مرگ تدریجی با فروش کلیه

مرگ اختیاری از روی اجبار

|
۱۳۹۳/۰۹/۱۹
|
۱۹:۴۷:۱۲
| کد خبر: ۲۴۴۸۲۳
مرگ اختیاری از روی اجبار
مرگ پیش فروش شده است به نوعی، مرگ اختیاری اما از سر اجبار، دیوارهای سطح شهر کرمانشاه مملو از این صحنه‌هاست.

این جا گوشه‌ای از این زخم است؛ گوشه‌ای ازکرمانشاه. در حاشیه‌ای با اعلامیه ترحیم فرق چندانی ندارد! این جا در هر نقطه‌ای آگهی نوشته‌اند.
 
عدد شماره‌ها از چند صد شماره فزونی دارد و تازه این درحالی است که در خیابان فرعی نشانی را هم می‌دهد که اطرافشان مملو از این شماره‌ها است؛ شماره‌هایی که دیوارهای چند ده متری را سیاه کردند و به حکم زخممان، ساعت به ساعت گسترش می‌یابند.
 
مرگ پیش فروش شده است به نوعی، مرگ اختیاری اما از سر اجبار، دیوارهای سطح شهر مملو از این صحنه‌هاست.

شماره‌هایی که به تاریخ‌ها گره خورده‌اند تا مشتری دچار زحمت نشود و به فروشندگان کلیه‌ای مراجعه نکنند که جنس شان تمام شده است! این جا خودروها سریع دور می‌زنند و عابرها نیز در مواجه با این نوشتارها سرعت می‌گیرند.

انگار دیگر کسی دوست ندارد، تلخی حقیقت را به جان بخرد و زخم‌ها جزئی از جانمان شده‌اند که نه تنها از بهبودشان ناامیدیم، بلکه باور کرده‌ایم این زخم‌ها آهسته آهسته وسیع‌تر می‌شوند و نمی‌توان حتی متوقفش کرد. یک آدم به کجا باید برسد که تصمیم بگیرد قسمتی از وجودش را به حراج بگذارد و یک عمر با خلایی در بدنش روزگار بگذراند.
 
نمی‌دانم، اما چیزی نیست که بشود پنهانش کرد. هر روز این آگهی‌ها و اعلامیه‌های دلخراش را بر در و دیوار شهر می‌بینیم و از کنارشان می‌گذریم. آگهی‌هایی که یک گروه خونی روی آن حک شده و یک شماره تلفن و مختصر اطلاعاتی از سن و اوضاع جسمانی طرف، همه وقایع این جا برای همه اهالی محل عادی است؛ به خصوص برای اهالی این خیابان‌ها که باید احساس آزار و اذیت کنند، هم همه چیز عادی شده و به جز سرکی که هنگام نظاره طولانی مدت این آگهی‌های دیواری از پنجره به قصد کنجاوی می‌کشند، تا ببینند به چه مقصودی این همه مدت محو این اوضاع شده‌ایم، خبری نیست.

این جا اگر یک اسپری بزرگ‌برداری و بر در و دیوار اهل محل بزرگ بنویسی:«کلیه فروشی، هیچ همسایه‌ای یقه‌ات را نمی‌گیرد» و حتی تشری نمی‌زند؛ همه چیز عادی عادی است.
 
اما عمیق‌تر که نگاه کنیم با فریاد نوشته: هی مردم! من آن قدر بدبختم که چاره‌ای ندارم جز این که درهمین سن جوانی با دست خودم معلول جسمی شوم.
 
روی بعضی دیگر هم نوشته: تمام آزمایش‌ها انجام شده و سالم هستم و یکی نیست بگوید بنده خدا، سالم برای تو چه تعریف می‌شود؟! یکی دوتا نیست، در هر بیمارستان و درمانگاه و مطب دکتر همه مدل آن هست، با هرگروه خونی که دلت بخواهد و با قیمت متفاوت.

آگهی فروش کلیه، بازار سیاهی شده برای خودش، مبادله جان با پول، یک عمر زندگی با ریسک دیالیز برای چند میلیون.
 
شاید بعضی هم نخواهند که تن به کار بدهند و برای به دست آوردن چند میلیون پول بدون زحمت چند تا برگه تایپ و تکثیر کنند و به اطلاع همشهریان برسانند که کلیه برای فروش دارند.

گروه‌های خونی کمیاب‌تر مثل گروه‌های منفی و O و AB گران‌تر هستند و کلیه افراد با سایر گروه‌های خونی با 20 یا 45 میلیون تومان به حراج می‌رود.
 
کلیه آدم‌های میانسال و پیرهم که به درد کسی نمی‌خورد، حداکثر تا 35 سال، یعنی درست در اوج جوانی! و بعد فرد می‌ماند و یک عمر حسرت، حسرت خوردن غذاهای شور و چرب و ساندویچ، حسرت خوردن تنقلات و شیرینی که مبادا یکهویی آن یک کلیه هوس تنبلی به سرش بزند و صاحبش را قال بگذارد و طرف را بسپارد به دست دستگاه دیالیز.

و عمق فاجعه درست جایی خودش را ظاهر می‌کند که بدانی در شهر و استان تو کم‌ترکسی پشت نوبت پیوند کلیه است و این یعنی حسابی بازار خرید و فروش آزاد داغ است.

دلیلش شاید بیکاری و فقر مردم باشد که در این منطقه این آگهی‌ها و خرید و فروش‌ها بیشتر به چشم می‌آید، اصلاً دلیلش هرچه می‌خواهد باشد، راهکار که از دلیل مهم‌تر است.

باید شیوه پیشگیری از این مصیبت را فهمید و برایش راهکار اندیشید، راهکاری برنامه‌ریزی شده و درست تا شاید روزگاری برسد که مردم فرهنگ اهدا عضو از بیماران مرگ مغزی را در زندگی خود جای دهند و کساد شود این بازار خون بازی.
 
درر همین رابطه و البته با چندین سوال دیگر با رییس انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی استان کرمانشاه می‌رویم و نظر او را جویا می‌شویم.

حسین بیگلری رییس انجمن حمایت از بیماران کلیوی استان کرمانشاه چنین می‌گوید: آمار بالای خرید و فروش کلیه در کرمانشاه، ترویج فرهنگ اهدا عضو از بیماران مرگ مغزی را یکی از مهم‌ترین راهکارهای کاهش این معضل است.

او می‌افزاید: پارسال حدود 70 مورد پیوند کلیه در استان کرمانشاه داشتیم که اکثر این پیوندها از کلیه‌های اهدایی بوده‌اند.
 
رییس انجمن حمایت از بیماران کلیوی استان کرمانشاه می‌گوید: استان کرمانشاه از نظر اهدا عضو از بیماران مرگ مغزی از سایر مناطق کشور عقب‌تر است و لازم است در این باره فرهنگ‌سازی لازم صورت گیرد.

بیگلری می‌افزاید: خرید و فروش کلیه در بازار آزاد وجود داشته و متقاضین زیادی برای فروش کلیه در کرمانشاه وجود دارند که اکثر آنها به دلیل مشکلات مالی و بیکاری مجبور به فروش کلیه خود می‌شوند.
 
به گفته این مقام مسئول بیشتر این افراد جوان و در محدوده سنی 20 تا 38 سال هستند و در این باره می‌گوید: کمبود هدیه ایثارگری از دیگر دلایل روی آوردن مردم به بازار فروش آزاد کلیه است و مبلغی که به عنوان هدیه به افراد اهدا کننده کلیه پرداخت می‌شود، چند سالی است که تغییر نکرده و در حد یک میلیون تومان است.

او می‌افزاید: اگر این مبلغ متناسب با هزینه‌های زندگی و نرخ تورم افزایش یابد، نه اهداکننده متضرر می‌شود ونه افرادی که به کلیه نیاز دارند.
 
بیگلری می‌گوید: تعداد بسیار کمی از افراد حالا پشت نوبت دریافت کلیه هستند و برای گروه‌های خونی نظیر O منفی و AB کمبود وجود دارد.
 
او درباره نحوه‌ی فعالیت مجمع خیرین سلامت درمورد اهدا کلیه اشاره می‌کند و می‌افزاید: فعالیت این مجمع بیشتر در حوزه ساخت و ساز و احداث مراکز درمانی است و در این مورد کم‌تر رسیدگی می‌کند.

بیگلری می‌گوید:انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی استان کرمانشاه در حدود 605 نفر بیمار دیالیزی را تحت پوشش خود دارد.
 
او می‌افزاید: این انجمن یک هزار و 560 بیمار پیوند کلیه را تحت حمایت دارد، دراین انجمن خدمات بسیاری به بیماران کلیوی ارائه می‌شود که انجام امور اداری برای بیماران پیوندی و دیالیزی یکی از کارهای این انجمن است.

بیگلری می‌گوید:تشکیل پرونده برای همه بیماران کیلوی، تهیه کارت شناسایی برای بیماران پیوندی و دیالیزی، هماهنگی با اداره بیمه برای تهیه دفترچه خدمات درمانی، هماهنگی در مورد رایگان کردن هزینه دیالیز از دیگر کارهای این انجمن است.

بیگلری می‌گوید:متاسفانه دولت هیچ‌گونه کمکی برای سازمان‌های مردم نهاد خصوصاً انجمن بیماران کلیوی در نظر نگرفته و با توجه به مکاتبات فراوانی که انجام شده، تاکنون هیچ‌گونه کمک دولتی برای اهداف خیرخواهانه این انجمن در نظر گرفته نشده است.

او در مورد برخی از افراد در استان کرمانشاه برای فروش کلیه خود اشاره می‌کند و می‌افزاید: متاسفانه فروش کلیه درسطح کشور و به ویژه در استان کرمانشاه بیشتر صورت می‌گیرد و عزیزانی هستند که از روی ناچاری و نیاز مادی اقدام به فروش کلیه می‌کنند که این مسئله در شأن جامعه ما نیست که شخصی برای امرار معاش و هزینه زندگی اقدام به فروش عضوی از بدن خود کند.

رییس انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی استان کرمانشاه معتقد است: حال اگر کسی به خاطر خدا این کار را انجام دهد و بتواند فردی را از مرگ نجات دهد بسیار ارزشمند است و اجر عظیمی در درگاه خداوند دارد،ولی متاسفانه کلمه "فروش" زیبنده این عمل خیر نیست که متاسفانه حدود 15 سال است که این مسئله به مسئولین گفته می‌شود،اما دریغ از یک اقدام. بیگلری می‌گوید:این انجمن در تمامی شهرهای استان دارای بخش دیالیز است که طبق اساسنامه انجمن هر جا که بخش دیالیز هست باید انجمن نیز فعال باشد که متاسفانه به علت مشکلات عدیده بیماران، هیچ کس علاقه‌مند نیست مسئولیت این کار را برعهده بگیرد.

او می‌افزاید: هزینه دیالیز در سطح کشور رایگان است و از طرف هیات امنا ارزی پرداخت می‌شود و پزشکان استان کرمانشاه با کمال دلسوزی با بیماران و انجمن‌ها همکاری می‌کنند. ولی پزشکی که کاملاً داوطلبانه با انجمن همکاری کند را نداریم.

بیگلری می‌گوید:انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی یک ارگان مردم نهاد است که زیرنظر انجمن تهران فعالیت می‌کند و از محل کمک‌های مردمی هزینه‌های خود را تامین می‌کند،به علت شرایط استان کرمانشاه متاسفانه این کمک‌ها بسیار اندک است و جوابگوی مشکلات عدیده بیماران نیست که لازم است دولت به علت عدم کمک‌های مردمی فکری عاجل برای مشکلات بیماران داشته باشد که متاسفانه این چنین نیست.
 
رییس انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی استان کرمانشاه به برخی از مشکلات بیماران دیالیزی اشاره داشت ومی‌گوید: اولین مشکل بیماری دیالیزی، مسایل اقتصادی و مالی است؛ زیرا به علت این که این بیماران در اثر بیماری نمی‌توانند کار کنند، لذا دچار فقر شدید می‌شوند.
 
بیگلری می‌افزاید: همان طوری که عنوان شد بیماران کلیوی به علت ناتوانی در انجام کار، دچار مشکلات مالی می‌شوند و همین امر باعث شده است که این دست از بیماران نتوانند به صورت کامل داروهای مورد نیاز خود را تهیه کنند.
 
او درباره برخی از بیماران کلیوی در استان کرمانشاه سال‌هاست تحت دیالیزهستند، چنین می‌گوید: بیماران دیالیزی چون باید از فرد زنده کلیه دریافت کنند به علت مشکلات مالی نمی‌توانند هزینه خرید کلیه را پرداخت کنند پس مجبور هستند،سال‌ها به عمل دیالیز ادامه دهند.
 
رییس انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی استان کرمانشاه می‌گوید: بیماران دیالیزی اکثراً سرپرست خانوار هستند و نمی‌توانند کار کنند، لذا خانواده بیشتر آنها حتی برای شام شب نیازمند هستند.

بیگلری می‌افزاید:بیماران دیالیزی برای رفت و آمد به بخش دیالیز که متاسفانه ماهی دوازده جلسه است باید هزینه پرداخت کنند که حتی توانایی تأمین هزینه رفت و آمد را ندارند و به علت نداشتن همین هزینه به بخش دیالیز مراجعه نمی‌کنند،این امر در شهرستان‌های ما نمود بیشتری دارد.

او می‌گوید:شرح و بیان مشکلات روحی و مالی بیماران کلیوی بسیار است،ولی دوباره باید اذعان کنیم که مشکلات بیماران دیالیزی در شهرستان‌های استان چندین برابر شهر کرمانشاه است.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر