من و آرزوهایم

|
۱۳۹۳/۰۹/۰۸
|
۱۳:۲۲:۵۴
| کد خبر: ۲۴۱۳۷۶
من و آرزوهایم
غلامرضا نوری‌علاء مدیر مسئول نشریه سراسری نقدحال

در مثل آمده که 'آرزو بر جوانان عیب نیست' نمی‌دانم برای میان سالان و پیران چه تکلیفی دارد؟ اما من هم آرزوهایی دارم، خیلی هم فکر نمی‌کنم که ممکن است عیب باشد یا نباشد،آرزو دارم... آرزو دارم، هوای شهرم پاکِ پاک باشد، آرزو دارم خیابان‌های شهرم تمیزِ تمیز باشد آنچنان که وقت برگشتن؛یک گردشگر خارجی بگوید: 'خیابان‌هایشان آینقدر تمیز بود که دلم می‌خواست آنجا را با زبان لیس بزنم'.

آرزو دارم هیچ کس بیکار، بیمار، بی‌پول و محتاج نباشد، آرزو دارم شهر در نظم کامل باشد، آرزو دارم بهترین استاندار دنیا؛ استاندار کرمانشاه باشد، شهردار کرمانشاه مورد غبطه و حسادت همه‌ی عالم باشد، مدیران کرمانشاهی بهترین مدیران عالم باشند، محصولات صنعتی، کشاورزی، خدماتی و ... کرمانشاه، در تمام جهان بهترین باشند.
 
آرزو می‌کنم صدا و سیمای کرمانشاه در سراسر گیتی بیننده داشته و پربیننده‌ترین شبکه تلویزیونی جهان باشد و بزرگ‌ترین کمپانی‌های دنیا برای پخش تبلیغاتشان صف بکشند.
 
اعتراف می‌کنم در پیشگاه وجدان‌ام و در عالمی که محضر خداوند است، فقط به آرزو داشتن اکتفا نکرده‌ام و برای تحقق این آرزوها هر چه در توان داشته‌ام به کار گرفته‌ام، اگر آرزوهایم تحقق نیافته‌اند توان به فعل رساندن آمال و آرزوهایم، کافی نبوده است، زورم نمی‌رسد.

یعنی تلاش‌هایی که انجام می‌دهم برای سامان یافتن آرزوهایم به اندازه نیست، آیا این‌ها آرزوهای بدی ست، عیبی دارد؟ کسی را می‌توان یافت که کرمانشاهی باشد و سرزمین مادری‌اش را دوست داشته باشد و برای وطن‌اش بهترین‌ها را نخواهد؟ دلم می‌خواهد رسانه‌های شهرم، بهترین و حرفه‌ای‌ترین رسانه‌های جهان باشند، عالی‌ترین مطبوعات و نشریات دنیا، کرمانشاهی و ایرانی باشند، پرتیراژترین نشریات جهان، و پربیننده‌ترین شبکه‌های خبری، کرمانشاهی باشند.
 
اما برای به واقعیت پیوستن این آرزوها، فقط آرزو کردن من به تنهایی کاری از پیش نمی‌برد! خواست و اراده‌ی همگانی نیاز دارد،اصحاب رسانه‌های کرمانشاه؛ بایستی تلاش کنند و خستگی ناپذیر و حرفه‌ای عمل کنند تا موفق باشند.

این‌ها بخشی از آرزوهای من است، که هیچ عقل سلیمی با آنها مخالفت ندارد، اما موانع بسیاری در تحقق این آمال وجود دارد که کاری کارشناسی و سنگین و از عهده و توانایی من خارج است،ولی می‌توانم به یکی دو مورد آنها اشاره کنم. مثلاً در تعریف خبر می‌گویند:'خبر رویدادی جدید است که جذابیت لازم را برای مخاطبان مورد نظر داشته باشد؛ بنابراین رویدادی که در یک شهر خبر محسوب می‌شود، در شهر دیگری ممکن است خبر نباشد'.

حال اگر رسانه‌های کرمانشاه، به رودیداد جدیدی که برای کرمانشاهیان خبر جذابی است توجه نکنند و حب و بغض و سلیقه را در نشر منظور نکنند،آیا می‌توانیم صاحب رسانه‌های حرفه‌ای شویم؟ همچنان که در هر بخش از مدیریت‌های استان، سلیقه و حب و بغض؛ وارد شود،آیا مدیریت موفقی را شاهد خواهیم بود؟ اخبار موفقیت هفته نامه نقدحال در بیستمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها، در بالاترین سطح خبری، یعنی اخبار رسمی شبکه‌های اصلی صدا و سیما، منعکس شد، در بسیاری از شبکه‌های سیما، به صورت زیرنویس پخش شد، یکی دو تا از خبرگزاری‌های کرمانشاهی هم خبر را منتشر کردند و سایرین سکوت! از حیث گستردگی پخش خبر، به مصداق ضرب‌المثلِ 'چون صد آمد نود هم پیش ماست' پخش چندین باره در اخبار سراسری، شخصاً نیازی به پخش محلی خبر نمی‌بینم.
 
اما تکلیف کار حرفه‌ای رسانه‌های کرمانشاهی چه می‌شود؟ نمایندگی یکی از خبرگزاری‌های در کرمانشاه، بیش از 30 مورد خبر نمایشگاه مطبوعات را طی دو سه روز اول کار کرد، دریغ از این که یکی از سی خبر به کرمانشاه ارتباط داشته باشد.

این کار، سلیقه، بغض یا هر چه که باشد، قطعا ًغیرحرفه‌ای است، جالب‌تر این که در مراسم اهدای جایزه کتاب سال کرمانشاه،از نقد حال تقدیر شد، بجز یک خبرگزاری و یک سایت خبری، بقیه رسانه‌ها، خبر تقدیر از نقدحال را از اصل خبر، حذف و سانسور کردند.

با این اوصاف گمانم آرزوی رسانه‌های قوی و حرفه‌ای، هوای پاک، شهرِ تمیز، مدیریتِ عالی و شهری منظم، فقط آرزو باشد! هر چند اخبار موفقیت‌های نقدحال در سراسر ایران منتشر شود و انتشار خبر آن در کرمانشاه با سلیقه صاحبان و گردانندگان برخی رسانه‌ها، تناقض داشته باشد.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر