ازدواج سفید معضلی تازه برای جامعه
قادر باستانی در روزنامه آرمان نوشت: گویا نسلجدید نمیخواهد مسئولیتپذیر باشد. دلیل اصلی ظهور معضل ازدواج سفید هم فقدان مسئولیتپذیری است.
ازدواج سفید معضل تازهای است، این پیوند بر خلاف ازدواج دائم و موقت، نه در شرع و نه در عرف ما ایرانیان جایی ندارد. در این ازدواج که در غرب رایج است و به معنای «همباشی» نیز شناخته میشود، پیوندی به مدت نامعلوم بین دو فرد برقرار میشود که فاقد مشروعیت اجتماعی و حقوقی است.
در این ازدواج ، هیچ شرط قانونی و ثبت اداری وجود ندارد و زن و مرد در هر لحظه که بخواهند همخانه شده و هر لحظه که مایل نباشند، از رابطه خارج میشوند. چنین شیوهای از ارتباط با جنس مخالف، نه تنها سازگار با معیارهای اخلاقی جامعه ما نیست بلکه مخالف نص صریح قرآن و احادیث است که همواره جوانان را به پاکدامنی، خویشتنداری و ازدواج حقیقی تشویق میکند.
جامعهشناسان وجود ازدواج سفید و انتخاب تجرد به جای ازدواج را شامل مجموعهای از عوارض فروریختگی اجتماعی میدانند که اغلب به خاطر مشکلات اقتصادی حاصل میشود.
امروزه در جامعه ما، مردان بالای سی سال هم نمیتوانند از پس اداره یک زندگی مشترك برآیند، به همین دلیل ترجیح میدهند ازدواج نکنند. گفته میشود، یک جامعه مُدرن با قوانین خاص خود، آینده محتوم هر جامعهای در این کره خاکی است و اگر قوانین سنتی نتواند خود را با زندگی جدید و مدرن تطبیق دهد، جامعه دچار مشكل خواهد شد.
عوامل متعددی چون تهاجم فرهنگی، کمرنگ شدن باورهای مذهبی و اخلاقی، سنتهای غلط ازدواج، هزینههای کمرشکن اقتصادی، تنوعطلبی نسل جدید، باعث گرایش برخی جوانان به ازدواج سفید میشود. پنهانكاری و عدم اطلاعرسانی و توجه دادن خانوادهها در خصوص تهدیدات و ویرانیهای اجتماعی این پدیده فرهنگی، میتواند تبعات خطرناک و جبرانناپذیری در پی داشته باشد.
ازدواج سفید از نظر قانونی جرم است. از نظر شرعی هم گناه محسوب میشود و همواره فرد با نوعی ترس و نگرانی از عواقب چنین ارتباطی دست و پنجه نرم میکند. این رابطه نه از سوی خانواده و نه نهادهای اجتماعی پذیرفته میشود، بنابراین میتواند آسیبهای بسیاری به همراه داشته باشد. هرچند که ممکن است ارضای عاطفی و سرنوشت یکسان اقتصادی حاصل شود، اما به محض آشکار شدن، مردم با آن مخالفت میکنند و حمایتهای اجتماعی از زوجین برداشته میشود، چرا که این نوع پیوند از نظر حقوقی و قانونی جایگاهی ندارد.
گفته میشود ۳۰ درصد از جوانان در شهرهای بزرگ، در خانههای مجردی زندگی میکنند، تا آنجا که دهه ۹۰ را دهه تجردگزینی نامیدهاند.آمار نشان میدهد، ۴۸ درصد جوانهای آماده به ازدواج، مجرد هستند. مشکلات اقتصادی، بیکاری و بخصوص قیمت مسکن که تناسبی با درآمد طبقه متوسط ندارد، فاصله بین بلوغ جنسی و استقلال اقتصادی را افزایش داده و ازدواج را به پروسهای پیچیده تبدیل کرده است. دلیل اینکه چرا چنین روابطی رو به گسترش است، صرفاً اقتصادی نیست و میشود به دلایل دیگری از جمله سستشدن اعتقادات مذهبی در بخشی از جامعه، تجرد قطعی بخشی از جوانان بخصوص دختران و همچنین افزایش مردان تنها و زنان بیوه که ناشی از افزایش طلاق در جامعه است و همچنین استقلالطلبی زنان تحصیلکرده و استقلال اقتصادی آنان اشاره کرد.
در یکی از معدود تحقیقات دانشگاهی، معلوم شده افرادی که در این نوع رابطه هستند، افرادی شاغل، با تحصیلات دانشگاهی و تفکراتی روشنفکرانهاند که معمولاً به بهانه تجربه زندگی مجردی و مستقل، از خانه پدری بیرون آمدهاند و بدون آنکه والدین را باخبر کنند، به زندگی مشترک با یکدیگر روی آوردهاند.
خلاصه كلام اینكه، یادمان باشد ازدواج در کنار اشتغال، مهمترین دغدغه ۷۲ درصد از جوانان کشور ماست. پس لازم است با فراهم کردن زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگسازی و تشویق جوانان به ازدواج دائم، جامعه را از عوارض و مشكلات چنین پیوندهایی مصون ساخت.