معضل اتحاد اصولگرایی؛پایداری لقمه هضم نشدنی

اجماع و اتحاد یا انشقاق و افتراق، برگ برنده بهارستان به نام چه جریانی است؟

|
۱۳۹۳/۱۱/۱۴
|
۱۲:۴۸:۵۳
| کد خبر: ۲۵۷۲۶۱
اجماع و اتحاد یا انشقاق و افتراق، برگ برنده بهارستان به نام چه جریانی است؟
بعید به نظر می رسد که علی لاریجانی یا چهره های شاخص اصولگرایی بتوانند یا شایسته بدانند که با گروهی چون جبهه پایداری به ائتلاف بیاندیشند
گروه سیاسی خبرگزاری برنا: مرور صورت بندی های انتخاباتی طی یک دهه گذشته نشان می دهد که جناح راست یا محافظه کاران در طول دو دهه ابتدایی انقلاب که بعد ترها نام اصولگرایی را برای خود انتخاب کردند، هیچ گاه نتوانسته اند علیرغم شعارهای پر طمطراق و دهان پر کردن مبنی بر وحدت و اجماع به این گزاره رهنمون شده و خروجی مطلوبی در این زمینه رقم بزنند. از طرف دیگر اصلاح طلبان نیز که در سال 84 با انشقاق و افتراقی که در اردوگاه انتخاباتی آنان رقم خورد، صحنه را به رقیب واگذاشته و قوه مجریه را از کف رفته دیدند، در سال 92 توانستند با یک اتحاد و اجماع تاریخی بر خلاف تمامی پیش بینی های قبلی و محدودیت های موجود، کاندیدای مورد حمایت خود را به ساختمان پاستور رهنمون کنند.

با این وصف مشخص و واضح است که اجماع و اتحاد در دو اردوگاه اصلی سیاسی کشور گزینه بسیار تعیین کننده ای برای تفوق و برتری طرفین در رقابت های انتخاباتی است و از همین حیث از مدت ها پیش نحله های مختلف این اردوگاه های سیاسی در پی سامان دهی تشکیلاتی و انسجام بخشی در جبهه خود رفته اند تا با پشتوانه ای محکم به رقابت با حریف سیاسی در آوردگاه انتخاباتی حساس مجلس دهم بپردازند.

اصولگرایان که ساز و کارهای سنتی و هرمی را به طور معمول در رفتارورزی های سیاسی خود بها داده و ارجح می نهند. با شعار وحدت حول و حوش بزرگان و ریش سفیدان فعالیت های پیشا انتخاباتی را کلید می زنند. در اواسط دهه 80 این وظیفه خطیر بر عهده حجت الاسلام ناطق نوری گذاشته شد اما در نهایت شیخ نور توفیقی در این زمینه نیافت و نتوانست لگام تندروی ها را کشیده و اصولگرایان را منسجم سازد سپس نوبت به آیت الله مهدوی کنی رسید که در مقام ریش سفید اصولگرایان و مورد وثوق جامعتین نقطه کانونی اجماع شود اما بازهم در انتخابات مجلس نهم اصولگرایان در حالی که در فقدان حضور رقیب جدی فضای مطلوبی برای عرض اندام و ترکتازی داشتند، به جای اجماع و اتحاد به سمت انشقاق و افتراق رهنمون شده و ظهور جبهه پایداری که دیگر اصولگرایان را در قالب ساکت فتنه و ... رد و طرد می کردند، باعث انشقاقی نمایان در این اردوگاه سیاسی شد که اثرات و تبعات آن نیز تا کنون باقی است. نمونه آنکه دو همایشی که با ویترین وحدت اصولگرایان برگزار شده هیچ گاه نتوانسته تمامی اضلاع و چهره های شاخص این جریان را گردهم آورد. البته هنوز هم جمعی از اصولگرایان به دنبال وحدت در این اردوگاه سیاسی هستند.

نکته کلیدی که وحدت تمام عیار در اردوگاه اصولگرایی را بسیار دور از ذهن قرار می دهد تکروی و عدم انعطاف طیفی است که با عنوان جبهه پایداری به فعالیت می پردازد و زعیم معنوی آن آیت الله مصباح یزدی است که به نظر نمی رسد بتواند جامعیتی که ناطق نوری در ابتدای دهه 80 و مهدوی کنی پس از آن داشت را در میان اصولگرایان تکرار کند. تعارضات پردامنه در طول چند سال اخیر میان این طیف با افرادی چون علی لاریجانی که بیش تر سعی کرده با رویکردهای اعتدالی به صحنه سیاسی بنگرد و عدم همپوشانی میان این طیف با افرادی چون ولایتی و قالیباف کار را برای وحدت اصولگرایان بسیار سخت کرده است.

البته این روزها محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس که در ماجرای پرداخت های مالی محمدرضا رحیمی به نمایندگان دوره هشتم مجلس، اسم اش به میان آمده و دبیرکلی جبهه پیروان خط امام و رهبری را نیز عهده دار است، طی چند مرحله از لزوم اتحاد با جبهه پایداری در انتخابات آتی مجلس گفته است و تاکید کرده که باید در مقابل رقیب اصلاح طلب با حداکثر اجماع و اتحاد به میدان آمد.

نگاه باهنر به ماجرای اجماع اصولگرایان برآمده از خط کشی های دیرین و سنتی معطوف به دهه های پیشین است که جناح راست را بدون نگاه به تفاوت سلایق و رویکردها یک کاسه کرده و طیف چپ را فارغ از همپوشانی در برخی رویکردها و نگرش ها در مقابل خود می داند. این در حالی است که به عنوان مثال از نظر نگرش ها به مقولات مختلف شاید همپوشانی میان دیدگاه های لاریجانی با اصلاح طلبان بسیار بیش تر از پایداری و اذناب باشد و به نظر هم می رسد که اصولگرایان معتدل تر بر خلاف نظر باهنر تمایل به ائتلاف با اصلاح طلبان داشته باشند تا طیفی همانند جبهه پایداری که نظرات و نگرش های تندش تنها در قشر خاصی از مردم مورد استقبال و پذیرش است. شاید بتوان این تفاوت نگرش ها را آغازی بر جبهه بندی های تازه در اردوگاه اصولگرایی فرض کرد آنجایی که لاریجانی معتدل تر نگاه فرا تشکیلاتی دارد و باهنر به سمت انسجام درون اردوگاهی اصولگرایان حرکت می کند.



هر چه هست بعید به نظر می رسد که علی لاریجانی و طیف همسو با وی در میان اصولگرایان یا دکتر ولایتی بتوانند و شایسته بدانند که با گروهی چون جبهه پایداری به ائتلاف بنشینند. از طرف دیگر جمعیت رهپویان و ایثارگران تمایل بیشتری از خود برای نزدیکی به پایداری نشان داده اند و در میان نقش آفرینی چهره هایی چون قالیباف و محسن رضایی هم حائز اهمیت است و آنان نیز مواضع و رویکردهای مختص به خود را دارند و البته هر از گاهی رفتارهای آنان با یکی از این دو طیف پیش گفته همپوشانی داشته است و باید دید در آینده چه رفتار سیاسی از آنان به نمایش درخواهد آمد.

در آنسو نیز در اردوگاه اصلاح طلبی نیز فعالیت ها رنگ و شکل جدی تری به خود گرفته است، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات عهده دار هماهنگی و همسویی میان اصلاح طلبان شده و کار را به پیش می برد. در اردوگاه اصلاح طلبی یک مزیت جدی و متمایز کننده با وضعیت طرف مقابل وجود دارد که می تواند برگ برنده اصلاح طلبان در معادلات پیش رو باشد. در اردوگاه اصلاح طلبی فصل الخطاب مورد پذیرش همه طرفین سید محمد خاتمی است و همگان بر نقش محوری و بدون حرف و حدیث وی اذعان و اعتراف دارند و این نکته اصلاح طلبان را در ماجرای اجماع از طرف مقابل جلو می اندازد.
البته ظهور احزاب جدید با رویکردهای خاص در میان اصلاح طلبان یک معضل در برابر این جریان است و می تواند به اختلاف آرا در این جریان کمک کند. از طرف دیگر طیف هایی نیز هستند که عنوان اصلاح طلبی را برای خود برگزیده اند ولی نه عقبه اصلاح طلبی دارند و نه جایگاه و پایگاهی در بدنه اصلاح طلبان دارند که البته این اصلاح طلبان بدلی فقط سرو صدا دارند و در عمل به نظر نمی رسد بتوانند حرکتی خاص و قابل توجه در برابر بدنه اصیل اصلاح طلبی ایجاد کنند.

یک نکته کلیدی دیگر که به نظر می رسد برای اصلاح طلبان در انتخابات پیش رو کارکردی مطلوب رقم بزند. پذیرش این اصل است که انتخاب ها را تنها به اصلاح طلبان نام و نشان دار منحصر و محدود نکنند و اگر در میان اصولگرایان نیز طیف های معتدل با رویکردهای عقلانی حضور دارند با آنان به اجماع و اتحاد دست ببرند و بدین سان شانس پیروزی جریان های همسو در انتخابات حساس مجلس را را افزایش دهند.

حال باید دید در یکسال باقی مانده تا انتخابات دو اردوگاه اصلی در سپهر سیاسی در ماجرای اجماع و اتحاد و استراتژی های اتخاذی چگونه عمل کرده و یکی از رقابتی ترین انتخابات چند دهه گذشته که از حساسیت ویژه ای نیز برخوردار است چه سرنوشتی خواهد یافت و آیا زمان توازن و تغییر فرا رسیده و 12 سال حکفرمایی بی چون و چرای اصولگرایان بر مجلس پایان خواهد پذیرفت یا آنان یکبار دیگر خواهند توانست این بار در حضور جدی رقیب، کرسی های پارلمان را از آن خود کنند.
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه