به من معلول ترحم نکن

|
۱۳۹۳/۰۹/۱۴
|
۱۳:۲۰:۳۱
| کد خبر: ۲۴۲۷۱۷
به من معلول ترحم نکن
اصغر پناهی- یک معلول

به نام خدایی كه شكوه و عظمت خود را آن گاه به تماشا گذاشت كه انسان را آفرید تا انسان باشد و آزاد. خدایی كه مرا نیز آفرید تا بنده برگزیده او باشم. مرا برگزید تا مانند دیگران نباشم بلكه خودم باشم و خودم. می‌دانم من عزیز و دردانه‌ی آفریدگار خویش هستم، چرا كه او به همه ثابت كرده كه فقط از عزیز دردانه‌هایش سخت امتحان می‌گیرد و چه نمره خوبی هم به آنان می‌دهد.

مگر در آن طوفان، كشتی نوح را به سر منزل مقصود نبرد؟ مگر طفلی كوچك و بی‌سر پناه چون موسی را در رود نیل همراهی نكرد؟ مگر آتش را بر ابراهیم گلستان نكرد؟ مگر چاقوی تیز و بران را با گلوی اسماعیل مهربان نساخت؟ مگر یوسف را از چاه حسد و هوس و زندان سربلند بیرون نیاورد؟ مگر به پاس تمام زجرهایی كه پیامبر بزرگ اسلام در راه دین همیشه جاوید اسلام كشید او را به معراج نبرد؟

آری من نیز برگزیده‌ام چون دیگر برگزیدگانی كه از تن خاكی خود چشم، گوش، جسم و ذهن‌مان در پیشگاه حضرت دوست به امانت گذاشته است.

حضرت دوست ما را برگزیده است تا به ما بیاموزد كه هر چیزی ارزش دیدن و هر صدایی ارزش شنیدن ندارد و هر راهی را نباید رفت. مثل دیگران بودن هنر نیست بلكه با بال شكسته پریدن هنر است كه هنرماست.

ما پریدن با بال شكسته را هزاران هزار بار تجربه و احساس كرده‌ایم و هیچ‌وقت نومید و سرافكنده نشده‌ایم چرا كه شیرینی و لذت موفقیت را احساس كرده‌ایم. وه كه چه زیبا و شورانگیز و رویایی خواهد بود در دریای پرتلاطم به سر منزل مقصود رسیدن.

اما با این حال همیشه دردی جانكاه وجودمان را می‌لرزاند. بال‌هایمان را شكسته‌تر می‌كند، تیرهایی وجودمان را هدف می‌گیرند كه از آن گذشتن سخت است، در اینجا من با تمام وجود فریاد میزنم كه آن نگاه نا آشنای تو، آن نگاه‌های غریبانه‌ات، آن نگاه‌های تحقیرآمیز و حتی ترحم آمیز تو مرا خسته و رنجور كرده است.

سخن مرا بشنو چرا كه: دیگر این درد نهانسوز نهفتن نتوانم. من قدر هر زحمت و احسانی را میدانم پس دستانم را بگیر چرا كه من قدر محبت‌ها وكمك‌های انسان دوستانه را می‌دانم.

مرا باور كن، توانایی اندیشه‌ام را، فكرم را، ایمانم را، حتی جسمم را مثل خودم باوركن. باور كن كه من می‌توانم پر پروازم را كه اندیشه و همت ماست تا بیكران عالم پندار بگسترانم اگر: نگاهت را با من مهربان كنی و فرصت ابراز وجود به من دهی و چون دیگران فرصتی برابر به من ببخشی.

اگر به من ایمان بیاوری و به من ترحم نكنی. می‌خواهم با تمام وجودتان مرا بپذیرید و باور كنید نه با زبانتان و در حرف‌هایتان. این تمام خواسته ما از شماست كه خواسته بزرگی نیست.

به نظر من افراد معلول باید در تصمیم‌گیری‌ها، به ویژه درخصوص سازمان‌هایی که اعضای آن از معلولان تشکیل شده، یا معلولان در آن عضویت دارند و برای معلولان خدمت‌رسانی می‌کنند، مشارکت جدی و تأثیرگذار داشته باشند. کمک به تشکیل گروه‌های خودیار به منظور حمایت و توسعه جامعه خاص معلولان، از مهم‌ترین اقدامات برای مشارکت این گروه است.

تشکیل جوامع خاص معلولان نیز می‌تواند پاسخگوی نیازهای آنان باشد. از سوی دیگر، وجود چنین تشکیلاتی، موجب می‌شود تا افراد ضمن برخورداری از رابطه اجتماعی، استقلال اقتصادی، احترام اجتماعی، دسترسی به خدمات تخصصی، و نیز زندگی زناشویی و تشکیل خانواده، بتوانند دیدگاه‌ها و ایده‌هایشان را مطرح، و در مورد مسایل مربوط به زندگی خود، تصمیم‌گیری کنند. 

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر