عدالت سرخورده بعضی شب های خیلی خراب

|
۱۳۹۳/۱۰/۲۰
|
۱۵:۱۵:۲۲
| کد خبر: ۲۵۲۵۴۳
عدالت سرخورده بعضی شب های خیلی خراب
خبرگزاری برنا ، مریم جلالیان

همیشه تصورم از شهر و شهردار یه رنگ خاکستری بود که توی روزایی که یه اتفاق خوشایند توی حوزه شهری می افتاد به سرمه ای تغییر پیدا می کرد اما، هیچ وقت در طی این سالیان به رنگی متمایز از اینها نگراییده بود، تا آن روز آن برنامه صندلی داغ، درست شبی که آقای« قالیباف» آمده بودند ومهمان برنامه بودند. همان شب نظرم عوض شد ، آنقدر تحت تاثیر قرار گرفتم که اشکام جاری شد از حرفهای شهردارم ! از حرفای مردی که به نظرم اصلا خاکستری نبود! ،اون روز با خودم بارها و بارها فکر کردم که نباید هیچ کس رو قضاوت کنم چون تصویر مردی رو دیده بودم که تمایزی قایل نبود چندی بعد که به خاطر حوزه کاریم به سازمان زیبا سازی برای تبلیغات فیلم و تئاتری رفتم کاملا سرخورده برگشتم چون تصویری دیدم که برخلاف همه ی عدالتی بود که اون روز توی اون برنامه از ایشون شنیده بودم بارها و بارها همان روز از مسئولین شنیدم که خب ما برای چی باید توی تبلیغات شهری به شما کمک کنیم و خب معرف شما کیه و اینکه چه کسی این نامه رو پاراف کرده و من بارها و بارها توضیح دادم که ما هیچ آدم خاصی رو توی این حوزه شهرداری نمی شناسیم که بیاید و کنار ما بایستد و با این جواب روبرو شدم که ما هم نمی توانیم تابلوهای خود را در اختیار شما قرار دهیم واین در حالی است که فیلم هایی با عنوان هایی دیگر و تئاترهایی با اسامی آدم هایی بزرگتر در تمام سطح شهر از طرف این سازمان بدون دریافت پولی به عنوان اجاره تابلو درست در تمام مسیرهای شهری قابل رویت بودند و من برای اولین بار در زندگیم معنی عدالت را فهمیدم ،سرخورده برگشتم نه از اینکه تبلیغات آن فیلم یا تئاتر در شهر نیست ،از اینکه چقدر از رنگ خاکستری متنفرم و ای کاش شما همان بودین که آن شب دیده بودم و شنیده بودم .......

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر