قلب جهان در اختیار کیست؟

آن‌چه آمریکایی‌هایی باید بدانند

|
۱۳۹۳/۰۹/۰۹
|
۱۷:۲۳:۴۳
| کد خبر: ۲۴۱۸۶۹
آن‌چه آمریکایی‌هایی باید بدانند
مهرناز نجابتی

استراتژی ایالات متحده در حال حاضر جدای حفظ و تداوم امنیت اسرائیل، گسترۀ جغرافیایی منطقه شرق مدیترانه تا منطقه هندوکش را در بر می‌گیرد. به صورت مشخص می‌توان گفت در حال حاضر ایالات متحدۀ آمریکا سه دغدغۀ اصلی و بنیادی را در منطقه خاورمیانه دنبال می‌کند: 1- حفظ توازن قدرت در منطقه‌ 2- اطمینان از تداوم جریان صدور نفت از منطقۀ خلیج فارس 3- مواجهه و مقابله با ظهور و بروز گروه‌های تکفیری و تروریستی در منطقۀ خاورمیانه.

ایالات متحده در چارچوب این سه ملاحظۀ استراتژیک به توازن قدرت در منطقۀ خاورمیانه می‌اندیشد. جایی که به نظر می‌رسد با از میان رفتن توازن قدرت کلاسیک ایران و عراق در حال حاضر با بحران جدی روبروست. علت اصلی بر هم خوردن توازن قدرت منطقه‌ای نیز تهاجم نظامی ایالات متحدۀ امریکا در سال 2003 به عراق و به طور منطقی از میان رفتن و حذف عراق از معادلۀ قدرت در منطقۀ خاورمیانه است.

چنان که پیشتر بیان شد موازنه قوا میان ایران و عراق تا سال 2003 برقرار بود، اما پس از تهاجم ایالات متحده به عراق یک طرف این معادله کاملاً حذف شد. از زمان فروپاشی عراق، این ایالات متحده بود که با حضور نظامی خود در عراق، موازنه قدرت با ایران را برقرار می‌کرد، اما این وضعیت نیز با خروج نیروهای نظامی این کشور از عراق دیری نپایید. در حال حاضر به نظر می‌رسد ایران در فقدان رقیب جدی، به قدرت مسلط در منطقۀ خلیج فارس تبدیل شده است. این امر وضعیت پیچیده‌ای را برای استراتژی منطقه‎ای ایالات متحده به وجود آورده است.

امروزه جملگی تحلیل‌گران برای این باورند که نقش و قدرت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران ارتقا یافته است و کلید ثبات عراق در دست ایران است. جمهوری اسلامی ایران اگرچه شاید نتواند دولتی دست نشانده در عراق را بر سر کار آورد، اما این امر مسلم است که ایران هر زمان اراده کند می‌تواند مانعی جدی در برابر ثبات عراق باشد.

به نظر می‌رسد با ضعف و زوال سیاسی عراق و به مسلخ رفتن این کشور، کشورهای شبه جزیرۀ عربستان، حتی در صورت ائتلاف‌های منطقه‌ای نیز نمی‌توانند در برابر ایران موفق به ایجاد موازنۀ قدرت شوند. جمهوری اسلامی ایران حتی در صورت عدم بهره‌گیری از توان هسته‌ای نیز قدرت مسلط در منطقۀ خلیج فارس است.

توجه به نقش جمهوری اسلامی ایران در منطقۀ خاورمیانه، ضرورت پرهیز ایالات متحده از بردن مناقشه هسته‌ای ایران به سمت باخت – باخت را جدی‌تر مطرح می‌سازد؛ چراکه طرح هر سنخ از معادله باخت- باخت در زمینۀ هسته‌ای، می‌تواند ایران را متمایل به استفاده از توان منطقه‌ای خود سازد. برای مثال جمهوری اسلامی ایران می‌تواند روند صدور انرژی از منطقۀ خلیج فارس مسدود کند، جایی که 45 درصد از نفت جهان در حال حاضر از آن ترانزیت می‌شود. ایجاد هر گونه اخلال در فرایند صدور انرژی خاورمیانه می‌تواند به افزایش قابل توجه قمیت انرژی و به طور منطقی سقوط اقتصاد جهانی منجر شود.

آن‌چه امروز بیش از پیش بر همگان عیان شده این است که ایالات متحدۀ آمریکا به سادگی توان حذف ایران از صفحۀ معادلات منطقه‌ای را ندارد.

با این وصف به نظر می‌رسد بتوان ایران و ایالات متحده را در دو حوزه تداوم صدور انرژی از منطقۀ خاورمیانه و مقابله با بنیادگرایی اسلامی دارای منافع مشترک دید. بر این اساس به نظر می‌رسد با توجه به ملاحظات استراتژیکی ایالات متحده از یک سو و البته توجه به دست بالای جمهوری اسلامی ایران در موازنۀ قدرت منطقه‌ای، ایالات متحده در کوتاه مدت راهی جز همکاری با ایران نداشته باشد. شاید مدل نیکسون – مائو بهترین الگو برای تنش زدایی میان ایران و ایالات متحده باشد.

به طور کلی می‌توان گفت مدیریت بحران‌های منطقه‌ای ضرورت طرح رویکرد تنش‌زدایی در روابط ایران و آمریکا با در نظر گرفتن همپوشانی منافع طرفین را ‌طلب می‌کند. نخستین گام این است که جمهوری اسلامی ایران از جانب ایالات متحده هیچ‌گونه تهدید امنیتی را احساس نکند. علاوه بر این امروز شرایط پیچیدۀ خاورمیانه اقتضا می‌کند که ایالات متحده به سمت درک خواست‌ها و اولویت‌های امنیتی و استراتژیکی ایران گام بردارد. امریکایی‌ها در طراحی هر گونه‌ استراتژی منطقه‌ای باید قدرت و حوزۀ نفوذ منطقه‎ای جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت بشناسند. قدم آغازین در تحقق این امر می‌تواند حرکت هر دو کشور برای مقابله با گروه‌های رادیکال سنی در منطقه باشد.



نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر