باور داشته باشیم كه میتوانیم
سالها قبل فرصتی دست داد كه به همراه تنی چند از دوستان ورزشكار(منصورخراسانی، اسماعیل حبیبی، علیرضا ارشادی، رضا شیروندی و...) به منظور رفع مشكلات ورزش استان کرمانشاه، نشستی صمیمانه در دفتر مهندس بیژن نامدارزنگنه، وزیر نفت دولت آقای خاتمی داشته باشیم، در این نشست از استعدادها و ظرفیتهای ورزش كرمانشاه سخن به میان آمد و اتفاقاً مهندس زنگنه اشراف كامل به قضایا داشتند و آمادگی خود را برای حمایت از ورزش استان اعلام و در آن جلسه دستور پرداخت كمكهایی را صادر کرد و حتی به آقای مهندس زرینگل، مدیركل تربیتبدنی وزارت نفت، دستور دادند كه برخی از ورزشهای كرمانشاه را برای حضور در رقابتهای باشگاهی كشور حمایت کنند كه این اتفاق هم افتاد و تیمهایی هم چون والیبال و كشتی را تحت پوشش قرار دادند.
در ادامه این حمایتها مهندس زنگنه كه دوست داشت خدمتی فراتر و ماندگار برای كرمانشاه در حوزه ورزش انجام دهد دستوری به مراتب با اهمیتتر دادند، احداث ورزشگاه نفت در كرمانشاه و به همین منظور نیز در جلسه شورای معاونین وزارت نفت، مبلغ سیزده میلیارد تومان را مصوب و قرار بر این شد یك مجموعه ورزشی، متشكل از سالنهای متعدد منجمله سالن 12 هزار و500 نفری احداث شود كه در صورت اجرا میتوانست كرمانشاه را به پایگاه ورزش وزارت نفت و حتی ایران تبدیل نماید.
شاید تصور این بود كه در خواب و رویا بایستی به دنبال این اتفاقات میمون برای كرمانشاه باشیم، ولی واقعیت این است كه یك كرمانشاهی متعصب، هر جا كه باشد میتواند بانی خیر برای كرمانشاه باشد، ولی اصول اولیهاش این است كه بدانیم از او چه میخواهیم و سطح توقع ما در شان آن مدیر باشد نه این كه با هزار زحمت و تلاش قرار ملاقاتی گرفته شود و نهایت خواستهها در حد استخدام برای یكی از نزدیكان باشد، این خواستهها مدیران ارشد را نسبت به درك موقعیت صحیح دور میكند و باور كنید در دل افسوس میخورند كه چرا باید ما كرمانشاهیان بهدنبال خواستههای كوچك و شخصی باشیم! متاسفانه و علیرغم تمامی تلاشهای صورت گرفته، دستور وزیر اینقدر در كشمكشهای درون استان و تعلل در معرفی زمین جهت احداث ورزشگاه گرفتار شد كه آفتاب بخت ورزش كرمانشاه رو به افول رفته و با رفتن آقای مهندس زنگنه از وزارت نفت، این قضیه مسكوت ماند!
حضور مهندس زنگنه و نفراتی همچون مهندس مجتبی یزدانی كه كرمانشاه دوستی او زبانزده خاص و عام بوده و از هر فرصتی برای توجه به این استان غافل نبوده و نیست و هم چنین بزرگوارانی هم مانند مهندس پژمان پشمچیزاده شهردار منطقه 5 تهران، كه به جرات میتوانم بگویم انسان را برای انسان بودنش نه برای جایگاه و مقامش دوست دارد و از هرگونه كوششی در جهت رشد و توسعه در ابعاد مختلف بهویژه فرهنگی كوتاهی نمیكند، مایه فخر كرمانشاه هستند و نمیتوان به وجود چنین سرمایههایی بیتفاوت بود.
به راستی مگر میشود به وجود پر از مهربانی و با صداقت كاپیتان تورج دهقانی زنگنه مدیرعامل هواپیمایی معراج كه با تمام وجود سعی در رفع مشكلات دیگران دارد بسادگی عبور كرد؟ و... ولی قبول كنیم وجود پر بركت این عزیزان بهتنهایی نمیتواند بار مشكلات كرمانشاه را كم كند و بایستی قبل از هر كاری مجموعه استان کرمانشاه هم طالب این حمایتها باشند.
جان كلام اینكه، حمایتهای این عزیزان و دیگر كرمانشاهیان متعصب و متعهد كه همواره در هر برههای از زمان سعی در رفع مشكلات كرمانشاهیان داشتهاند برای این استان یك نعمت است و میتوانند و اتفاقا میخواهند كه برای كرمانشاه و كرمانشاهیان كارهایی بزرگ انجام دهند، اما قبل از هر كاری بایستی تكلیف را با خودمان روشن كنیم و اگر قرار بر این باشد بخواهیم از بزرگان و مدیران كرمانشاهی بخواهیم برای رفع مشكلات چارهای بیندیشند، نبایستی در این اندیشه باشیم كه با كنار زدن دیگران این موقعیت را بنام خود به ثبت برسانیم و بخواهیم آن را مصادره و در صدد حذف دیگران برآییم، در این شرایط شك نداشته باشید كه ره به جایی نخواهیم برد پس قبل از هر گونه اقدامی با یكدیگر صادق باشیم و بدانیم كه در صورت سربلندی كرمانشاه و كرمانشاهی، سودش عاید همه ما خواهد شد.