من پیامبر مهربانی را دوست دارم
به گزارش خبرگزاری برنا آرمان نوشت: كسی نمیتواند زشتی كاری را كه نشریه هتاك فرانسوی در اهانت به حضرت رسول (ص) مرتكب شده است، توجیه كند.
آزادی بیان آن نیست كه انسان به مقدسات یك ونیم میلیارد مسلمان، بیمحابا توهین كند و آن را بیشرمانه روال كار خود سازد. در مواجه با این توهین كه در شمارگان میلیونی انتشار یافت، مسلمانان هركدام به سلیقه خود به مصاف آن رفتند.
در شبكههای اجتماعی، نام پیامبر مهربانی میلیونها بار تكرار شد و هنرمندان با هنر خود، نام مقدس پیامبر را بر رسانههای بیشمار نشاندند. اما آنچه گفتنی است، ما به رفتار خودمان از طریق کمتوجهی به آموزههای آن پیامبر عظیمالشأن روا میداریم، عنایتی نداریم. پیامبری كه ما را به صدق و راستی و درستی دعوت میكند و جامعه انسانی آكنده از دروغ و ناراستی است. راحت دروغ میگوییم.
بیهیچ واهمهای تهمت میزنیم. غیبت میكنیم. با همدیگر مهربان نیستیم. نمیخواهم با این حرفها، اقدام آن نشریه هتاك را توجیه كنم؛ هیچ توجیهی برای آن توهینهای موهن وجود ندارد، اما در كنار اعتراض به آن توهین، باید جامعه را با مضرات دوری از آموزههای پیامبر آگاه كنیم. شاهکلید موفقیت پیامبر بزرگوار اسلام در جامعه جاهلی آن زمان، رحمت و محبت بود.
پیامبر(ص) جلوه رحمت خدا بود و با همین رحمت، توانست سرسختترین دشمنان خود را تغییر دهد. پیامبر مکه را با جنگ فتح نکرد، بلکه مکه با رحمت فتح شد.
پیامبر پس از فتح مکه اعلام عفو عمومی کرد و دشمنان خود را بخشید. خداوند به روشنی خطاب به پیامبر فرموده است: «به سبب رحمتی از جانب خدا، تو با مردم ملایم و نرمخو شدی؛ اگر تندخو، سختدل و خشن بودی، قطعاً از گرد تو پراکنده میشدند.»
پیامبر در زندگی خود، با اینکه بنیانگذار دین بود، اما هیچ مرز الهی را زیر پا نگذاشت و بیش از همه پایبند بود. وقتی انسانی به مردم میگوید حریم نگه دارید، اگر خود بیش از دیگران رعایت کرد، شما شیفته او میشوید، ولی وقتی سخنان زیبا گفته شود، ولی خود آنهایی که میگویند، رعایت نکنند، بلکه بیش از همه زیر پا بگذارند، دینگریزی پیدا میشود. پیامبر(ص) هرگز به کسی بد نگفت و دشنام نداد.
به شدت مراقب بود که مبادا انسانی را بیازارد. گاهی بعضیها پیامبر را آزردند، ولی پیامبر برآنها خشم نورزید. پیامبر هرگز از اطرافیان خود عیبجویی نمیکرد و لغزشهای آنان را به رویشان نمیآورد. رفتاری که پیامبر را میآزرد، دروغ بود. وقتی کسی از نزدیکان پیامبر دروغی میگفت، پیامبر واكنشی نشان میداد که او توبه کند. پیامبر(ص) هیچگاه برای پیشبرد کارهای خود در هیچ حوزهای، وسیله نادرست و ناپاک به کار نگرفت. در سختترین شرایط، هیچ وقت به وسیله نادرست متوسل نشد.
پیامبر به تمام معنا ساده زیست و هرگز از سادهزیستی دور نشد. این سادهزیستی در همه امور پیامبر از جمله پوشش، خوراک، رفت و آمد، نشست و برخاست و تعاملاش با دیگران وجود داشت. وقتی که از مسجد بیرون میآمد، گاهی اصحاب میخواستند دنبال ایشان راه بیفتند، اما پیامبر(ص) اجازه نمیداد و کسی حق نداشت دنبال ایشان راه بیفتد. پیامبر(ص) هرگز افراط و تفریط نکرد و معتدل بود و تلاش میکرد که مسلمانان معتدل شوند. کسانی که سیره پیامبر را نقل كردهاند و نیز ائمه اطهار(ع) گفتهاند که پیامبر، معتدلالامر بود.
همچنین پیامبر یک انسان آزاده به تمام معنا بود. انسانی که آزاده میشود، از غل و زنجیرها آزاد میشود و این در رفتار و روابط او نمود پیدا میکند. انسان آزاده، کینه کسی را در سینه ندارد و پیامبر،کینه هیچکس، حتی ابوسفیان را نداشت؛ تا جایی که نه فقط در فتح مکه، خانه ابوسفیان را خانه امن اعلام کرد. آنقدر دل پیامبر بیکینه بود که قاتل حمزه سیدالشهدا را بخشید. آنقدر این دل بیکینه بود که وقتی بعد از غزوه اُحُد، از پیامبر خواستند که مشرکان را نفرین کند تا عذاب نازل شود، پیامبر برای آنها طلبمغفرت کرد.
پیامبر(ص) به شدت منضبط بود. ساعات زندگی معین و اوقاتشان تقسیم شده بود و همه میدانستند و میتوانستند خود را با آن تنظیم کنند. خلاصه كلام اینكه ظلمی بزرگتر از این نیست كه نام مسلمان بر خود نهیم و آنگونه كه شایسته است، عامل به سیره و اخلاق پیامبر نباشیم.