لزوم صیانت از اخلاق در عین اختلاف سیاسی؛

عرصه سیاسی صحنه نبرد گلادیاتوری نیست

|
۱۳۹۳/۱۰/۲۸
|
۱۵:۳۸:۲۱
| کد خبر: ۲۵۴۷۶۴
عرصه سیاسی صحنه نبرد گلادیاتوری نیست
گروه سیاسی خبرگزاری برنا

22 فروردین ماه سال 92 دکتر حسن روحانی با سه شعار راهبردی و به طور رسمی پای به عرصه رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری گذاشت. «نجات اقتصاد ایران، تعامل سازنده با جهان و احیای اخلاق در جامعه» انتخاب این سه راهبرد اساسی به عنوان مهم ترین اولویت های دولت تدبیر و امید، معطوف به تحولات و مطالباتی بود که در سطوح مختلف و متکثر اجتماعی، تغییرات و اصلاح را گریز ناپذیر و تبدیل به خواست عمومی کرده بود.

طی چند سال شاهد بکارگیری الفاظ ناپخته و بدور از الزامات اخلاقی و عرفی در صحنه سیاسی بودیم. روندی که با افزایش مجادلات سیاسی میان نحله های مختلف روند بغرنج تری به خود گرفته و بداخلاقی های سیاسی را تا میزان تعجب برانگیزی افزایش داده بود. همین کنش و واکنش ها دکتر روحانی را واداشت که با طرح شعار احیای اخلاق در جامعه نوید گذر از این روند بی محابای بداخلاقی را به جامعه دهد و روح تشنه و آسیب خورده عمومی هم با توجه به همین گزاره اقبال قابل توجهی به سالم سازی فضای سپهرهای مختلف سیاسی و اجتماعی از خود نشان داد. مردم با انتخاب دکتر روحانی بوضوح این پیام را به همه سیاسیون متبادر کردند که دیگر نمی خواهند شاهد توهین ها و تهمت ها و بکارگیری الفاظ سبکسرانه باشند.

از حسن اتفاق یکی از محورهای مهم و اساسی فیلم های انتخاباتی دکتر روحانی نیز بر همین موضوع و ابراز گلایه از بداخلاقی ها و تندروی ها و هتک حرمت بزرگان بود.
دولت یازدهم که بر سر کار آمد دیگر دولت مردان خود زمینه ساز رواج بداخلاقی ها و نقطه عزیمت در این مسیر نبودند و سخنان و الفاظ بکار گرفته شده از وزانت و متنات قابل قبولی برخوردار بود. با این وصف امیدها برای سالم سازی فضا و رواج اخلاق مداری در کنش و واکنش های سیاسی بسیار بیش تر شد.

بی گمان این رویکرد دولت در بهبود فضا بسیار موثر بوده و اثرات آن در جامعه و در فضای سیاسی مشهود است اما طی یکی دو هفته اخیر و با بالا گیری اختلافات میان نحله های سیاسی یکبار دیگر شاهد بکارگیری ادبیات ناپخته و اوج گیری رویکردهای غیر اخلاقی در فضای سیاسی هستیم.

اختلاف سیاسی و تفاوت نگرش ها نه تنها مذموم و غیر اخلاقی نیست که نشانه سرزندگی و پویایی یک جامعه با نشاط و زنده است اما اگر به بهانه اختلاف سیاسی و رقابت معطوف به آن از حریم و مرزهای اخلاقی گذر شود، آنگاه است که جامعه با مخاطرات و آسیب های ناگوار و حرکت در مسیر چالش های پایدار حرکت خواهد کرد و همگان از این روند متضرر می شوند.

در میان نکته بسیار مهم و اساسی حفظ شان و حرمت بزرگان و دوری و اجتناب از اقدامات وهن آمیز در این عرصه است. اگر فرزند شهید مطهری سخنانی می گوید که باب میل برخی از شخصیت ها و کنش گران طیف مقابل سیاسی نیست راهکار مواجهه و برخورد عقلانی نقد گفتار و کردار وی در چارچوبی مستدل و مستند است نه آنکه به ارتباطات نسبی وی پرداخته شده و وی به عنوان فرزند شهید مطهری آماج حملات قرار گیرد و در این میان حرمت تئوریسین انقلاب و معلم شهید و فرزانه آن در این مسیر دچار خدشه شود.

اگر منتقدان دولت روحانی رویکردها را نمی پسندند و نقدی دارند یا مخالفان سیاسی آیت الله هاشمی رفسنجانی بر او خرده و ایراد می گیرند، این امر به طور ذاتی مذموم نیست اما آنجایی که این دو شخصیت روحانی و با سابقه نظام و انقلاب با الفاظی ناپخته و بدور از عرف و اخلاق مورد حمله قرار می گیرند این نه خدشه و آسیب به این دو شخصیت که به جایگاه و شان روحانیت و نیروهای اصیل انقلاب است.

اگر همسران شهدای والامقام جنگ تحمیلی رویکرد سیاسی متفاوتی با برخی طیف ها دارند و آن را در فضای عمومی مطرح می سازند راهکار مواجهه با آنان اظهارات عجیب و غریب در خصوص حیطه زندگی شخصی آنان و کنایه زنی در این مورد نیست که نه تنها هیچ همخوانی و سنخیتی با اخلاق و انصاف ندارد بلکه جایگاه والای شهدا و خانواده های ایثارگر آنان را دچار خدشه و آسیب می سازد.

مردم دوست ندارند که نخبگان سیاسی و شخصیت های شناخته شده را در قالب رفتارورزی های نا متعارف و غیر اخلاق مدارانه ببینند و بدیهی است که این رویکردها اثرات و تبعات ناخوشایندی در ساحت عمومی گذاشته و کشور را به ورطه های نامبارکی سوق می دهد. بی گمان با رواج بداخلاقی هیچ کس از تبعات آن بدور نبوده و مروجان فعلی نیز خود در برهه ای به این دام خواهند افتاد و این فضا یک ضرر همگانی را رقم خواهد زد.

تمامی ارکان و اضلاع نظام جمهوری اسلامی وفق قانون اساسی باید در چارچوب آموزه های اسلامی عمل کنند و بدیهی است که بداخلاقی های سیاسی به منصه ظهور رسیده هیچ تطابق و سنخیتی با آموزه های اسلامی ندارد و مضاف بر آن موجبات وهن نظام را نیز فراهم می سازد. ما به میزان کافی از غنای فکری و اندیشه ای در این زمینه ها برخورداریم و از طرف دیگر خواست عمومی مردم که در انتخابات ریاست جمهوری به طور واضح و عیان متبلور شد بر سالم سازی فضا استوار است و عقلانیت و تدبیر نیز رفتارهای تندروانه را رد می کند، با این وصف دیگر نه مجال و نه زمینه اخلاقی و نه توجیه متعارفی برای دوام و بقای این بداخلاقی ها وجود نداشته و باید همه طیف ها و تصمیم سازان راهکاری برای مهار این روندهای نامبارک و آسیب زننده بیاندیشند .

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه