جنجالتیتر؛ مرز میان اخلاق و نوآوری
به گزارش خبرگزاری برنا، قادر باستانی در آرمان نوشت: حسین قندی، در دانشكده ارتباطات، استاد درس ویراستاری و مدیریت اخبار بود.
او وارد کلاس که میشد، با ذوق و شوق زایدالوصفی، تیترهایی را که شب قبل برای روزنامه ابرار زده بود، تعریف میکرد. یادم نمیرود، روزی كه مینیبوس حامل دختران دانشآموز در ولنجك، ترمز برید و دانشآموزان به طرز فجیعی كشته شدند، استاد قندی، تیتر ابرار را در كلاس خواند: «تهران گریست؛ خونگریست تهران».
او شبیه همین تیتر را در سال 67 برای خبر جنایت آمریكا در حمله به هواپیمای مسافربری در خلیجفارس، برای كیهان هوایی زده بود: «دریا گریست؛ خون گریست دریا». تیترِ یك قندی برای درگذشت كارگردان نامدار سینما هم این بود: «علی حاتمی داستان مرگ را كلید زد».
او از طریق نوگرایی در تیترنویسی توانست، حرکتی نو در مطبوعات بعد از جنگ که به جز لوگو همه مطالبشان شبیه هم بود، ایجاد کند. کاش امروز هم استاد قندی میتوانست درباره تیترهای این روزهای مطبوعات ایران، نظر بدهد. تیترهایی كه گاه مرزهای اخلاق را درمینوردد و هدفهای جنجالی، انصاف و اخلاق را كمرنگ میسازد.
كاریكاتوری در صفحه اول روزنامه نقش میبندد: دزد كلیدبهدست، صندوق ذخیره ارزی را خالی كرده است و دارد «كلید» را نشان میدهد! بله به همین واضحی. بیتردید، هیچ كشوری از آزادی مطبوعات ضرر نكرده است، بلكه حتی زبان تلخ و نیشدار اهل قلم، بیشترین كمك را به پیشرفت كشورها و مبارزه با فساد و تباهی كرده است، اما مرز باریكی میان اخلاق و فعالیت حرفهای روزنامهنگاری وجود دارد.
نوشتن خوب، كار سهل و ممتنعی است. به دستآوردن دل مخاطب، با نوآوری و حرف حساب زدن، كار آسانی نیست. توهین و تحقیر مخالف، نشاندهنده تهور و شجاعت مألوف نیست و شاید بیانگر استیصال از فعالیت حرفهای است.
نداشتن مخاطب كافی و هزینههای سنگین اداره یک واحد مطبوعاتی مشکل است، اما نمیتواند بهانه خوبی برای تیترهای جنجالی و گاه توهینآمیز باشد. دولت تاکنون در ارتباط با رسانهها عملکرد مناسبی داشته است.
اقدام حسین انتظامی، معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد در پس گرفتن طرح نظام رسانهای نشان داد که ارشاد به دغدغههای متخصصین صنعت رسانه توجه دارد. خویشتنداری در برابر مطبوعات منتقد، سیاست خردمندانهای است و دولت از این سیاست، خُسران نخواهد دید. کدام دانشکده روزنامهنگاری است که اولین جمله آن برای آموزش، توصیه به رعایت اخلاق نباشد؟
در رسانههای اصولگرا عناصر فرهیخته، کاربلد، دلسوز و اخلاقمدار کم نیست. این رسانهها با پردازش حرفهای اطلاعات و با اخلاقمداری، میتوانند توفیقات بیشتری در جذب افکار عمومیو انجام وظایف نظارتی و انتقادی خود ایفا کنند.
باید دانست، تعامل میان اصحاب رسانه و سیاسیون، در چارچوبهای مشخصی تعریف شده است. یک رسانه به اعتبار خود نزد مخاطب بسیار اهمیت میدهد. یک سیاستمدار نیز با درک قدرت افکارعمومیو نقش رسانه، تلاش میکند اهداف و آرمانهای خود را به نحوی پیش ببرد که بیشترین همراهی را از طرف رسانهها شاهد باشد. گاه مشكل رسانهها، خلط مرزهای میان سیاستورزی و رسانه است؛ فرمان حرکت برخی رسانهها در دست سیاسیون است.
برخی سیاسیون اغلب به عنوان یک ابزار به رسانهها مینگرند. اشکالی که این امر به وجود میآورد، آن است که رسانه از الگوهای حرفهایگری، فاصله میگیرد. در این شرایط، پیامهای ارسالی رسانه از مقبولیت کافی برای اثرگذاری بر مخاطب برخوردار نمیشود. رسانه باید بتواند بیطرفانه رویدادهای پیرامونی را با صداقت و صراحت به مخاطب برساند. گاه اخبار مملو از جهتگیری است و تحلیلهایی در قالب تیتر و خبر به مخاطب ارائه میشود تا در رفتار سیاسی و اجتماعی او موثر باشد.
رسانه پدیدهای غربی است و ساز و کار خاص خود را دارد. افرادی که برای کار در رسانه تربیت شدهاند، واقعیتها را همان گونه که هست، با رعایت اخلاق حرفهای پوشش میدهند. این افراد در نقل رویدادها دروغ نمیگویند، به کسی توهین نمیکنند، یا اخبار را به شکل غیرواقعی مطرح نمیکنند. وقتی اخبار به شکل واقعی پوشش داده شود، مخاطب اعتماد خود را بازمییابد.
رسانهها برای فعالیت حرفهای، آنگونه كه در راستای منافع ملی و چارچوب قانوناساسی باشد، باید نقش انتقادی و نظارتی خود را با رعایت الزامات حرفهای ایفا كنند. و حرف آخر اینكه رسانه را باید به رسانهایها سپرد.