دانشگاه می گوید اما ما اینجا از دانشگاه فرار می کنیم.»

برای یاسمن که روزی ورود به دانشگاه همه زندگی اش بوده، اکنون دانشگاه سرابی شده که در آن باورهایش فرو ریخته است؛ «چارچوب های تعیین شده علمی نیست، آموزش با بازار کار هماهنگ نیست سرفصل های درسی کهنه و برای 30 سال پیش است و کارآمد نیست، بعضی از درس های کارشناسی ارشد تکرار دوره کارشناسی است و یا اصلا مرتبط نیست.» یاسمن که دانشجوی سال سوم است درعمل انجام شده قرار گرفته، نمی داند درسش را نیمه تمام بگذارد یا راه پررخوت را همچنان طی کند.

فضای دانشگاه ها به حاشیه معطوف شده است. دانشجویان نمره محور و مدرک گرا شده اند و کلاس های خشک و کسل کننده ریشه خلاقیت دانشجویان را خشک کرده است و فضای دانشگاه ها را غمگین. کجای راه را اشتباه رفته ایم که به اینجا رسیده ایم؟

یک نهاد؛چند رئیس

مصطفی اقلیما رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران و مدرس دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در پاسخ به این سوال می گوید: «یک خانواده نمی تواند 5 پدر داشته باشد؛ رئیس دانشگاه، بسیج، نهاد رهبری و  حراست همه به دانشجو امر و نهی می کنند. نمی شود که یک روز صحبت کردن و اظهار نظر آزاد باشد یک روز ممنوع، این بلاتکلیفی جوان را سرخورده می کند. کسی باید باشد که حرف دانشجو را بفهمد او آینده ساز جامعه است اگر شاد نباشد، امید و احترام نداشته باشد و نقد و نظرش شنیده نشود همه اینها را در جامعه انعکاس می دهد.»

دخالت افراد غیر متخصص و بلاتکلیفی دانشگاه

«افراد غیر متخصص در کار وزارت علوم دخالت می کنند دانشگاه محل آموزش است اما 9 ماه است که وزارتخانه ای با این عظمت وزیر ندارد و نمی تواند برنامه هایش را به درستی پیش ببرد این مسئله دانشجویان را نیز سردرگم کرده است در حالی که نمایندگان مجلس وزیر نمی خواهند آنها می خواهند به کسی رای دهند که خواسته هایشان را در وزارتخانه اجرا کند .»

مفهوم واقعی دانشگاه را پس دهید
  
«باید دانشگاه نیز مانند هر نهاد دیگری و همانگونه که رهبری فرموده اند شایسته سالاری و پاسخگویی در راس امورش باشد لازم است که مفهوم واقعی دانشگاه به دانشگاه برگردد و  دانشگاه محلی برای بارور کردن اندیشه آینده سازان شود.»

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه