آمریکا بر سر تقاطع؛

نمی‌توانم نفس بکشم

|
۱۳۹۳/۰۹/۱۵
|
۱۶:۱۸:۳۰
| کد خبر: ۲۴۳۶۱۹
نمی‌توانم نفس بکشم
قتل شهروندان سیاهپوست - دگرهای فرودست سفیدهای برتر، نشان از طلیعۀ شام تار انحطاط اخلاقی و معنوی آن هم در جامعه‌ای است که مفتخرانه غریو آزادی در وجه تأسیسی را سر می‌داد.

موج اعتراضات در نیویورک و دیگر شهرهای ایالات متحده سومین سومین شب خود را پشت سر گذاشت. زمینه اصلی اعتراضات اخیر خشونت لجام‌گسیختۀ پلیس فدرال آمریکا علیه سیاهپوستان این کشور بوده است. نمونه بارز این خشونت‌ها به قتل رسیدن چندین شهروند سیاهپوست در ایالات متحدۀ آمریکاست.
 
«آکای گارلی» ماه نوامبر در منطقه‌ای در بروکلین آمریکا، کاملاً بی‌گناه به ضرب گلولۀ پلیس فدرال آمریکا کشته شد. این در حالی است که موج گسترده اعتراضات، در پی اعلام حکم تبرئه «دانیل پانتلائو» قاتل «اریک گارنر» شهروند سیاهپوست 43 سالۀ آمریکایی توسط دادگاهی در نیویورک روی داد.

به گزارش خبرگزاری رویترز «اریک گارنر هنگام بازداشت هیچ‌گونه سلاحی را با خود حمل نمی‌کرد و تنها به ظن قاچاق سیگار دستگیر شده بود. نوارهای وئدئویی به خوبی نشان می‌دهد که بازوی «پانتلائو» به گونه‌ای بر روی گردن «گارنر» قرار گرفته که مانع  تنفس وی شده است؛ گارنر در حالی که بریده بریده نفس می‌کشد مدام به پانتلائو می‌گوید: من نمی‌توانم نفس بکشم». سرانجام اریک گارنر بر اثر خفگی در مسیر انتقال به بیمارستان درگذشت.

این تصمیم جنجال‌ساز دادگاه آمریکایی در تبرئۀ قاتل اریک گارنر درست نه روز پس از آن صورت گرفت که هئیت منصفۀ دادگاهی در ایالت میسوری حکم تبرئۀ پلیسی دیگری که متهم به قتل «مایکل براون» نوجوان غیر مسلح و سیاهپوست در حومه شهر سنت‌ لوئیس بود را صادر کرد. نوجوانی که قتل او  ظهور نا آرامی‌های چند روزه‌ای در ایالت میسوری را به همراه داشت.

به گزارش رویترز قتل‌های اخیر موجب بروز « اعتراضاتی در شیکاگو، بوستون و واشنگتن دی سی، سنت پولیس و مینیا پولیس شده است. به گزارش این خبرگزاری، معترضان شعارها و پلاکاردهایی چون «زندگی سیاهان نیز اهمیت دارد» و «من نمی‌توانم نفس بکشم» را سر داده و با خود حمل می‌کردند.

گزارش‌ها حاکی است پلیس در واکنش به این اعتراضات تعدادی از معترضان را در منطقه منهتن شهر نیویورک بازداشت کرده است.


 قتل شهروندان بی‌گناه سیاهپوست در ایالت‌های مختلف آمریکا از یکسو نشان از فعال شدن شکاف‌ نژادی در این کشور و از دیگر سو ناکارآمدی سیستم قضایی کشوری دارد که، «روح القوانین» منتسکیو علی الظاهر زمینه تفکیک و استقلال قوای آن را فراهم آورده است. آمریکایی که بنیادگذاری آزادی در وجه تأسیسی آن در این کشور، مایه مباهات اندیشمندانی چون «هانا آرنت» بوده است.  به راستی جنایات رویداده علیه اقلیت سیاه‌ پوست را چگونه باید درک و فهم کرد، جز اینکه در سرزمین آزادی، الهۀ «تائیس» زنجیری مناسبات تماماً مرکانتیسلی و سرمایه دارانه شده است. کشوری در آن به جای اینکه بازار در جامعه حک شده باشد، این جامعه است که در منطق سود پرستی و کیش فردگرایی منفی مضمحل شده است. لاجرم برون شد چنین وضعیتی چیزی نخواهد بود جز فروکاست انسان و انسانیت در سطح نازل کالایی برای مبادله. به بیان ساده در چنین ساختاری باید دید همه چه چیز و همه کس در بتکدۀ مدرن بازار چقدر می‌ارزد؟

این رخدادها در ایالات متحده ریشه در استحالۀ سیاست و امر سیاسی در این کشور دارد. به درستی سیاست در آمریکا به تعبیر نادرۀ دوران مراد فرهادپور: « به لطف هژمونی نئولیبرالیسم،... بیشتر به شكلی از نوعی نمایش مسخره بدل شده است و با انواع اشكال فساد و بی‌عدالتی و بحران در سیستم دموكراسی و بی‌معنا شدن انتخابات و سیاست‌زدایی همگانی و اینكه مردم روز به روز به نهادها و چهره‌های آن بدبین شده‌اند و هر كسی برای منافع فردی تلاش می‌كند گره خورده است. از این زاویه سیاست نه تنها امری جدی نیست بلكه به قول خودمان پدر و مادر ندارد و یك چیز فرعی است كه در خود چیزی ندارد و حداكثر می‌توانیم آن را نمایش سایه‌ها بدانیم از نیروها و قدرت‌های اصلی پشت پرده و شركت‌های بین‌المللی، دولت‌های بزرگ، قدرت‌های منطقه‌یی ... »

آری قتل شهروندان سیاهپوست اگرچه در نگاه نخست، نشان‌گر بی‌عدالتی روشن علیه اقلیت نژادی سیاهپوست – دگر فرودست سفید برتر است؛ اما در ساحتی کلان‌تر منادی طلیعۀ شام تار انحطاط اخلاقی و معنوی آن هم در کشوری است که مفتخرانه غریو  آزادی در وجه تأسیسی آن را می‌داد. نفرین بر منطق دل آشوب کنندۀ زمانه‌ای که در آن زیست می‌کنیم. نفرین بر خرد ابزاری و عقل عافیت طلب و مصلحت اندیش و ساختار اهریمنی سرمایه‌داری سرد و بی‌روح، این هر دو قاتلان بی‌عاطفۀ انسانیت.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر