بعضی از تیم‌های ما کمتر مربی خوب به خود می‌بینند

دکتر سجادی: هر کاری را اهلش باید انجام دهد/ برد و باخت اصل شده است

|
۱۳۹۳/۰۹/۰۳
|
۱۴:۲۰:۴۹
| کد خبر: ۲۴۰۰۵۹
دکتر سجادی: هر کاری را اهلش باید انجام دهد/ برد و باخت اصل شده است
معاون ورزش حرفه‌ای و قهرمانی وزارت ورزش و جوانان گفت: امروز رفتارهای اخلاق گرایانه کمرنگ شده است.

به گزارش سرویس ورزشی برنا، دکتر سجادی معاون ورزش حرفه ای و قهرمانی در گفت و گو با پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان از خاطرات خود و سال های نه چندان دور فوتبال می گوید. خاطراتی از دوران ریاستش در فدراسیون فوتبال وسرمربی گری پرویز دهداری در تیم ملی.

*از آشنایی خود با آقای دهداری بگویید.
من از قبل از پیروزی انقلاب با مرحوم دهداری آشنا بودم و در تیم های تحت پوشش ایشان فوتبال بازی می کردم. اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سال 1364 زمانی که رئیس فدراسیون فوتبال شدم از وی در خواست کردم که سرمربی تیم ملی فوتبال شود. البته نزدیک به چهار – پنج ماه طول کشید تا راضی شود، البته دهداری قبل از انقلاب سرمربی تیم ملی فوتبال بود. دلایلی همچون شرایط سنی را برای عدم استقبال مطرح کرد اما چون شرایط و محیط را مناسب دید درنهایت پذیرفت. دهداری کار خیلی خوبی را برای تیم ملی انجام داد و اعتقاد داشت اگر ما بتوانیم تیم ملی را چه از نظرفنی فوتبال و چه از نظر اخلاقی مرتب و منظم کنیم حتما روی سایر فوتبالیست ها تاثیرگذار خواهد بود. با همین هدف جلوآمد و نزدیک به 3 و سال واندی که سرمربی تیم ملی بود خدمات خیلی خوبی ارائه داد. می دانید که دهداری را همه در درجه اول به عنوان معلم اخلاق می شناسند اما من می خواهم بگویم تنها وی معلم اخلاق نبود بلکه از نظر درک و شناخت فوتبال روز دنیا نیزجلو بود و به خاطر همین تیم هایی که پرویز دهداری سرمربی گری آن ها را بر عهده داشت فوتبال را خیلی زیبا بازی می کردند. کسانی که یادشان است قبل از پیروزی انقلاب باشگاه هایی که دهداری سرمربیشان بود خیلی خوب فوتبال بازی می کردند و این برگرفته از تفکر فنی اش بود؛ منتهی اصل برای وی اخلاق بود و اعتقاد داشت که ورزشکاران در درجه اول باید تحصیلاتشان را ادامه دهند و بعداز آن فوتبال بازی کنند آن هم فوتبالی سالم و جوانمردانه. خود وی هم آدمی بود که بسیار عامل به حرف های خود بود.

*از خاطرات خود با پرویز دهداری بگویید؟
من خاطرات خیلی زیادی از ایشان دارم به وی‍ژه زمانی که سرمربی تیم ملی بود. به طور مثال دهداری سفرهای خارجی بسیار زیادی را به همراه تیم ملی رفت. در تمام آن سفرها یک ساک دستی با وی بود که با همان نیز باز می گشت. اشکالی هم ندارد که کسی در سفر خرید کند اما ایشان چیزی که انتخاب کرده بود تنها سرمربی گری بود و در این سفر ها حتی یک دلار هم نمی گرفت. زمانی که سرمربی تیم ملی فوتبال شد هیچ حقوقی از فدراسیون نگرفت. یعنی در طول 3 سال و چند ماهی که در سمت سرمربی تیم ملی فعالیت داشت، هیچ پولی دریافت نکرد. شاید این حرف هایی که می زنم در دنیای شلوغ فوتبال امروز ما بیگانه باشد اما شاهدانش هنوز هستندو علاوه برآن خیلی هم از آن دوران دور نشده ایم. یک مقدار افسوس می خورم که بعد از این سال ها که مدت زمان زیادی ازآن نمی گذرد وضع فوتبالمان از نظر برخی مسائل به صورت دیگری درآمده و حرف اول را در فوتبال ما پول می زند بعد چیزهای دیگر. من نمی گویم که بازیکن و مربی دستمزد نگیرد منتهی باید بر اساس توانایی ها و اندازه های خود دریافتی داشته باشند و نه این که به خاطر پول فوتبال بازی کنند به عبارت دیگر همانگونه که حرفه ای پول می گیرند، حرفه ای هم بازی کنند .من در خاطرم هست که زمان جنگ بود؛ وقتی تیم ملی مسابقه داشت چندین بار در رختکن بودم واز نزدیک شاهد بودم که دهداری به بچه ها می گفت: الان شما وارد زمین می شوید فرقی با کسانی که در جبهه هستند ندارید، شماها سربازهای کشورید که باید از حیثیت و شرف کشورمان دفاع کنید. مسئله بعدی که خیلی تاکید داشت این بود که داور هر اشتباهی هم می کند کسی حق ندارد اعتراض کند . دراین رابطه هیچ کدام از تیم هایی که تحت پوشش ایشان بوده است بازیکنانش اعتراضی به داور نمی کردند.
آن زمان یادم است که می گفت بازیکنی که خطا کرد اولین نفر شمای خطا کننده هستید که باید بلندش کنید و عذرخواهی کنید، بچه ها این ها را در زمین انجام می دادند و دقت داشت که تمام این مسائل انجام شود. همیشه می گفت به تیم مقابل احترام بگذارید حتی اگر قوی تر از آن هستید. ما آمده ایم مسابقه بدهیم نمی خواهیم کسی را تحقیر کنیم و فوتبال نباید باعث تحقیر کسی شود. با حریفمان خیلی جدی وبا احترام مسابقه می دهیم و وقتی بازی تمام می شود با بازیکنان دست می دهید. اکنون فیفا دست دادن را اجباری کرده است اما وی آن زمان این کار را انجام می داد.

*دهداری چه نسلی را معرفی کرد و کدام افراد در آن دوران بازی می‌کردند؟
تیم ملی که با وی کار می کرد تیمی بود که در بازی های آسیایی سئول شرکت کرد و نمی دانم به چه دلیلی 13 -14 تای آن ها مشکل ایجاد کردند و از تیم ملی کناره گیری نمودند. وی هنگامی که از مسابقات بازگشت، تیمی جدید تشکیل داد و گفت: در عرض 6 یا 9 ماه می توانیم بازیکنانی در حد و اندازه تیم ملی پیداکنیم که این کار را هم کرد. جواد زرینچه، مجید نامجو مطلق، احمدرضا عابدزاده، کریم باوی، فنونی زاده ها و... بازیکنانی بودند که دهداری آنها را شناسایی کرد و آورده بود. بسیاری از بازیکنان نامدار دیگری هم بودند که بسیاری از آن ها را از لیگ دسته دو آورد و در عرض 9 ماه تیمی را درست کردکه در جام ملت های آسیا در قطر سوم شد. اواخر سال 1989 بود که به دلیل کسالت خودش کنار رفت و کمتراز یک سال بعد تیمی که وی پایه گذاری کرده بود در بازی های آسیایی پکن با مربیگری علی پروین قهرمان بازی ها شد(1990)
به هر صورت خیلی تاکید بر روی مسائل اخلاقی داشت، من یادم می آید که در بازی های آسیایی 1986سئول که من سرپرست کاروان و رئیس فدراسیون فوتبال بودم یک روز در دهکده بازی ها از اتاق آمدم پایین که برای صبحانه به رستوران بروم ، دیدم پرویز خوان ساعت یک ربع به 7 در آن حا ایستاده است. گفت ساعت 7 با بچه ها قرار دارد. خودش معمولاً یک ربع زودتر سر قرارهایش حاضر می شد. قبل ازساعت 7 همه آمدند ونکته جالب حضور بازیکنان با لباس یک دست و مرتب بود. خدا سیروس قایقران را رحمت کند؛ دیدم دهداری نگاهش کرد و او را به کناری کشید و گفت چرا دمپایی به پا دارد که قایقران گفت: پرویز خان کتانی هایم را شسته ام. گفت برو بالا و او را به اتاقش فرستاد.نزد او رفتم و گفتم حالا ایرادی ندارد، که اینگونه پاسخ داد:«تاکید کرده بودم که همه با گرمکن سفید و کتانی بیایند». سیروس قایقران آن دوران یکی از بهترین بازیکنان بود که وی هم سرش را با گفتن یک چشم پایین انداخت و رفت. دهداری در ضوابط خود بسیار جدی بود که امروز به این ضوابط بسیار نیازمندیم. یا نمونه ای دیگر که برای حضور در مقدماتی جام ملت ها تیم ملی فوتبال به بنگلادش رفته بود. یادم می آید دکتر خبیری سرپرست تیم بود که موقع بازگشت خاطره ای برای من تعریف کرد و گفت: در بازی با بنگلادش یکی از بازیکنان توپ خودمان را گرفت و از بین دوپای بازیکن حریف رد کرد و این کار را 3 دفعه پشت سر هم انجام داد پرویزخان گفت رضا (وطن خواه) این را تعویض کن. بازیکن مورد نظر جزء بهترین بازیکنان بود. وی را تعویض کرد و به بازیکن گفت: فکر نمی کنی تکرار دوباره و سه باره این کار برای رد شدن از حریف بد باشد و وی را جلوی همشهری های خود خجالت زده کرده ای؟ توپ را رد کردی برو جلو. نیامدی در زمین که بازیکن حریف را تحقیر کنی چرا که فوتبال بازی می کنی، فوتبال جای این حرکات و رفتارها نیست. می خواهم بگویم که در رفتارهای بازیکنان بسیار دقت داشت و هرکسی که با وی کار کرده باشد این را خوب می داند.

*دو موضوع به نظر من می‌رسد که یکی طرح 27 ساله‌ها بود و دیگری طرح فوتبال با شلوار. این‌ها به زمان شما بازمی گردد؟
اصلا. طرح 27 ساله ها مربوط به زمان آقای داوودی و سال 1359 است و به من ربطی ندارد. من سال 1364 رئیس فدراسیون شدم و نمی دانم فوتبال با شلوار یعنی چه. در زمان من فقط فوتبال با البسه رسمی فوتبال بازی می شد مانند همه جای جهان. این ها را عده ای می سازند که اتفاقا مخالف وجود تفکری مثل آقای دهداری هستند و می دانند که تفکر وی تفکری سالم است و باید چنین چیزهایی را بچسبانند. دهداری قبل از انقلاب سرمربی تیم ملی بود و با شورت ورزشی تیمش بازی می کرد و بعد از پیروزی انقلاب نیز هیچ تیم با گرمکن بازی نکرده است. این ها را افرادی می گویند تا تفکرات سالم رشد نکند و همین ها وقتی پرویزخان فوت کرد بیشترشان افسوس نبودنش را خوردند.

*آن روزها در جایی شنیدم که در یک بازی توسط تماشاگران گلوله برف به پرویز دهداری خورد و سرش شکست. آیا چنین اتفاقی افتاد؟
در یک بازی که در ورزشگاه آزادی برگزار شد برخی افراد به تحریک همین آدم ها که دوست نداشتند دهداری در فوتبال باشد چرا که سالم زندگی می کرد در برخی نشریات فضا را علیه ایشان برگردانند و یک تماشاگر نما چنین کاری کرد .فردای آن روز من به وی گفتم که آمدم عذرخواهی کنم و او در جواب گفت: این ها تماشاگران ما هستند که ممکن است در بین آن ها از همه قشری باشد ما باید کاری کنیم که همه آرام آرام یاد بگیرند و بدانند فوتبال سالم چیست. برخورد دهداری همیشه سازنده بود و عکس العمل شدید هیچ وقت نشان نمی داد. خیلی نمونه بود و من مثل ایشان را ندیدم. در جلسه اول تیم ملی در تمرین، گفت همه تیم باید یک شکل لباس بپوشد و آن زمان این گونه مرسوم نبود. می گفت ما با همان پیراهن هایی که تمرین می کنیم با همان رنگ باشد که باید مسابقه دهیم و این گونه می خواست بچه ها را عادت دهد به علاقه به پیراهن تیم ملی.

*آن چیزی که من امروز در فوتبال می‌بینم چه از لحاظ اخلاقی و مادی فاصله گرفته با آن روزها. میراث آقای دهداری برای ما چه بوده و از وی برای فوتبال ماچه مانده است؟
در دنیای غرب که مهد فوتبال است می بینیم که باشگاه رکن اصلی است و در این باشگاه هیات مدیره و مدیرعامل است که کارها را مدیریت و برنامه ریزی می کنند اما در زمین سرمربی تیم است که حرف اول را برای تمرین و مسابقه می زند. من اعتقاد دارم که این دو در خوب بودن یا نبودن یک تیم بسیار تاثیر دارند. این خوب بودن و نبودن را هم از نظر فنی می گویم و هم از نظر رفتاری. متاسفانه باید بگویم که بخشی از مشکلاتی که بعضی از بازیکنان دارند این است که این بازیکنان معلم های خوب را کمتر تجربه می کنند. من به همه سرمربیان و مربیانی که در فوتبال ما واقعاً زحمت می کشند احترام می گذارم چراکه کار سختی دارند. اما امروز رفتارهای اخلاق گرایانه کمرنگ شده است.
در بیشتر تیم ها فوتبال تبدیل به اصل شده و مسائل اخلاقی فرع بر آن. مابه دنیای غرب هم که نگاه کنیم انضباط حرف اول را می زند، بازیکن فقط باید تمرین کند ومسابقه دهد. بازیکن حق ندارد از محدوده وظایف خود خارج شود. یعنی کاری ندارد مگر اینکه صدایش کنند و از وی بپرسند. بروید به آیین نامه ها و مقررات باشگاه ها نگاه کنید این موضوعات را در قراردادهایشان هم می بینیم. بازیکن در اختیار یک باشگاه است و در چارچوب قوانین و مقررات باید کار کند. به تیم هایی مثل منچستریونایتد نگاه کنید و ببینید که بزرگترین بازیکنان دنیا زیر دست فرگوسن بوده اند. وی هنگامی که بازیکنی ذره ای باعث ناآرامی می شد با او برخورد می کرد و اگر اصلاح نمی شد عذرش را از حضور در تیم می خواست برای اینکه در آن جا هم اصل اخلاق و رفتار بازیکن است. به همین دلیل است که می گویم فوتبال در این جا پررنگ شده، تازه خود فوتبال هم از نظر فنیدر کشورها رنگی ندارد.

*این که می‌گویند چند سال از میادین حرفه‌ای دور شویم و در فوتبال سرمایه گذاری کنیم، درست است؟
اگر می خواهیم یک کار را درست انجام دهیم با تعطیل شدن، این کار میسر نمی شود. من صددرصد مخالف تعطیلی ام. صورت مسئله را اگر پاک کنیم مسئله حل نمی شود. آن هایی که این حرف را می زنند در صدد پاک کردن صورت مسئله هستند. مشکلی که در حال حاضر در فوتبالمان به وجود آمده و روز به روز هم حادتر می شود این است که نه فدراسیون روی کار دقت می کند نه سازمان لیگ و نه کمیته انضباطی وظایف خود را به درستی انجام می دهد. باشگاه ها باید خودشان خیلی دقت روی این مسائل داشته باشند. بازیکن آنچه که مربی می خواهد را انجام می دهد. فکر می کنم این را باید از تیم های پایه شروع کرد و در مرحله اول مربیان خوب و معتقد به این مسائل را در همه سطوح نظیر باشگاه ها و سطح ملی تربیت کرد. مربی که در تیم های پایه فعالیت می کند باید به بچه یاد دهد که اینجا فقط محل فوتبال بازی کردن است به اضافه اِعمال رفتارهای خوب. ما رفتارهایی که از برخی بازیکنانمان میبینیم را در بدترین بازیکنان اروپایی نمی بینیم. یکی از مشکلات ما این است در جاهایی که باید انعطاف پذیر باشیم نیستیم و در آن جایی که نباید باشیم انعطاف پذیری بی جهت داریم. یا اینکه فکر می کنیم که برایمان برد و باخت اصل شده است و باقی موارد نظیر خلاف ها و رفتارهای ناشایست توجیه می شود. اصل آن است که به تمام قواعد و مقرراتی که وضع شده باید احترام گذاشت و آنها را رعایت کرد. ما در فوتبال حال حاضر کشور این مشکل را داریم و باید ریشه ای حل شود و خواهد شد به شرط آن که بخواهیم.
آن هایی که گردانندگان فوتبال هستند کمتر به این مسائل دارند و نباید فراموش کرد که ورزشکار تابعی است از آن ها.

*آقای سجادی، من با یکی دو نکته دیگر می‌خواهم بحث را جمع بندی کنم این است که سیاسی‌ها، اقتصادیون و به طور کلی افراد غیر فوتبالی در ورزش فوتبال دخالت می‌کند، در زمان شما این چنین بود؟ افراد غیر فوتبالی نقشی داشتند؟
حضور احتمالی افراد غیرفوتبالی اجتناب ناپذیر است نمی توان جسته و گریخته حضور آن ها را در دیگر دوره ها تکذیب کرد. البته این خوب است که در هرکاری، نه تنها ورزش بلکه در همه امور اهلش به آن بپردازند. هیچ کجای دنیا این روند رخ نمی دهد و کسانی که ایراد نظری در ورزش دارند از این حیث که بتوانند مثمر ثمر واقع شوند لازم است شناخت کافی از موضوع داشته باشند که غالبا این شناخت از اهلیت منشاء می گیرد. البته درمواردی استثنائاتی وجود دارد که از بخش های غیرمرتبط افرادی توانسته اند مفید باشند. اما به نظر من اداره امور هر بخشی از ورزش باید به افرادی سپرده شود که به همه جنبه های آن اشراف داشته باشند. یعنی افراد باید متولی مسائلی شوند که به آن مساله خاص عالم باشند.

*نکته دیگری که نیاز است از شما بپرسم مساله بی فرهنگی ورزشی است که همه باشگاه‌ها به آن پرداخته‌اند این به چه معناست؟ آیا در زمان شما هم این مقوله این چنین مطرح بود؟ همچنین آیا تعریف خاصی از مساله فرهنگی ورزشی و مصداقی برای آن وجود دارد؟
همانطور که واقف هستید، ورزش یک فرایند فرهنگی اجتماعی است و غیر از این نیست. ما نمی توانیم تنها با یک پسوند یا پیشوند فرهنگی جریانی را به سمت فرهنگی شدن سوق دهیم، خیلی مکان ها ممکن است با تابلویی فرهنگی معرفی شوند اما بر خلاف آن عنوان حرکت کنند، این پسندیده نیست. بر این عقیده ام که به این عناوین احتیاجی نیست مهم این است که ما در عمل نشان دهیم که باشگاه، دارای خط مشی فرهنگ والا و غنی ایرانی اسلامی است. در گذشته در کشور ما باشگاه هایی بودند که فرهنگ خاص خود را داشتند و در همه امور دارای سبک و سیاق خاص خود بودند. متاسفانه در حال حاضر شاهد این روند مثبت کمتر هستیم و در مواردی شاهد اجرای اموری عکس این روند می باشیم.

*برای پایان این بحث سوال آخر را مطرح می‌کنم. افول اخلاق در فوتبال اتفاق افتاده یا خیر و اگر افتاده چه باید کرد؟ برای برطرف کردن این نقصان با توجه به آسیب شناسی مفید شما، از شما می‌خواهم تا راهکاری برای این مشکلات مطرح کنید؟
در مورد افول اخلاقی در فوتبال لازم است این گونه بیان می کنم که در برخی از میادین فوتبال ما شاهد افول ارزش های اخلاقی هستیم بدین صورت که برخلاف انتظار ما که حتی ورزشکار نباید نگاهی همراه با خشم به مربی اش بیاندازد. ماشاهد بلند کردن دست بر روی مربی و یا شاهد نزاع میان بازیکنان و در گیری با داوران هستیم. موارد بیان شده مصداق سقوط از ارزش های اخلاقی هستند هنگامی که به جای ارزش های اخلاقی؛ اصل بر برد و باخت بنا می شود فوتبال به صحنه بروز بعضی از بی اخلاقی ها تبدیل خواهد شد. در اکثر کشورها تلاش براین است که برد و باخت ملاک قرار نگیرد و با این گونه موارد برخورد می شود و با ضوابط و قوانین از بروز این جریان ها جلوگیری می کنند. گاهی ما شاهد این هستیم نهادهایی که موظف به پیشگیری از این مسائل یا برخورد با فرد خاطی هستند مانند فدراسیون فوتبال و مسئولین بعضی باشگاه ها، به نحو شایسته برخورد نمی کنند. البته مقصود من از برخورد محرومیت نیست، بلکه بهتر است پیش از رخداد این مسائل چاره اندیشی و برای پیشگیری راه حلی ارائه شود و در صورت مشاهده مسئله مورد بررسی قرار گیرد. آسیب شناسی شود که آیا این موردی که تکرار شده است دلیل رخداد آن چیست؟ چنانچه رفتار غیر عرف در میان مردم رایج شود نیاز به اقدامات جدی است. برطرف کردن معضلات اخلاقی صرفاً از راه تنبیه های قهری امکان پذیر نیست بلکه شایسته تر است ریشه یابی شود. با توجه به این مسئله که بازیکنان ما برخواسته از همین جامعه هستند و ممکن است زمین فوتبال عرصه ای برای بروز ناهنجاری های موجود در جامعه باشد، استادیومهای پرجمعیت فوتبال به منزله نمونه ای از کل جامعه ی ما است و این بازی 90 دقیقه ای و حواشی آن می تواند گوشه هایی از بعضی از واقعیتهای تلخ زندگی جامعه را در زمان اندک پیش چشم ما بازسازی کند. چنانچه در یک استادیوم یکصدهزار نفری رفتار ناشایستی از تعدادی ازتماشاگران بروز می کند به ما مسئولین هشدار می دهد که این مردم بخشی از همین جامعه هستند و باید ریشه این ناهنجاری را پیدا و آسیب شناسی شود. فردی که دارای فرهنگ باشد در هر موقعیت و شرایطی می تواند رفتار درستی از خود نشان دهد پس این هشدار ما را بر آن می دارد تا بررسی های خود را عمیق تر کنیم و به عقبه این معضلات اهمیت دهیم.

*پیرو صحبت‌های شما سوالی برای من پیش آمد. به نظر شما چه کسی باید با این افول اخلاق در ورزش برخورد کند یعنی چه نهادی باید برای پیشگیری یا مبارزه با معضلات اخلاقی اقدام نماید. آیا دولت موظف است در ورزش فرهنگ سازی کند یا سمن ها؟ نظر شما چیست؟
من معتقدم اینگونه مسائل تنها با کمک جمعی بهبود می یابد. تربیت از خانواده شروع می شود و آموزش و پرورش و آموزش عالی نیز در آن دخیل هستند رسانه همانطور که پیش از این اشاره کردیم نقش به سزایی دارد. نهادهای دولتی، باشگاه ها و مربیان همه در این مسئله نقش دارند. همه ما به عنوان یک جامعه اخلاقی و دینی در مسائل اخلاقی موظفیم حساسیت داشته باشیم و در تربیت دقت بیشتری کنیم. ولی متاسفانه این روزها اغلب افراد در ورزش نتیجه گرا شده اند و برای دستیابی سریع تر به نتیجه ممکن است از مراحل مهمی چشم پوشی کنند و این آغاز افول اخلاق در ورزش است ما برای دستیابی به نتیجه باید برآورد هزینه کنیم. باید ببینیم با چه بهایی نتیجه حاصل می شود. آیا بهایی که می پردازیم از نظر آسیب های اجتماعی ارزش به دست آوردن نتیجه را دارد.

*مقصودتان از رسانه، چیست؟
در مقوله ای مانند فوتبال ما اندازه گیری مشخصی برای میزان خوبی ها و بدی ها نداریم، پس نباید بیاندیشیم که همه اش بدی است. البته توقع این است که در صحنه ورزش حرکات خوبی سر بزند و با این توقع هنگامی که شاهد حرکاتی ناشایست همچون دست بلند کردن یک ورزشکار بر روی مربی اش، هر چند در 10 سال گذشته تنها یک بار این اتفاق افتاده است، اما بسیار متعجب می شویم. امیدواریم همین یک بار اتفاق افتاده باشد و دیگر تکرار نشود. اما به هر تقدیر در این عرصه اتفاقات خوبی هم رخ می دهد و ما ورزشکاران خوب و اخلاقی بسیار زیاد داریم. بهتر است یادمان نرود مربیان خوب و پایبند به مسایل اخلاقی نیز زیاد داریم.

*یعنی رسانه‌ها مساله خاصی را ترویج نکنند؟
من رسانه ها را از روشن گری منع نمی کنم اما پیشنهاد می کنم که مسایل خوب را هم انتشار بدهند. ما در آموزه های مذهبی خودمان هم بسیار به عدم نشر مسایل خیلی ناشایست توصیه شده ایم. از این روی من نیز مایل هستم فرهنگ سازی مثبت صورت پذیرد. از این حیث که نقش رسانه بر اذهان عمومی بر همگان مبرهن است بهتر است ارباب رسانه پیگیر مسایل اخلاقی شوند و رفتارها و حرکات خوب را هم نشر دهند.به عنوان مثال همین دوربین خبرساز می تواند بخش هایی از برنامه اش را به این گونه جریان های مثبت اختصاص دهد.

*بله این چنین فرهنگ سازی بسیار مفید است ...
توجه کنید که جوانان و نوجوانان و حتی نونهالانی داریم که عاشقانه ورزش را دوست دارند و با تمام وجود به فوتبال عشق می ورزند و آنرا دنبال می کنند. گواه این اشتیاق این سرمایه های ملی ما ،همان اشک هایی است که پس از باخت تیم شان می ریزند. بنابراین رسانه با نمایش فضایل اخلاقی در میان این جمع مشتاق، قادر است تاثیر بسزایی بر روی فرهنگ ورزش و جوانان بگذارد.

*در مورد دوربین خبرساز گفتید، برنامه 90چه طور؟ 90هم مخاطب زیادی دارد...
من برنامه خاصی رو مد نظر قرار نداده ام و برنامه یاد شده رو هم به عنوان مثال مطرح کردم و قصد انتقاد ندارم.

*بله اما 90 پرطرفدار ترین برنامه ورزشی است؟
باز هم لازم است اذعان کنم در پی انتقاد از برنامه خاصی نیستم و دوربین خبرساز را برای مثال نام بردم. دست بر قضا همین دوربین خبرساز، گاهی به نکات بسیار خوبی اشاره می کند به نحوی که گاهی من پس از مشاهده برخی گزارشات بی درنگ با مسوول و مدیر مربوطه در ورزش تماس می گیرم و نقصان موجود را بررسی کرده و راهکار برطرف کردن آن کمبود را جویا می شوم. بدیهی است که وجود این چنین ذره بینی برای بررسی کمبود ها مفید است اما باز هم بر این عقیده هستم که اتفاقات خوب نیز باید نشان داده شوند و به قول جنابعالی برنامه پربیننده ی 90 نیز می تواند در این مهم بسیار موثر واقع شود. همچنین پیشنهاد می کنم رفتار های خوب و پسندیده فوتبال نیز تحلیل و بررسی شود. هرچند تم برنامه 90 چیز دیگری است اما می شود به این سمت سوق پیدا کرد و مروج رفتارهای پسندیده هم باشد.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه