واکنش به مرگ «ملک عبدالله» از دیپلماسی رسمی تا غلیان احساسی
سرویس سیاسی برنا: ملک عبدالله بن عبدالعزیز ششمین پادشاه عربستان سعودی سحرگاه روز جمعه دارفانی را وداع گفت. اتفاقی که با توجه به اوج گیری بیماری وی طی چند ماه گذشته محتمل می نمود و گریزی هم برای آن نیست و به قول عامیانه شتری است که دم خانه همگان می نشیند.
مرگ چهره های سیاسی آنهم شخصیت های عالیرتبه با تبعات و واکنش هایی روبرو بوده و مسئله عادی نیست که به سادگی بتوان از کنار آن گذر کرد. در عرف دیپلماتیک به طور معمول روسای کشورها و یا وزارت خارجه یا چهره های سیاسی شناخته شده، ملهم از جایگاه و پایگاه فرد متوفی پیام تسلیت و ابراز همدردی خود را اعلام می کنند.
مرگ پادشاه عربستان سعودی نیز از این قاعده کلی مستثنی نبوده است. با در گذشت ملک عبدالله سیلی از پیام های تسلیت و نیز حتی واکنش های غیر منتظره به منصه ظهور رسید. پادشاه عربستان با توجه به جایگاه ویژه این کشور در میان اعراب منطقه نوعی نقش پدرخواندگی در میان حکام عربی داشته و اعلام عزای عمومی 40 روزه در چند کشور عربی خود نشان دهنده مرجعیت حاکمین سعودی در میان اعراب منطقه و حکمرانان آن است. البته واکنش نیروهای داعشی نیز قابل توجه بوده آنجایی که به نشانه شادی به شلیک تیر هوایی پرداخته و خود را مسرور از این اتفاق نشان دادند.
اما نکته قابل توجه برای ما ایرانی ها واکنش های داخلی نسبت به این موضوع و تاثیر و تبعات آن بر روابط حساس میان دو کشور و بالطبع تحولات منطقه ای است که با منافع ملی ما ارتباط وثیقی دارد. هیچ کس نمی تواند منکر این حقیقت باشد که همسویی و همکاری میان دو قطب اصلی قدرت در جهان اسلام و منطقه ژئو استراتژیک خاورمیانه تا چه حدی می تواند حایز اهمیت بوده و منافع عمومی مسلمانان را تامین کند.
اما به دلایل مختلفی که از حوصله این مقال خارج است، اکنون دو کشور در یکی از سردترین فصول روابط فی مابینی قرار داشته و به رویارویی محسوس اما نانوشته در عرصه های مختلف می پردازند. حال سئوال اینجاست که فوت ملک عبدالله که نمی تواند اتفاقی عادی در معادلات منطقه ای و نیز در تعیین و تبیین سیاست های حاکمین سعودی باشد، چه تاثیر و تاثری در روابط دو کشور داشته و واکنش ها نسبت به آن باید چگونه باشد؟
واکنش رسمی و دیپلماتیک کشورمان در قالب پیام های رئیس جمهوری و حضور وزیر امورخارجه در عربستان مطلوب و قابل بوده است و البته ارسال پیام شخصیتی چون آیت الله هاشمی با بکارگیری واژگان خاصی چون کشور دوست می تواند به تلطیف منازعات میان دو کشور کمک شایان توجهی کند.
اما در این میان واکنش هایی که از سوی برخی کاربران شبکه های اجتماعی به منصه ظهور رسیده در نوع خود عجیب و قابل تامل است و می تواند دستمایه آسیب های تازه به روابط ایران و عربستان را که خود با مخاطرات فراوانی روبروست فراهم کرده و آن را تعمیق و بسط دهد.
درست است که روابط ایران و عربستان به تیرگی گرائیده و در طول چند سال گذشته و بالاخص چندماه اخیر عربستانی ها مواضع بسیار خصمانه ای علیه ایران اتخاذ کرده اند اما با وجود همه این وارد مرگ یک انسان نمی تواند و نباید در میان منازعات دستمایه واکنش های ناپخته شود و عکس العمل هایی به منصه ظهور برسد که با اخلاق مسلمانی و منافع ملی ما در تناقض باشد.
درج پیام های آنچنانی و ابراز خوشحالی در این زمینه و یا پخش شیرینی به مناسبت مرگ یک انسان ولو مخالف توجیه اخلاقی و شرعی ندارد و هیچ عقل سلیمی آن را نمی پذیرد. سیاست های اصولی تبیینی از سوی مقام معظم رهبری و ریاست جمهوری مبنی بر وحدت میان مسلمانان و اولویت روابط منطقه ای و همکاری دوستانه با کشورهای همسایه به رغم تمام کارشکنی های طرف مقابل به عنوان یک سرمشق مناسب در برابر همه کنش گران حوزه های مختلف و مردم عادی است و در این میان بدیهیست که رفتارهای احساسی و بر خلاف شئونات که بر حجم انشقاق ها می افزاید در نقطه مقابل این سیاست ها و مواضع بوده و بر خلاف مصالح ملی و منطقه ای و اهداف عالیه امت اسلامی است.
دردمندی و دغدغه مندی نسبت به اقدامات خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران یک خصلت و ویژگی مثبت و قابل تقدیر است اما نباید با غلبه احساسات بر عقلانیت، اقداماتی جامه عمل بپوشد که در نهایت در مسیر معکوس عمل کرده و منافع عمومی را در خطر قرار دهد. بی شک می توان با هوشمندی و متانت و اقدامات سنجیده به نحوی عمل کرد که منافع ملی نیز در مرتبه ای والا و بالا قرار گرفته و از هر نظر تامین گردد.