اسطوره پایه فرهنگ حماسی است
استاد زبان و ادبیات کهن پارسی ایران گفت: اسطورهها هنوز در کرمانشاه زندهاند و حماسه از دامان اسطوره بر میآید و اسطوره پایه فرهنگ حماسی است و در سرزمینهایی که به این فرهنگ رسیدند سامانه ادبی نیز پدید میآید و این سامانه ادبی حماسی در فرهنگ ایران بسیار گسترده است و حماسههای کردی بیگمان پر شمارترین حماسههای گفتاری در ایران زمین است.
به گزارش خبرگزاری برنا در کرمانشاه، پورفسور میر جلالالدین کزازی اظهار داشت: گرامیترین، مایه ورترین و پایه ورترین شاهکار پهلوانی، رزمی و حماسی در جهان بی هیچ گمان و گزافه شاهنامه است.
وی افزود: مراسم کتاب سال گویا در دو شهر تبریز و شیراز برگزار میشود و کرمانشاه برای نخستین بار به عنوان سومین شهر این آیین را برگزار مینماید.
استاد زبان و ادبیات کهن پارسی ایران گفت: آبشخور برخی شاهنامههای کردی به روزگاران ایران باستان بر میگردد و پیش از شاهنامه فردوسی در ایران زمین پدید آمدهاند.
کزازی ادامه داد: کتاب، برترین ابزار دانایی و داد است و داد هماره در گرو دانایی است و دادگر بیگمان داناست.
وی افزود: آن کس که داناست میداند، چگونه بایدش زیست و هرگز به بیداد نخواهد گرایید، زیرا بیداد با سامانههای جهان ناساز است و بیدادگر پیش از آن که بر دیگران ستم براند بر خویشتن بیداد و ستم کرده است.
استاد زبان و ادبیات کهن پارسی ایران شاهنامه را دفتر دانایی و داد دانست و گفت: در شاهنامه هم دانایی را مییابیم و هم داد را، زیرا این دو از همدیگر ناگسستنی هستند.
کزازی ادامه داد: روندهای گوناگون هستی سامان مندند و رو به سوی یگانهای دارند و نیاکان ما در ایران باستان آن یگانه را "ارشا" و یا "ارتا" مینامیدند که در ایران پس از اسلام واژه حق را به جای آن بکار میبریم. وی افزود: بیداد آن است که ما جهان را از گذار و گرایش بسوی "ارتا" باز داریم و بیداگر و یا پتیاره کسی است که در آن سامانه جهانی و بهین در گذار جهان بسوی راستی درنگ بیافکند.
کزازی به پیوند میان دانایی و داد اشاره کرد و گفت: بیگمان کسی که داناست هرگز به بیداد نخواهد گرایید، زیرا اگر سامانه جهان را بپریشد پیوند خود با جهان را خواهد گسیخت.
استاد زبان و ادبیات کهن پارسی ایران گفت: بیدادگران کمترین آرامش را دارا هستند زیرا با جهان در ستیزند و با خویشتن خویش نیز در کشاکشند و این در حالی است که آرامش درونی در گرو آشتی با جهان و سپس با خویشتن است.
کزازی در ادامه کرمانشاه را شهر باورها و اندیشههای باستانی ذکر کرد و گفت: شهرهای کرمانشاه نیز به همان سان این گونه هستند و حتی میتوانم فراختر بگویم جغرافیای گسترده کرمانشاهان که در گذشته جغرافیایی داشته بسیار پهناورتر از جغرافیای کنونی و استانهای؛ ایلام، لرستان، کردستان و همدان هنوز بخشی از آن بودند و استان پنجم کشور بود هم این گونهاند.
وی افزود: اسطورهها هنوز در کرمانشاه زندهاند و حماسه از دامان اسطوره بر میآید و اسطوره پایه فرهنگ حماسی است و در سرزمینهایی که به این فرهنگ رسیدند، سامانه ادبی نیز پدید میآید و این سامانه ادبی حماسی در فرهنگ ایران بسیار گسترده است.
استاد زبان و ادبیات کهن پارسی ایران گفت: گرامیترین، مایه ورترین و پایه ورترین شاهکار پهلوانی، رزمی و حماسی در جهان بی هیچ گمان و گزافه شاهنامه است.
کزازی ادامه داد: این در حالی است که شاهنامه بخشی از فرهنگ پهلوانی ایران را در بردارد.
وی افزود: خاستگاه حماسههای کردی که پرشمار نیز هستند را دو آبشخور شاهنامه «الماسخان کندولهای» و پارهای شاهنامههای دیگر که به چاپ نرسیده و ناشناخته ماندهاند.
استاد زبان و ادبیات کهن پارسی ایران گفت: برخی شاهنامه سرایان کُرد از شاهنامه فردوسی در سرودن رزم نامههایشان بهره بردهاند، و ارزش این شاهنامههای کردی که از شاهنامه فردوسی ستانده شدهاند، بیشتر ارزشی است که در تاریخ ادب به ویژه ادبیات سنجشی یا همان تطبیقی داشتهاند.
کزازی ادامه داد: شاهنامههای کردی وجود دارد که از دید ساختار درونی، داستان، افسانهها و چهرهها پیوندی با شاهنامه ندارند و حتی گاهی با آن ناسازگارند. وی افزود: یکی از پهلوانان در شاهنامه کردی چهرهای به نام "رستم یکدست" است که از رستم شاهنامه بسیار نیرومندتر است.
استاد زبان و ادبیات کهن پارسی ایران گفت: پیشینه این حماسهها بسیار کهن است و باز میگردد به روزگاران باستان، به آن آبشخورهایی که پیش از شاهنامه فردوسی در ایران زمین پدید آمده است.
مانند شاهنامه «بوالموید بلخی» که به دریغ باید گفت از بین رفته و یا حتی به آبشخورهای کهنتر. کزازی آبشخور حماسه در ایران را بیشتر گفتاری دانست تا نوشتاری و گفت: در سرزمینهای دیگر که دارای فرهنگ حماسه است مانند یونان باستان، داستان به همین گونه است.
وی افزود: روزگاری سخن وری بزرگ داستانهای کهن گفتاری را مینگارد و بدین صورت حماسه پایدار میماند و ما هنوز نشانههای این تراداد (سنت) فرهنگی و ادبی را میبینیم که هر داستان گویی از شاهنامه (نقال) طوماری دارد که بازگفتهایی دیگر از داستانهای شاهنامه را در آن طومار میتوان یافت.
استاد زبان و ادبیات کهن پارسی ایران گفت: داستان گویان شاهنامه داستانهایی میگویند که در شاهنامه نیست و این داستانها از آبشخورهای بسیار کهن که گفتاری بودهاند و پارهای نوشتاری شدند به یادگار مانده است.
کزازی ادامه داد: در زمان حال در سرزمینهای کهن ایران، سرزمینی که هنوز فرهنگ ایران باستان در آن هنوز به جا مانده و کمتر زیان و آسیبی دیده مانند کرمانشاهان این افسانهها و داستانها هنوز زنده است.
وی افزود: باید به صورت پژوهش میدانی این افسانهها و حماسههای گفتاری و نوشتاری گردآوردی شود.
استاد زبان و ادبیات کهن پارسی ایران گفت: این کار صورت گرفته، اما اندک است از بسیار و باید به سرعت دست یازید به پیران که این داستانها را در سینه دارند، زیرا تا چند سال دگر آنها خواهند مرد و داستانها نیز با آنها از بین میرود.
کزازی افزود: کرمانشاه بهشت اسطوره شناختی است و اسطوره خاستگاه حماسه است و حماسههای کردی بیگمان پرشمارترین حماسههای گفتاری ایران زمیناند که باید آنها را به سرعت گرد آورد.
وی در پایان گفت: باید در دانشگاه رازی کرمانشاه رشته اسطوه شناسی سامان بگیرد تا روشمند به اسطورههای ناب کرمانشاه پرداخت.