حال من خوب است اما تو باور نکن
ما ایرانی ها به طنازی شهره ایم، آنقدر که سوژه ای برای شوخی از زیر دستمان در نمی رود. اما همین ما، این روزها آدم هایی شده ایم که «حوصله ام سر رفته»، «دلم گرفته»، «اعصاب ندارم» و ... بیشتر از هر جمله دیگری در صحبت هایمان به کار می رود.
زن و مرد، پیر و جوان فرقی ندارد هر وقت کسی بپرسد حالت چطور است؟ حالمان خوب نیست. شاید این حال بد در مورد افراد مسن چندان عجیب نباشد اما این حس و حال برای جوان ها که باید این مقطع زندگیشان مترادف با سرزندگی و شادابی باشد کمی عجیب است و این سوال را مطرح می کند که چه شده جوانانی که حتی در شبکه های مجازی بیشترین مطالبی که به اشتراک می گذارند مطالب طنز و خنده دار است وقتی پای واقعیت در میان باشد دل و دماغ ندارند؟
فضایی برای شاد بودن ندارم
فائزه 32 ساله که به قول خودش بیشتر وقت ها آسمان دلش ابری است دو هفته یکبار با دوستانش دور هم جمع می شوند و سروکله هم می زنند و شادی می کنند اما جمع که پراکنده می شود شادی هم تمام می شود: «چرا حالم بد نباشد وقتی جز این جمع دوستانه که آن هم در ماه تنها دوبار تکرار می شود دیگر جایی نیست که بخواهم بروم و شادی کنم و خستگی کار و دانشگاه را برطرف کنم. وقتی جامعه مان فضایی برای شادی کردن ما دخترها تعریف نکرده، شاد بودن و شاد ماندن سخت است. البته شادی کردن را هم بلد نیستیم حتی موقع گوش دادن به موسیقی غمگین ترین آهنگ را انتخاب می کنیم. هرچند خودمان مقصریم اما باز هم باید روش های شادی را یادمان می دادند.»
امیدی به آینده ندارم
محسن 25 ساله اگر با دوستانش نباشد جمع شان حتما یک چیزی کم دارد. محسن گلوله نمک جمع است اما خودش می گوید بیشتر وقت ها حالش بد است: «وقتی امیدی به آینده ندارم چطور می توانم خوب باشم؟ هم کاری که انجام می دهم مورد علاقه ام است و هم رشته ای که در دانشگاه می خوانم را دوست دارم اما وقتی در کار و تحصیلات امنیتی احساس نمی کنم هیچکدام باعث نمی شود که به آینده مطمئن و خوب فکر کنم.»
رفتار بزرگترها حالم را بد می کند
اما مهری 19 ساله برای حال بدش تعریفی متفاوت از فائزه و محسن دارد: «نسل من نسلی حساس به مسائل اجتماعی ست و به نوعی آگاه تر از نسل گذشته. وقتی می بینم نسل پدربزرگ و مادربزرگمان و حتی گاهی پدر و مادرهایمان در عقاید خرافی غوطه ورند حالم بد می شود حرف ها و رفتارهایشان نه ربطی به فرهنگمان دارد و نه به دین مان. وجود این عقاید خرافی و کمبود فرهنگ در جامعه باعث می شود که حالم بد شود.»
البته مهری منتظر کسی نمانده و خودش راه حل را یافته: «تصمیم گرفتم برای بهتر شدن حالم از رفتارهای بد بزرگترهایمان دوری کنم مثل آنها رفتار نکنم و مقابله به مثل نداشته باشم، این طوری هم راضی ام و هم آرام.»
لزومی ندارد همیشه خوب باشیم
غم و شادی بخشی از زندگی است اما وقتی زیاد از حد باشد باید برایش چاره ای اندیشید.دکتر افشین بهادری -روانشناس معتقد است نباید انتظار داشته باشیم همیشه حالمان خوب باشد احساسات گوناگونی داریم که با فراز و نشیب زندگی تغییر می کند یک روز حالمان خوب است و فردا ممکن است نباشد:«حال بد و خوب به نوع نگاه ما به دنیا بستگی دارد گاهی یک نفر از نظر ما شرایط خوبی ندارد اما همیشه حالش خوب است و فردی هم پیدا می شود که مسائل را به یکدیگر تعمیم می دهد و با کوچکترین اتفاقی دنیا را تمام شده می داند.»
حال خوب اکتسابی است
بهادری می گوید:«درست است که تفاوت های فردی، وراثت و محیط همه در حال افراد موثر است و کسانی که سلامت روان بالایی دارند همیشه احساس شادابی می کنند و به زندگی احساس خوبی دارند اما حال خوب اکتسابی است خودمان می توانیم بر روی موقعیت های زندگی مسلط باشیم و احساس ناکامی را کنترل کنیم.»
جوانها مقصر نیستند
این روانشناس در این مساله خیلی هم جوانان را مقصر نمی داند و معتقد است وقتی جوان مهارت های زندگی را آموزش ندیده است پس نمی تواند مشکلاتش را حل کند:«این آموزش ها باید از مقطع مدرسه و حتی در دانشگاه تدریس شود تا مدیریت استرس و حل مساله قبل از ورود به مرحله جدی و پذیرش مسوولیت یاد گرفته شود.»
کدخبرنگار: 931102
دروودخسته نباشید
خیلی وبتون عالیه
--------------------------------------------
گر بگویم با خیالت تا کجاها رفته ام
مردمان این زمانه سنگسارم می کنند...
فرامرز عرب عامری
--------------------------------------------
رج به رج هر بیت را از روی چشمت ساختم
شعرهایم دستباف مهربانی های توست...
فرامرز عرب عامری
-------------------------------------------
عطسه هایم عرصۀ پاییز را پر کرده است
حرف رفتن می زنی هی صبر می آید فقط
فرامرز عامری
-----------------------------------------
روی نبودت هم حسابی تازه وا کردم
یاد تو می ارزد به بودنهای خیلیها...
فرامرز عرب عامری
----------------------------------------
تو در کنار خودت نیستی نمی دانی
که در کنار تو بودن چه عالمی دارد...
فرامرز عرب عامری
----------------------------------------
آنقدر بی قرار تو هستم که حاظرم
با دیگران ببینمت اما ببینمت...
فرامرز عرب عامری
-----------------------------------------
یک امشبی که آمده بودی به خواب من
من از غم فراق تو خوابم نبرده بود...
فرامرز عرب عامری
