جوادی: آینده را به روشنی برای جوان ترسیم کنیم/ حرف نزنیم، عمل کنیم
سید عبدالکریم جوادی گفت: در کشور ما به خاطر سبک زندگی که داریم و سنت ایرانی و اسلامی وجود دارد، نوع زندگی متفاوت است. این مشکلات به ساختار و محدودیت های مرزی بر می گردد.
رییس کمیسیون مشارکت های کلان شورای شهر مشهد در ادامه با اشاره به مشکلات متعددی که با آن مواجه هستیم به خبرنگار سرویس باشگاه جوانی خبرگزاری برنا گفت: این مشکلات به نوعی از نظر ساختاری و محدودیت هایی که از آن سوی مرزها ایجاد کرده اند اتفاق می افتد. من در اینجا به دو بعد اشاره کردم؛ اول مشکلات داخلی را طرح می کنم. آنچه که امروز جوانان ما در داخل کشور با آن مواجه هستند. ساختارهای اشتباهی که ما رقم زده ایم. مثل ادامه تحصیلات، مدارس و دبیرستان ها و ... که نقش مهمی را در شکل دهی شخصیت جوانان ما دارد. به عنوان مثال امروز فرزند من در منزل می گویند که وقتی به دانشگاه می روم، استاد من می گوید ادامه تحصیل چه فایده دارد؟ الان من باید چه باید بکنم. اگر استاد یا دبیر و ... در زندگی خود مشکلی دارند نباید آن را در جامعه بروز دهند.
جوادی تاکید کرد: مشکل معلم هم برمی گردد به ما که ساختار درستی مشخص نکرده ایم. وقتی که ساختار مشکل دارد و با آن مواجه می شویم، این دسته اتفاقات می افتد که استاد می آید و این حرف را در کلاس می زند. وقتی که در دانشگاه تدریس می کردم، زندگی خودم را به دانشجویم تدریس می کردم. کسی که می گوید درس مشکل را برطرف نمی کند باید بداند در نهایت بار از روی دوش و نظام برمی دارد. در غیر این صورت، کسی باید تو را یدک بکشد.
رییس کمیسیون مشارکت های کلان شورای شهر مشهد گفت: جوانان ما به نوعی از آینده خودشان ناامید هستند. باید جایگاهی ایجاد کنیم که جوان به آینده خود امیدوار بشوند. باید نقشه آینده برای وی ترسیم بشود. واقعا برخی اتفاقات کشور ما نگذاشته است این اتفاقات بیفتد. در دهه 60 که گرفتار جنگ بودیم. در دهه های دیگر هم به نوعی دیگر گرفتار شدیم. نگذاشتند این آینده نمایی اتفاق بیفتد.
جوادی خاطرنشان کرد: وقتی مسیر برای جوان ایرانی مشخص باشد، جایگاه و افق مشخص می شود و می دانند که از کجا به کجا می رسند. وقتی ما این نقشه را تبیین نمی کنیم و به عنوان مثال دانشگاه ها ظرفیت ها را اعلام نیاز نمی کنند جوان دانشجو دچار مشکل می شود.
وی با اشاره به مشکلاتی که شرق ایران را تهدید می کند ادامه داد: یکی دیگر از مشکلات به خصوص در شرق ایران، بحث اعتیاد جوانان است. در رسانه ها هم همیشه مطرح می شود که در فلان دانشگاه توزیع این مواد را داشتیم. اینها برای ما مسئولان باید تلنگری باشد. این شتری است که در خانه هر کسی ممکن است بخوابد. من بگویم من جوادی هستم و فلان و بهمان و جوان من این اتفاق برایش نمی افتد.
جوادی افزود: به خصوص من که در مدیریت شهری حضور دارم با مراجعه به حواشی شهری می بینیم که چه اتفاقی می افتد. به جایی می رسیم که آن منطقه و ناحیه یک سری خانواده های سالم و سلامت را در خود جای داده است. می گوییم خودتان به این فکر بیفتید و با مقامات در میان بگذارید. نگذارید اینجا زندگی کنند.
وی تصریح کرد: من توصیه به اساتید و معلمان دارم که به جوانان امید و مشاوره بدهند. استعداد جوانان را کشف و شکوفا کنیم تا بتوانند آینده روشنی داشته باشند. ضمن اینکه تئوریک حرف نزنیم. در یکی از دانشگاه های غیر انتفاعی ابتکاری به خرج دادم و 90 درصد موفق بودم. دانشجویان خود را به بانک بردم و از نزدیک به آنها نشان دادم که ببینید مردم چطور به اینجا مراجعه می کنند و سرمایه خود را می گذارند. تا زمانی که مشکلات را از نزدیک لمس نکنیم، نمی توانیم نیروهای خوبی بشویم.
جوادی گفت: ما در مشهد 25 نفر شورای پارلمانی داریم. شما ببینید سه میلیون و پانصدنفر جمعیت ثابت در مشهد زندگی می کنند. روزی ششصد هزار نفر به عنوان توریسم وارد مشهد می شود. اگر در این شهر با این امکانات محدود بخواهیم مدیریت کنیم، شهر غیر قابل کنترل می شود. مگر اینکه مردم بیایند و مشارکت کنند. وقتی با دانشجویان صحبت می کنیم ایده های خوبی را ارائه می دهند چرا نباید از این ایده ها استفاده کنیم؟
وی ضمن اشاره به مشکلات دیگر جوانان در زمینه آموزشی و اشتغال آنان گفت: کسی می آید در دانشگاه خدمت می کند و بازنشسته می شود. به جای دیگر می رود و وی را استخدام می کنند. چرا نباید نیروی جدید با ایده و فکر جدید و تازه را بیاوریم؟ به جای آن یک بازنشسته می آوریم که جای 5 جوان را می گیرد. کاری که کردم این بود که در شهرستان ها از حضور جوانان بین سنین 22 تا 30 سال استفاده کردیم. به آنها آموزش دادیم و سکان ریاست را به دست شان سپردیم. شاید باورتان نشود چیزی حدود 20 برابر رشد این شهرستان ها بالاتر از بقیه جاها بوده است. جوان فکر و ایده جدید دارد. از قدرت ریسک پذیری بالایی برخوردار است. وقتی به جوانان اعتماد کنیم، چقدر این کشور تغییر می کنند. کسانی که زندگی خود را به جایی برسانند و تجربه دارند، از مسیر منحرف نمی شوند. جوانی که می ماند ممکن است دچار آسیب اجتماعی وارد کند.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: در صنعت خودمان باید از جوان استفاده کنیم. نرخ بیکاری صفر می شود. متاسفانه این کار را نمی کنیم. ما محدودیت هایی داریم که سنت مان اجازه نمی دهد. ما خانواده ها نمی خواهیم این اتفاق بیفتد. مراکز تفریحی که جوانان بروند و تخلیه هیجاناتی باشد را ایجاد نکرده ایم. کار هم نداشته باشیم. جوان به چه دل خوش کند. زمان جنگ، ما ارتش نداشتیم. همین جوان ها بودند که جنگ را پیش بردند. یادم می آید دکتر قالیباف فرمانده لشگر بود. من هم در آنجا به عنوان بیسیم چی حضور داشتم. اینقدر مدیریت می شدند که تجربه ای کسب کردیم.
وی در پایان عنوان کرد: زمانی بود که آمدم مشهد و درسم را ادامه دادم. مدت هشت سال در پارکینگی زندگی کردم و درس خواندم. همیشه پسرم را به آن پارکینگ می برم و به او نشان می دهم. دستش را به هم می فشارد و با خود فکر می کند که پدرم چه کرده که به اینجا رسیده است؟ حتی داستان آن پارکینگ را برای دانشجویان خود هم به کرات تعریف می کنم. وقتی این مسیر و آن آینده را برای جوان روشن می کنید، نقطه امید در او متبلور می شود.