داستانک//
عشق مشترک
دیگه هیچ نقطه مشترکی نداریم...
باشگاه جوانی برنا/زهره عیسی خانی-شیراز
مرد:"هر چی فکر می کنم،نمی دونم چرا باید ادامه بدیم."
زن:"دیگه هیچ نقطه مشترکی نداریم."
صدای دسته عزاداری، نگاه مرطوبشان را به هم دوخت.
* اثر منتخب سومین جایزه ادبی داستان کوتاه کوتاه عاشورایی
***
نظر شما