بغض بابک حمیدیان در برنامه زنده تلویزیون؛

لعنت به سرطان/ برای شفای هنرمندان بیمار دعا کنید

|
۱۳۹۳/۰۹/۱۷
|
۱۶:۰۴:۳۳
| کد خبر: ۲۴۴۲۸۷
لعنت به سرطان/ برای شفای هنرمندان بیمار دعا کنید
بابک حمیدیان با حضور در برنامه «بعضیا» از مردم خواست برای حسین معززی‌نیا منتقد سینما که چندی است به دلیل ابتلا به سرطان در بستر بیماری است،دعا کنند.

 به گزارش خبرگزاری برنا، برنامه زنده تلوزیونی  «بعضیا» شب گذشته یکشنبه 16 آذر میزبان بابک حمیدیان بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون بود.

بابک حمیدیان در پاسخ به مجری برنامه درباره اینکه چرا همه دوست دارند بازیگر شوند، گفت: اینکه همه دوست دارند به این دلیل است که در 4، 5 سال گذشته تعاریف بازیگری سهل انگارانه شده‌اند. عوام هیچوقت به خودشان اجازه نمی‌دهند بگویند دکتر قلب که کاری نمی‌کند من هم می‌توانم قفسه سینه را باز کنم و قلب را جراحی کنم یا نمی‌گویند کشتی که کاری ندارد من را بفرستید المپیک جایزه می‌گیرم. اما درباره بازیگری همه می گویند بازیگری که کاری ندارد، من خودم بازیگرم، می‌خواهید برایتان گریه کنم یا بخندم؟

حمیدیان ادامه داد: اما تعاریف بازیگری مجموعه‌ای از آن چیزی است که از عزت الله انتظامی، زنده یاد خسرو شکیبایی و پرویز پرستویی به ما رسیده و متاسفانه این تعاریف در دسترس عوام نیست.

این بازیگر ادامه داد: من زمانی که وارد دانشگاه شدم هیجان ورود به دانشگاه را داشتم. آن زمان وقتی مصائب ورود به دانشگاه را پست سر می‌گذراندیم انگار دوباره متولد می‌شدیم.


بازیگر «چ» تأکید کرد: بازیگری مطالعه دارد، باید زبان بصری خود را بالا ببری، باید جهان را زیباتر ببینی، کتاب بخوانی، عرق بریزی. اینها آن چیزی است که در جهان واقعی بازیگری مرسوم است اما در این سالها تعاریف بازیگری برای مردم عوض شده است. دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌های بازیگری غیر از چند مورد، آن دسته از تعاریقی را برای علاقمندان مطرح کردند که فایده‌ای نداشته است. حالا احتمالا همسن و سالهای من حرف‌هایم را می‌شنوند و می‌گویند من نفسم از جای گرم در می‌آید اما من مسیر سختی را طی کرده‌ام.

وی در پاسخ به اینکه آیا تمام بازیگران فعلی سینما و تلویزیون هم مسیر سختی طی کرده‌اند، اظهار کرد: من از آن دسته آدم‌هایی نیستم که مردم با دیدن من به هیجان بیایند. هنوز هم که مردم مرا می‌بینند می‌گویند: عِه این! چون من تلویزیون زیاد بازی نمی‌کنم و همیشه در اختیار حظ بصری مردم نبودم و به سینما و تئاتر علاق دارم. 50 درصد از نسل من فکر می‌کنند بازیگری یعنی ماشین آنچنانی و خانه‌های مجلل و مجلات رنگارنگ. 

 

این بازیگر که سریال «پرده نشین» را روی آنتن دارد، تأکید کرد: اما با دورهمی‌های مرسوم و ناموزون آدم‌ها انتخاب می‌شوند که فیلم بازی کنند. من اگر انتخاب شدم لطف کارگردان‌ها به خاطر امکاناتی که فکر می‌کنند من دارم بوده. گرچه نمی‌دانم پاسخگوی آنها بوده‌ام یا خیر. اما بعضی‌ها با فکر کردن به بازیگری می‌گویند به به، بازیگری یعنی عکس روی جلد و ماشین بدون سقف و افتخار کردن مامان و بابا و جاده شمال که همه از دیدن ما هیجان زده شوند.


در ادامه برنامه، گفتگو به نقش اصغر وصالی در فیلم «چ» رسید و حمیدیان درباره این تجربه گفت: کار کردن با حاتمی‌کیا سخت و جذاب است. بینندگان اگر دی وی دی فیلم را بگیرند در آن پشت صحنه کاملی وجود دارد که حاتمی کیا توضیحات خوبی درباره نگاهش به این فیلم زده است. حاتمی‌کیا می‌خواست چمرانی که برای صلح و گفتگو آمده را به تصویر بکشد.

حمیدیان درباره اینکه برخی می‌گفتند «چ» فیلم اصغر وصالی است نه شهید چمران، تصریح کرد: از آنجایی که وصالی صریح‌تر است و بیشتر حرف می‌زند، جنس رفتار او به نحوی است که اوپررنگ تر به چشم می‌آید اما نباید به این سمت رفت. من هم آنچه کارگردانم خواست انجام داد. ایفای نقش اصغر وصالی ترس‌های بزرگی را می‌تواند به همراه داشته باشد و درباره افرادی که در دوران معاصر هستند منِ بازیگر نمی‌توانم به خیالم استناد کنم و باید به حقایق توجه کنم.


این بازیگر یادآور شد: بیشترین نگرانی من درباره همسر وصالی بود. خانم کاظم‌زاده که گرچه می‌خواستم با او ارتباط بگیرم اما فرصتش پیش نیامد و حاتمی‌کیا از من خواست بعد از ساخت فیلم ببینیم قضاوت‌ها چگونه است. وقتی کاظم‌زاده این نقش را از من پذیرفت، خستگی از وجود من رخت بربست. گرچه من نه شباهتی به شهید وصالی داشتم و نه هم قد و هم هیکل او بودم. او بالا بلند بود.


حمیدیان اذعان کرد:‌ سینمایی که من در آن بازی می‌کنم سخت است. سینمای کت و شلوار پوشیده و ماشین شاسی بلند نیست و مردم هم این سینما را پذیرفته‌اند.


وی در این باره که چرا گرفتن نخستین سیمرغش از سال 82 و ایفای نقش در فیلم «قدمگاه» تا سال 92 و «چ» و «رستاخیز» 10 سال طول کشیده است، گفت: من اولین جایزه‌ام را برای فیلم «ریسمان باز» گرفتم که با پژمان بازغی همبازی بودم. این 10 سال طول کشیدن به معنای این است که مسیر بازیگری مسیر پررنجی است و به مرور در دل مسیر پررنج بازیگری است که انسان پخته می‌شود، من هم چند بار کاندید شدم. البته این موضوع به معنای این نیست که اگر بازیگری بار اول بازی کرد وسیمرغ گرفت یعنی رنج نکشیده است. مثل رویا نونهالی که برای فیلم «بوی کافور عطر یاس» سیمرغ بازیگر زن را گرفت. این موضوع به پتانسیل نقش و چشم‌هایی که می‌درخشید

این بازیگر در پاسخ به اینکه آیا اهدای جوایز سیمرغ بر اساس لابی صورت می‌گیرد یا خیر، گفت: من در جشن خانه سینما انتظار داشتم برای «چ» و «رستاخیز» جایزه بگیرم. اما حمیدرضا آذرنگ جایزه را برد که من به او تبریک می‌گویم و بازی‌اش در «ملکه» خیلی خوب بود اما من کاندیدا هم نشدم. اگر چند سال پیش این اتفاق می‌افتاد اعتراض می‌کردم اما حالا بزرگتر شده‌ام.

وی افزود:‌ فردای سیمرغ گرفتن هم به اساتیدی چون گلمکانی و عیاری زنگ زدم و آنها گفتند من 7 رای مثبت داشته‌ام. ایفای سه نقش ابن زیاد، یزید و اصغر وصالی در یک جشنواره، چرخش جذابی است اگر صادق باشیم. من به این چرخش‌ها می‌بالم. شاهین شجری کهن منتقد به من گفت تو پرسونا نداری و وقتی به تو فکر می‌کنیم با نقش خاصی به یادت نمی‌آوریم. من از پرونده کاری‌ام در سینما دفاع می‌کنم.

حمیدیان تصریح کرد: باور کن که قبول کردن نقش‌هایی مثل ابن زیاد و یزد خیلی سخت است. کسی از من پرسید به نظرت ابن زیاد تو بهتر است یا فرهاد اصلانی در «مختارنامه»؟ همه می‌دانیم اصلانی بازیگر درجه یکی است اما این را هم می‌دانیم که او در یک سریال فرصت بالا پایین کردن نقش را داشته اما من فرصت کمی داشتم. نقش یزید را ابتدا قرار بود یکی از رفقای ستاره‌مان بازی کند و من اصلا خبر نداشتم قرار است پیشنهاد بازی‌اش به من داده شود. اما به تصمیم درویش وارد آن فضا شدم.


لعنت به سرطان

وی در ادامه خطاب به مجری برنامه گفت: قبل از اینکه تو از من سوال کنی، می‌خواهم درباره درگذشت چند هنرمند حرف بزنم از جمله مجید بهرامی که بسیار غمگینم کرد. حالا خبر رسیده حسین معززی‌نیا یکی از منتقدهای بی حاشیه سینما که همه کاره مجله «24» است و شاید دوست نداشته باشد من این را در برنامه زنده بگویم، درگیر سرطان شده است.

وی افزود: شاید دوست نداشته باشد این را هم بگویم اما همسر حسین دختر شهید آوینی است.

حمیدیان با بغض ادامه داد: واقعا لعنت به سرطان. از همه خواهش می‌کنم برای حسین دعا کنید. به حرمت بچه‌اش. حسین سقف آن خانه است دعا کنید به کانون خانواده برگردد.

این بازیگر با اشاره به پدر برزو ارجمند ادامه داد: عمو انوش عزیزم قربان چشم‌هایت بروم، زودتر رخت عافیت بپوشی.

وی تصریح کرد: آدم‌های خوب نباید درگیر بحران‌های این شکلی باشند. آنهایی که با قلب‌هایشان زندگی می‌کنند. نمی‌دانم چرا سرطان همیشه سراغ هنرمندان و آنهایی که درگیر هنر هستند می‌آیند. مجید بهرامی 5، 6 سال پر از لبخند جنگید و ما همگی لبخند مجید را به یادگار داریم.


وی در پایان گفت: آرزوی آرامش برای خودم دارم و برای کسانی که آرامش طلب می‌کنند. ممنون از اینکه مرا دعوت کردید هنوزهیجان دارم و امیدوارم حرف‌های خوبی زده باشم و به کسی تعرض نکرده باشم.

نظر شما
captcha
نظرات
ali
|
-
|
۱۶:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۷
0
0
خداوند انشالله همه بیماران را که از هر نوع هست شفا دهد بخصوص بیماران اعصاب را مثل من که افسردگی شدید گرفته ام مرا هم دعا کنید انشالله
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه