در شبی با جلال ستاری عنوان شد؛

بهروز دارش: ستاری اسطوره پرستی را تبدیل به اسطوره پژوهی کرد

|
۱۳۹۳/۰۹/۰۹
|
۱۳:۳۴:۴۹
| کد خبر: ۲۴۱۷۳۹
بهروز دارش: ستاری اسطوره پرستی را تبدیل به اسطوره پژوهی کرد
شبی با جلال ستاری در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری برنا، هشتمین برنامه از سلسله برنامه های شب های ایرانشهر با عنوان «شبی با جلال ستاری» شنبه 8 آذر به نکوداشت استاد جلال ستاری اختصاص داشت.
 
در این برنامه که اجرای آن بر عهده «اکبر عالمی» بود، دکتر «ناصر فکوهی»، دکتر «بهمن نامور مطلق»، دکتر «مجید سرسنگی»، «بهروز دارش»، «علیرضا مشایخی»، دکتر «علیرضا شیری» به سخنرانی پرداختند.

در ابتدای این برنامه اکبر عالمی با تشکر از خانه هنرمندان ایران برای تجلیل و قدردانی از استادان بزرگ این سرزمین گفت: جلال ستاری بی شک یکی از بزرگان این سرزمین است، او تا به امروز بیش از 93 کتاب، ترجمه و تالیف دارد، او مدرسی توانا و پژوهشگری فعال است، در زمینه های مختلفی از جمله روانشناسی، ادبیات و اسطوره شناسی قلم زده است، در این خاک ماند و به ما درس تفکر، اخلاق و زندگی داد، نام او نه فقط در تاریخ ما بلکه در تاریخ بشر حفظ خواهد شد، تشکر می کنم از خانه هنرمندان ایران که امروز قدردان انسان های بزرگی هم چون جلال ستاری است، فردی که تجلیل و قدردانی تنها کاری کوچک در برابر زحمات بزرگ او است.

در ادامه این برنامه ناصر فکوهی، جلال ستاری را بی نیاز از تقدیر دانست و گفت: جلال ستاری نیاز به چنین برنامه هایی ندارد، او نیاز به تقدیر ندارد، او لحظه ای برای تقدیر کار نکرد، او نوشت تا کار کند تا از کار زندگی کند، ستاری تا به امروز کار کرد تا دین خود را به زندگی بپردازد. پس او نیاز به تقدیر ندارد، ولی ما نیاز به چنین برنامه هایی داریم تا بزرگانی مثل او را بهتر بشناسیم، تا نسل های بعدی اندیشمندان خود را فراموش نکنند و همواره نام آن ها را در تاریخ این سرزمین به یاد داشته باشند.

فکوهی در ادامه صحبت های خود به سهم علمی جلال ستاری اشاره کرد و گفت: جلال ستاری اگرچه در دانشگاه حضور ندارد ولی خدمات بسیار زیادی به دانشگاه کرد، او 93 جلد کتاب دارد، در دورانی که او از فضای رسمی طرد شد، به تالیف و ترجمه پرداخت و آثاری را خلق کرد که هریک از آن ها می تواند برای ما مرجع باشد. او به مفهوم اسطوره پرداخت، و پرسید چرا اسطوره و اسطوره شناسی اهمیت بسیار زیادی دارند؟ تا پیش از او کسی این چنین به این موضوع نپرداخت. در زمینه ترجمه نیز، آثار و اندیشمندان بزرگی را به فرهنگ ما معرفی کرد، او در زمینه ادبیات شرق نیز فعالیت بسیار کرد و تنها به آثار و اندیشمندان غربی نپرداخت. از سوی دیگر او کوشید با تالیف کتاب هایی هم چون «سیمای زن در ایران»، دستگاه تفکر مردسالارانه در ایران را مورد نقد قرار دهد، در زمینه دین‌شناسی و آئین های نمایشی نیز آثاری خلق کرد، در حوزه جامعه شناسی و انسان شناسی نیز تاثیر بسیار زیادی گذاشت، و در حوزه اسطوره شناسی نیز جانانه فعالیت کرد و این حوزه را در ایران زنده کرد. جلال ستاری هیچ وقت به تقدس اسطوره نپرداخت، او به اسطوره پژوهی پرداخت و عقلانیت را همواره در برابر اسطوره، امری اساسی و پر اهمیت تر می دانست.

وی در بخش دیگری از صحبت های خود به بعد اخلاقی شخصیت جلال ستاری اشاره کرد و گفت: ما در این سرزمین عالم بسیاری داریم اما عالمی که با اخلاق نیز باشد بسیار کم است، اخلاقی بودن نیز صرفاً در خوب بودن خلاصه نمی شود، او فردی مطمئن و منسجم بود، یعنی می دانست که از زندگی چه چیزی می خواهد و چگونه باید به دنبال آن برود، در دوره ای که او به حاشیه رفت باز از فعالیت علمی خود لحظه ای دست نکشید و به مسیر فعالیت خود ادامه داد چراکه او دقیق و روشن می دانست که چه هدفی دارد و باید به آن دست پیدا کند.

ناصر فکوهی در پایان صحبت های خود گفت: جلال ستاری نه نسبت به مردمی که ما باشیم، او نسبت به آب و خاک و زبان این مملکت خود را مسئول می دانست، مردمی که ما باشیم قدر او را ندانستیم ولی او دوستار این سرزمین و خاک آن است به طوری که هیچ وقت این سرزمین را ترک نکرد و همواره در آن ماند و به فعالیت پرداخت.

در ادامه این برنامه بهروز دارش با مطرح کردن این سوال که «چه طور با جلال ستاری تا به امروز دوستی کرد گفت؟»: جنبه ای از ستاری مرا جذب کرد که شاید کمتر به آن پرداخته اند و کمتر کسی درباره آن صحبت کرده است و آن جنبه هنر در روح و جسم جلال ستاری است. او اگرچه کار دستی هنری انجام نداده است، ولی تاثیر بسیار زیادی به روی هنر ایران گذاشته است، دوستی من به واسطه وجوده هنری او بوده است که تا به امروز نیز برای من تاثیرگذار بوده است. ستاری شخصیتی دارد که هم به روی خود تاثیر می گذارد و هم روی کسی که با او در ارتباط است، و این بی شک هنری است که در جلال وجود دارد.

دارش در بخش دیگری از صحبت های خود به فعالیت های مکتوب جلال ستاری اشاره کرد و گفت: جلال ستاری در زمینه اسطوره و اسطوره شناسی فعالیت بسیار زیادی کرده است و در این مسیر تاکنون کتاب های بسیار زیادی تالیف و ترجمه کرده است، او در زمینه پژوهش اسطوره با فعالیت خود، اسطوره پرستی را تبدیل اسطوره پژوهی کرد، او به مطالعه اسطوره پرداخت نه به تقدیر از آن. در زمینه ادبیات کلاسیک نیز به پژوهش پرداخت و در زمینه هنر اسلامی نیز به بررسی و تالیف پرداخت، همه‌ی این فعالیت های پژوهشی نشان می دهد که جلال ستاری در تمام طول عمر خود لحظه ای را بیرون از پژوهش و اندیشیدن نگذرانده است.

در ادامه برنامه علیرضا مشایخی در سخنانی کوتاه گفت: برای من به عنوان یک هنرمند، جلال ستاری یک پدیده هنری است، پدیده ای که می توان از او الهام گرفت چراکه هرکس توانایی داشته باشد می تواند از او یاد بگیرد ، جلال ستاری با شخصیت خود می تواند به هنرمند الهام ببخشد، و این هنر بزرگی است که جلال برای من دارد، جلال شفاهی و جلال مکتوب هر دو بر من تاثیر گذاشتند و من در زندگی خود به بزرگانی هم چون او می بالم.

در ادامه این برنامه سونات شماره 3 علیرضا مشایخی نیز از سوی پانیذ فریوسفی و امین غفاری برای حاضران اجرا شد.

در بخش دیگری از این برنامه دکتر بهمن نامور مطلق شخصیت ستاری را شخصیتی خلاق دانست و گفت: من تنها از جلال ستاری تصویری متنی دارم، شناخت شخصی من به شناخت متنی از او خلاصه می شود. ستاری برای من ستاری متن و نوشتار است. آثار او نشان می دهند که شخصیت او شخصیتی خالق و آفریننده است.

نامور مطلق در ادامه صحبت های خود به برخی از ویژگی های جلال ستاری اشاره کرد و گفت: توجه به حوزه های معرفتی و علمی گوناگون، استفاده از روش ها و رویکردهای گوناگون، تامل و پژوهش در موضوعات مختلف، توجه همزمان به دو عرصه نظر و عمل، آشناسازی ما با آثار و اندیشمندان بزرگ، پایداری و استقامت در فعالیت خود و ... همگی ویژگی هایی هستند که در جلال ستاری می توان آن ها را یافت.

وی در بخش پایانی صحبت های خود با اشاره به فعالیت جلال ستاری در حوزه اسطوره شناسی گفت: اسطوره شناسی موضوع اصلی فعالیت جلال ستاری است. ستاری خدمات زیادی به حوزه اسطوره شناسی کرد، او چندین گام مسائل اسطوره شناسی را به جلو برد و تنها به معرفی اسطوره و اسطوره شناسی نپرداخت او در اسطوره شناسی معاصر نیز دست به فعالیت زد. با فعالیت ستاری در این زمینه اسطوره شناسی دیگر به استادان اختصاص نداشت بلکه در گستره مردم نیز قرار گرفت و همگان با اسطوره و اسطوره شناسی مواجه شدند. ستاری برای اسطوره شناسی ایران یک فرصت است، او بی شک در ایران اسطوره اسطوره شناسی است.

دکتر بهمن نامور مطلق در بخشی از صحبت های خود به انتقاداتی از آثار جلال ستاری نیز پرداخت.

در بخش دیگری از این برنامه علیرضا شیری خاطراتی از جلال ستاری را برای مخاطبان بازگو کرد.

در ادامه دکتر مجید سرسنگی با تشکر از جلال ستاری که پذیرفت موضوع شبی از شب های ایرانشهر باشد، به برنامه شب های ایرانشهر اشاره کرد و گفت: برنامه شب های ایرانشهر برنامه ای صرفاً برای تمجید و تجلیل نیست و تنها در این موضوع خلاصه نمی شود، بلکه برنامه شب های ایرانشهر می کوشد اهل فکر و نظر را در بوته نقد قرار دهد و به جای تمجید، به نقد آن ها بپردازد، تا بهتر بتوانیم نسبت به این اندیشمندان شناخت پیدا کنیم. اگر علم در غرب به پیشرفت رسیده است، به این دلیل بوده است که همواره با نقد همراه بوده است. به همین دلیل خوب است ما نیز به نقد اندیشمندان و آثار آن ها بپردازیم تا در این مسیر شناخت کامل تری نسبت به آن ها کسب کنیم.

مدیر عامل خانه هنرمندان ایران در بخش دیگری از صحبت های خود با اشاره به پیچیدگی اندیشه جلال ستاری گفت: جایی در توصیف فلسفه نیچه خواندم که محققی، اندیشه نیچه را به دورنمای یک جنگل در حال سوختن همانند کرده بود که هم باشکوه است و هم ویران‌کننده. بی‌آنکه قصد قیاس داشته باشم، وقتی به ابعاد اندیشه جلال ستاری می‌اندیشم، آن را همچون کوره‌راهی جنگلی، پر پیچ‌وخم می‌یابم. باید بلد راه بود و نقشه‌ای داشت که از میان اندیشه عمیق و چندوجهی وی به‌سلامت گذر کرد و دچار سوءتفاهم نشد. ورود به دنیای جلال ستاری بسیار دشوار است، اما این دشواری، برای کسی که بداند رویکرد و ژرفای نگاه ستاری به کدامین سو معطوف است، به یک‌باره از میان خواهد رفت.

سرسنگی جلال ستاری را یکی از طراحان جایگاه معرفتی انسان معاصر ایرانی معرفی کرد و گفت: ستاری منتقدان سرسختی هم دارد. آن‌ها با نگاهی جزءنگرانه، به گوشه‌ای از آثار و نوشته‌های او تمرکز می‌کنند و با نگاهی فنی، ایراداتی هم بر نوشته‌های وی وارد می‌دانند. گاهی اوقات هم رمز و راز شخصیت جلال ستاری، منتقدان را نگران اسطوره شدن، اسطوره‌شناس بزرگ زمانه می‌کند. اما واقعیت این است که کار، آثار، کنش، شخصیت و زندگی پرفراز و نشیب ستاری را باید همچون پروژه‌ای به هم پیوسته در نظر آورد. وی را نه می‌توان صرفاً اسطوره‌شناس، نه پژوهشگر ادیان، نه روشنفکری منتقد، و نه صرفاً مترجمی قهار دانست که البته تمام این جایگاه‌های حرفه‌ای را می‌توان برازنده او دانست، اما آنچه می‌تواند او را در جایگاهی والاتر بنشاند، در ارجاع به عنوان یکی از آثارش، فرهیختگی اوست. به جرئت می‌توان ستاری را یکی از طراحان جایگاه معرفتی انسان معاصر ایرانی دانست.

دانشیار تئاتر دانشگاه تهران در پایان صحبت های خود با اشاره به رابطه جلال ستاری با هنر تئاترگفت: علایق ستاری و حوزه کار و پژوهش او بسیار است، اما در میان همه آن‌ها تئاتر جایی ویژه دارد. خودش می‌گوید اینک که در پیرانه سری با چرایی شیفتگی‌ام به تئاتر می‌اندیشم، باورم این است که تئاتر اجتماعی‌ترین هنر در قیاس با موسیقی و نقاشی و ادبیات است. ستاری بر یکی از ویژگی‌های مهم تئاتر، یعنی مواجهه بدون واسطه و زنده با مخاطب تأکید می‌کند و به دقت تمام تمایز این هنر را از سایر هنرها تبیین می‌کند. اشراف او بر این هنر محبوب من و تعمق تحسین‌برانگیزش بر وجوه و ابعاد فنی، فرهنگی و اجتماعی هنر نمایش برای چون منی که چند سالی در این عرصه کار و تحقیق داشته‌ام بسیار با ارزش و تحسین‌برانگیز است.

در این برنامه هم چنین فیلم مستندی به کارگردانی «طاها ذاکر» که به گفت و گوی جلال تهرانی با جلال ستاری اختصاص داشت برای حاضران پخش شد.

در بخش پایانی این برنامه نیز نشان سرو هنر از سوی مدیرعامل خانه هنرمندان ایران به «لاله تقیان» همسر جلال ستاری اهدا شد.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه