حقی که از جوانان پایمال شد
ماجرا اینگونه است که هر جا دست می گذارید یک مشکل مدیریتی به ارث رسیده از دولت دست و بالتان را می بندد. وعده های خوب و مردم فریب سال 84 در سال 92 نه تنها در حد وعده ماند بلکه در بسیاری موارد دولت مهرورز، حتی به قانونی که خود نوشته بود نیز پایبند نماند و صفر درصد از قوانین مصوب بسیاری از برنامه پنج ساله توسعه را روی هوا ول کرد و رفت.
یک روز نشستند و مصوب کردند که در راستای احقاق حق و حقوق جوانان براساس و منشور تربیتی نسل جوان و سند ملی توسعه و ساماندهی امور جوانان دستگاه های اجرایی موظف هستند بودجه ای برای جوانان اختصاص دهند. در ادامه این مصوبه که معروف ببه ماده 41 قانون برنامه پنجم توسعه است، قرار شد در سال اول برنامه به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد و در سال اول برنامه مورد نیاز تهیه و در هیات دولت مصوب شود.
این قانون چه شد و به کجا رسید؟ سوالی است که نه کسی پاسخی دارد و نه اساسا پاسخ هایی که داده می شوند به معنای واقعی کلمه «پاسخ» هستند. حال که به سال آخر برنامه پنجم رسیده همه آن شعارهای «دولت جوان» و «استفاده از جوانان» نه تنها در حد همان شعار باقیمانده بلکه حتی «قانونی که خودشان نوشتند» هم در لابلای قانون برنامه پنجم خاک می خورد.
واقعیت این است که بودجه مصوب قانون پنجم حق جوانان بی شمار این سرزمین تلقی می شود، آن هایی که این روزها فریاد «واجوانان» سر می دهند و دلواپس اشتغال، ازدواج و فرهنگ جوانان شده اند. حتی یک بار هم سراغ مصوب کننده و مجری قانون برنامه پنجساله نرفتند تا بپرسند چرا به این قانونی که خودتان در قاب برنامه نوشته اید عمل نکرده اید؟ چرا بر مبنای «منشور تربیتی نسل جوان» بودجه لازم را برای جوانان منظور کرده اید؟
15 نهاد، سازمان و وزارتخانه درگیر در بحث جوانان هستند ولی تا امروز حتی به کوچکترین جزء این قانون هم عمل نکرده اند و لازم است دولت تدبیر و امید این قانون را هم مثل همه قوانین روی زمین مانده احیا و اجرا کند. امروز جوان ایرانی شعار را می شنود ولی به عمل بها می دهد، دلیل این همه انتقاد به دولت های نهم و دهم هم این است که وقتی در پس شعارها، اقدامی عملی را ندید متوجه پوچ بودن همه آن شعارها شد. دولت یازدهم قانون را فصل الخطاب می داند و در این آزمون، که در محضر جامعه بزرگ جوان انجام می شود، امیدواریم سربلند بیرون آید.