ارزش گذشت در چیست؟
ما خدا را گم میکنیم...در حالی که او در کنار نفسهای ما جریان دارد. خدا اغلب در شادیهای ما سهیم نیست، تا به حال چند بار از خوشیهایت را آرام به او گفتهای؟! تا به حال چند بار به او گفتهای که همه چیز خوب است؟! خدا همراه همیشگی سختیها و خستگیهای ماست، زمانی که خسته و درمانده به طرفش میرویم، تنها زمانی که به خواستهی خود برسیم، او ما را دیده و حس کرده، اما... گاهی بیپاسخ گذاشتن برخی از خواستههای ما نشانگر لطف بیاندازه او به ماست.
هر کسی به طور طبیعی دچار خطا و اشتباهی میشود؛ چرا که عصمت تنها از آن شمار اندکی از انسانهای وارسته است و دستیابی به آن برای دیگران در یک فرآیند پیچیده و سختی امکان پذیر است. بنابراین همه ما به نوعی عفو و گذشت را تجربه کردهایم، این بدان معناست که همه ما به نوعی تجربه تلخ خطا و اشتباه و تنبیهات و مجازاتهای آن را داشته و به همان اندازه طعم شیرین عفو و گذشت را همانند مزه کودکی در خاطرهها داریم. در هنگام خطاها و اشتباهات همان اندازه که از خود شرمگین هستیم، از دیگران امید عفو و گذشت را داریم.
از این رو همواره از عفو به عنوان یک ارزش انسانی سخن میگوییم و اوج آن را زمانی میدانیم که گناهی بزرگ را مرتکب شده باشیم. در آن زمان است که عفو و گذشت به عنوان یک فضیلت خود را نشان میدهد؛ چرا که در این موارد است که گذشت دشوار میشود و احسان و نیکوکاری واقعی، رخ مینماید و مدعیان فضیلت عفو، از اهل احسان شناخته میشوند.
اوج این احسان را هم میتوان زمانی تجربه کرد که گناه بزرگ را انسانی خرد و ناتوان در حق انسانی بزرگ و قدرتمند مرتکب شده باشد. اینجاست که سلامت شخص و کمال شخصیت هر کسی معلوم میشود، چرا که گذشت در اوج قدرت در حق ناتوانترین، بسیار سختتر و دشوارتر است. از این رو عفو دولتمردان نسبت به خطا و اشتباه مردم همواره به عنوان یک تجربه نادر دانسته شده است؛ چرا که بیشتر این دولتمردان که در اوج قدرت هستند، جز به انتقام و مجازات رضایت نمیدهند و عفو و گذشت را حتی برای خود نشانه ناتوانی، خواری و ضعف میشمارند.
شاید کمتر برای ما اتفاق افتاده باشد که در پای چوبه دار، قاتل پدر و مادر، یا قاتل فرزند و برادر خود را بخشیده و از خون وی در گذشته باشیم. در چنین زمانی که خون خشم، دیدگان را فرا گرفته و قلب در اوج غیظ و ناراحتی است و جز به انتقام آرام نمیگیرد، شاید سخن گفتن از عفو و گذشت آسان باشد، ولی عمل بدان چنان سخت و دشوار است که بسیاری آن را ناشدنی میدانند.
از این رو برخی از دادگاهها اجازه میدهند تا زمان محاکمه، مدتی طولانی شود و آثار کهنگی بر چهره قتل و واقعه بنشیند تا امکان درخواست عفو و گذشت شدنی باشد؛ چرا که نمیتوان در اوج خشم و انتقام سخن از عفو بر زبان راند چه رسد که پذیرش عذر و پوزش را شدنی دانست. البته از نظر قرآن، عفو و گذشت از سوی اولیای دم، بویژه در حال قدرت بر انتقام از قاتل و دسترسی به انجام قصاص، امری ارزشمند دانسته شده است؛ (بقره، آیه ۱۷۸) چرا که عفو در چنین حالتی یکی از کارهای بسیار پسندیده و معروفی است که تنها از اهل رحمت برمیآید.(همان) با آن که از نظر قرآن در حوزه مباحث و مسایل حقوقی، مقابله به مثل و قصاص به عنوان یک حق اثبات شده، ولی از آن جایی که روابط اجتماعی و انسانی را تنها حوزه حقوق و قوانین عقلانی، تعیین نمیکنند، بلکه مهمترین معیار در زندگی اجتماعی و تعاملات و روابط اجتماعی، احسان و عواطف انسانی است، از این رو قرآن به عفو و گذشت به عنوان یک معیار اخلاقی نه حقوقی تاکید میورزد و بر ارزشمندی آن پا میفشارد.
به سخن دیگر، جامعه انسانی هر چند که با قوانین عقلانی و حقوق میتواند قوام یابد و پایدار بماند، ولی هرگز نمیتواند جامعه کامل انسانی را ایجاد نماید و لذا قرآن هر چند بر حقوق به عنوان مبنای جامعه تاکید میکند، ولی بر احسان به عنوان مبنای کمال جامعه انسانی تاکید بیشتری مینماید.
شاید خوانده یا شنیدهاید که مسایلی چون حقوق متقابل ملت و دولت، همسران و جوامع بارها مورد تاکید قرار گرفته و حتی رساله حقوق امام سجاد(ع) مجموعه کاملی از آن را شمارش و تبیین کرده است؛ ولی در همان فرهنگ قرآنی و اسلامی، مجموعهای از قوانین نیز تبیین شده که از آن به اخلاق یاد شده است؛ چرا که آن چه خانواده را به عنوان نمونه به کمال میرساند، حقوق متقابل همسران نیست، بلکه عفو و احسان و ایثار و گذشتی است که ریشه در عواطف انسانی و مهر و محبت همسران دارد و ما از آنها به اخلاق و آداب همسری یاد میکنیم.
یادداشت از محسن عباسیفرد