وقتگذرانی در جمعه بازار
اگر روز جمعه گذرتان به خیابان جمهوری و تقاطع چهارراه استانبول خورده باشد،متوجه انبوه اتومبیلها و افراد پیاده شدهاید. جمعیتی که حضورشان در خیابان جمهوری دلیلی جز وجود جمعه بازار پارکینگ پاساژ پروانه ندارد. جمعه بازار پاساژ پروانه هر هفته جمعه ها توسط افرادی که صنایع دستی تولید می کنند برپا میشود و در این سالها توانسته مورد توجه گروه های مختلف شود.
از شیرمرغ تا جان آدمیزاد
از دور که به بازار نزدیک می شوی،ورودی پارکینگ جمعیت زیادی با سنین مختلف ایستادهاند.اکثرشان جوان هایی با لباس های رنگارنگ و طرح های سنتی هستند. گوشهایم را که تیز میکنم اغلب صحبت هایشان در مورد زیور آلات، لباس های سنتی و وسایل آنتیک است. وارد پارکینگ میشوم و سربالایی نسبتا تندی را برای رسیدن به طبقه اول میگذرانم. بازار با غرفه ترکمنها شروع میشود.از گلیم گرفته تا شال و لباسهای محلی و رنگی ترکمن که روی اکثرشان نوشته شده قیمت مقطوع ! جلوتر که میروم، بساط عتیقه فروشها خودنمایی میکند. در میان فروشندهها پیرمردی ایستاده که بساط کوچکی دارد. روی پارچه ای که روبرویش پهن کرده قاب عینک های قدیمی گذاشته و درون جعبه شیشه ای انگشتر های عقیق نقره و برنج دارد، وقتی میبیند که عینکی هستم، از من میخواهد که قابهایش را امتحان کنم، روبرویش مینشینم ، یک آینه کوچک شکسته میدهد، قاب را خودش انتخاب میکند و ابتدا خودش نگاهی می اندازد و بعد میگوید:«خیلی به صورتتان می آید.». بعد اجازه میدهد خودم را در آینه ببینم. قاب نصف صورتم را گرفته،طوری که ناراحت نشود،آن را پس میدهم و به سمت دیگر میروم.
هر سال دریغ از پارسال!
جمعیت زیاد دختران جوان درطبقه دوم نشان می دهد،در این طبقه زیورآلات وجود دارد.نزدیکتر میشوم . گوشواره ، انگشتر و دستبندهایی از جنس چوب ،برنج و چرم با طرحهای جغد و حروف الفبای فارسی را میبینم. فروشنده زن و مرد خوش اخلاقی هستند. خودم را که معرفی میکنم،دعوتم میکنند که کنارشان بنشینم، میگویند از سال 86 هر هفته در جمعه بازار غرفه دارند و منبع درآمدشان هم ساخت همین زیورآلات است. کمی آنطرف تر زن و شوهری غرفه ظروف سفالی و کیف های چرمی دارند. مرد طراح ظروف سفالی است و زن طراح کیف های چرمی، هر دوی آنها فارغالتحصیل رشته هنر هستند. مرد میگوید که در رشته موسیقی کار میکند و مدرس سازهای تنبور و نی است. ابتدا کار را از ساخت صنایع چوبی و ساخت ساز شروع کرده، بعد یک دوره ساخت ظروف سفالی را گذرانده و همسرش هم به همین صورت علاقه مند به طراحی و دوخت کیف های چرمی شده است. هر دو جزو قدیمی های جمعه بازار هستند و از سال 83 در جمعه بازار حضور دارند، مرد از روی دفتری که در دست دارد،رقم فروش را نگاه میکند و میگوید :« فروش شهریور ماه امسال حتی نصف فروش شهریور دو سال گذشتهاش هم نمیشود.»او میگوید فقط دلیل حضورشان در بازار علاقه به این کار است.
در میان اجناس جمعه بازار، مانتو های دست دوز با طرحهای سنتی طرفداران بیشتری دارد، گشتی میان غرفههای مانتو فروشی میزنم. دختری که گوشه ای نشسته و مشغول طراحی است، نظرم را جلب میکند، کنارش مینشینم و شروع به صحبت میکنم، میگوید 7 سال است به همراه دوستش که طراح اصلی مانتو هاست در جمعه بازار کار میکند. کار را ابتدا دوستش از بافت دستکش و عروسکهای کاموایی شروع کرده است، بعد از گذشت چند دقیقه طراح مانتو ها هم می آید و شروع به صحبت میکنیم.
او درباره شروع کارش میگوید:«روزهای اولیه غرفه ی کوچکی داشتم که درآن فقط دستکش میبافتم.همان زمان مانتو هایی که میپوشیدم را خودم میدوختم، رفته رفته دوستان و آشنایان و مشتری هایم از مانتو ها استقبال کردند و همین باعث شد که یک دوره طراحی لباس را بگذرانم، بعد از یادگیری اصولی، طرح هایم مورد استقبال مردم هم قرار گرفت و جمعه بازار انگیزه ای شد که کارهایم را عرضه کنم و گالری ای را بیاندازم.»
به اعتقاد این دختر جوان هم جمعه بازار پروانه دیگر رونق گذشته را ندارد:«چیزی که بیشتر از سالهای گذشته در جمعه بازار به چشم میخورد، وجود کالاهای نامرغوب چینی و نظارت نکردن درست بر فروش این اجناس است، تعداد زیادی از فروشنده های اصلی این جمعه بازار از این وضعیت ناراضی هستند و این عقیده را دارند که این کار موجب خراب شدن چهره جمعه بازار و مانع فروش جنس های ایرانی شده است، وجود جنس های نامرغوب چینی با قیمت های پایین کم کم انگیزه را برای کسانی که تولید کننده جنس های ایرانی هستند از بین میبرد.»
ساعت به 5 که نزدیک میشود،فروشندههای جوان که از ساعت 10 صبح مشغول کارند،غرفهها را جمع میکنند.حالا رفته رفته پارکینگ خالی میشود.دیگر از هیاهوی صبح خبری نیست. مردم گروه گروه راهی خانه می شوند تا جمعه ای دیگر که باز پارکینگ مملو از فروشندهها و خریداران جوان شود.