طالقانی یکی از مردان بزرگ تاریخ ایران است
به گزارش خبرنگار پارلمانی برنا غلامعلی حداد عادل رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در همایش نکوداشت یکصدمین سالروز آیت الله طالقانی که در محل سالن همایش های صدا و سیما برگزار شد، گفت: آیت الله سید محمود طالقانی بی شک یکی از مردان بزرگ تاریخ است. که برخاسته از دودمانی نجیب و برخاسته از منطقه ای عالم پرور و دین پرور یعنی طالقان است.
وی افزود: آیت الله طالقانی یک روحانی مجاهد و مبارز و یک مردم روشن بین و روشن نگر و سخت کوش و انقلابی بود.
حداد عادل ادامه داد: در تاریخ انقلاب دو روحانی بودند که از بسیاری جهات سرنوشت شبیه به هم داشتند یکی آیت الله طالقانی و دیگری شهید مطهری که هر دو ده ها سال برای پیروزی انقلاب و ایجاد حکومت اسلامی در کشور تلاش کردند اما تقدیر این بود که هیچ کدام بعدا زپیروزی انقلاب نمانند تا بتوانند افکار خود را در دوران پس از پیروزی انقلاب دنبال کنند.
وی اظهار د اشت: شهید مطهری 80 روز بعداز پیروزی انقلاب و آیت الله طالقانی در حدود 8 ماه بعد از پیروزی انقلاب در گذشتند اما هر دو از این بخت برخوردار بودند که به آرزوی بزرگ خود یعنی مشاهده سرنگونی شاه و انقراض سلطنت در ایران و برقراری حکومت دینی در کشور باشند.
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس اظهار د اشت : خداوند پاداش آیت الله طالقانی و مطهری را با پیروزی انقلاب در این دنیا و پاداش مجاهدت آنها در آن جهان داد. و این ما بودیم که وقت استفاده از آنها را بعد از انقلاب نداشتیم.
وی اظهار داشت: از نظر بنده ارزیابی ما از شخصیت ایشان و شناخت نسبت به ایشان باید در فضای ایران بعد از شهریور 1320 صورت گیرد. شهریور 20 در واقع لحظه تاریخی است که آیت الله طالقانی با دانش دینی و بلوغ فکری و اجتماعی وارد عرصه توفانی می شود که بعد از سقوط رضاخان در ایران پدید آمده لذا هر متفکری بخواهد شخصیت ایشان را بشناسد، باید فضای ایران بعد از سال 1320 را دقیقا بشناسد.
حداد عادل در این راستا اظهارداشت: اوضاع سیاسی و اجتماعی این دوره آشوبناک و به سرعت متحول است و در عین حال مردم تنفس راحتی کشیده اند و پس از 20 سال زندگی در خفقان استبداد رضاخانی هم خوشحالند و هم جویا و پویا و هم جنگل آشفته از افکار و مرام ها مختلف از احزاب های مختلف دید پدید آمده است.
وی گفت: حزب توده در این زمان سازماندهی شده و در این زمان بر پایه الحاد در زمان رضاخان و با بهره مندی ظلم ایجاد شده در آن زمان با شعار عدالت و علمی بودن، میوه چینی و سرباز گیری در میان جوانان دانش آموزان و کارگران و دهقانان دارند.
وی همچنین اظهار داشت: ملی گراها در این زمان سازماندهی شدند و آنها هم وارد عرصه شدند و مذهبی ها که در تمام مدت 20 سال دوران رضاخان و بعد از 1285 که پیروزی مشروطیت بوده، آگاهانه و به میل خود و یا اجبار رضاخانی در حالت انزوا به سر می برند، با تجربه 35 ساله وارد صحنه شدند تازه کار و اما با انگیزه الهی وارد عرصه شدند در چینین شرایطی وضع جوانان تحصیل کرده و دانشگاهی خاص است. و بیشتر آنها نسبت به مذهب خوش بین نیستند. و تحت تاثیر تبلیغات و عوامل چند در جامعه گرایش لازم به مذهب را ندارند
وی گفت: آیت الله طالقانی که برخاسته از حوزه علمیه قم و سنت ها ودانش های آن حوزه را با خود دارد، در تهران حضور و از اندیشه ها و جریان های سیاسی حاکم در تهران که شاخص کل کشور است، آگاه است. و طالقانی تلاش می کند تا اسلام حقیقی را به نسل جوان و به تحصیل کرده های دانشگاهی و دبیرستانی معرفی کند. گویا وظیفه خود را این می د اند که با جهل و خرافات در عرصه معارف دینی مقابله کند.
حداد عادل تصریح کرد: آیت الله طالقانی اساس معرفی اسلام را قرآن و نهج البلاغه قرار می دهد این تاکیدی است که ایشان در همه عمر و در مدت کل تا پس از پیروی انقلاب به تفسیر قرآن داشت، از این جهت بود که معتقد بود اگر جوانان اسلام را از زبان قرآن بشناسند و بفهمند در برابر شبهات بیمه خواهند شد. و آیت الله طالقانی نهج البلاغه را سندی برای اسلام سیاسی ، اجتماعی، قرآنی و اصیل دانست.
حداد عادل اظهار داشت: آیت الله طالقانی با تکیه و تاکید بر قرآن و نهج البلاغه در برابر ابرهای پرتراکم و تاریک که خصوصا در آن زمان از جانب مارکسیست ها فضای فکری را گرفته بود، مقابله می کرد.
نماینده مجلس اظهار د اشت: ما در شخصیت آیت الله طالقانی تلاش علمی و عملی برای اثبات دین و سیاست می بینیم و ایشان با زندگی و فکر خود اثبات کرد دین از سیاست جدا نیست و این نقطه مقابل سکولاریسم و جدایی دین از سیاست بود که بستر همه جریان های سیاسی و فکری غرب گرا بود.
وی آیت الله طالقانی را یک روحانی سیاسی پیشتاز دانست و اظهار داشت: اهتمامی که ایشان به ترویج کتاب "تنبه الامه" داشت دقیقا بین وجه نظر او در معارفه اسلام به عنوان یک مکتب سیاسی بود. عملا در فعالیت ها و مبارزات اسلامی در برابر رژیم شاه شرکت داشت که همکاری ایشان با نواب صفوی گواه این مدعاست. به همین دلیل به سرنوشت امت اسلامی توجه داشت و به آنچه در فلسطین پیش آمد حساس بود و از ایران برای شرکت در کنفرانس فلسطین شرکت کرد. و با افکار علمای دین و مبارزات فلسطین و اندیشه های متفکران مصری آشنا شد به همین دلیل حوزه تفکر ایشان محدود به مرزهای جغرافیایی ایران نبود.
حداد عادل همچنین ادامه داد: آیت الله طالقانی در مقابله با مارکسیست که می خواست اندیشه های اقتصادی اسلام را زیر سوال ببرد و اتهام وارد کند، مقابله کرد و این شبهه و اتهام را از دامن اسلام پاک کرد.
رییس کمیسیون مجلس تصریح کرد: طالقانی در مبارزه هم با استبداد داخلی مخالف بود و هم با استعمار خارجی همچنین در مبارزات ملی شدن صنعت نفت فعالیت داشت و پس از کودتال 28 مرداد در قوام بخشیدن به نهضت ملی ایران نقش موثری داشت.
وی خاطرنشان کرد: آیت الله طالقانی چند سال بعد همراه با بازرگان و سحابی نهضت آزادی ایران را تاسیس کرد. هدف این بود که جریانات مذهبی بر عرصه سیاست بتوانند در تشکل مستقلی از جبهه ملی که فکر سکولار داشت، فاصله بگیرند و حضور آیت الله طالقانی به عنوان یک روحانی ضامن اعتبار دین و اندیشه بود و سبب شد عده ای از این جوانان که گرایش اسلامی داشتند، گرد ایشان جمع شوند.
حداد عادل تاکید کرد: آیت الله طالقانی با مجموع این اوصاف سال ها در تهران مرجع تحصیل کرده های متدین بود و مسجد هدایت، پایگاهی برای امثال شهید رجایی بود که گرد شمع این شمع یعنی آیت الله طالقانی جمع می شوند و در این فکر مقدس و صحیح، ارتباط حوزه و دانشگاه، آیت الله طالقانی پیش قدم بود و عملا با درس خواندن در قم و نسبتش با خاندان روحانی و حوزوی در تهران عملا ارتباط حوزه و دانشگاه را برقرار کرد و تحصیل کرده ها را به مسجد هدایت کشاند.
وی مجموع این خصوصیات و تاسیس نهضت آزادی را سبب تشدید حساسیت رژیم شاه نسبت به ایشان دانست و گفت: زندانی شدن های پیاپی ایشان در دهه 40 شروع و تا سال 57 ادامه پیدا کرد و از سال 41 نهضت امام راحل با فراگیری و قوت و صراحت و برخاسته از جایگاه مرجعیت آغاز شد و این برخاسته از اندیشه های آیت الله طالقانی شد و فضای بسیار مناسب تری برای آیت الله طالقانی در تعقیب اندیشه های خود پدید آمد.
وی اظهار داشت: در سال 57 آیت الله طالقانی آزاد و بلافاصله در شورای انقلاب فعال و نقش موثری در انقلاب داشت و با حضور در تهران به سبب اینکه با ملی گراها و مجاهدین خلق که منافقین نامیده شدند آشنایی داشت اینها اطراف ایشان جمع بودند و از هفته ها و ماه ها قبل از پیروزی به دلایل گوناگون منزل ایشان محل رفت و آمدهای جریان های مختلف سیاسی بود. بعضی با حسن نیت و برخی برای اینکه از ارتباط ایشان استفاده کنند در منزل ایشان حاضر می شدند تا نهضت امام را به سمت و سوی دیگری بکشانند که این نیت گروه ها بود و نیت آیت الله طالقانی به دلیل بزرگی و پاکی وی بیشتر از آن بود که امام را نشناسند و شجاعت آیت الله طالقانی بیشتر از آن بود که شجاعت و ایمان امام را درک نکنند، بنابراین شجاعت، ایمان و بزرگی آیت الله طالقانی باعث شد ایشان تا آخرین لحظه حیات، امام را همراهی کند.
حداد عادل با بیان اینکه نماز جمعه تهران به امامت ایشان شکل گرفت گفت: آیت الله طالقانی در آخرین خطبه خود اشاره کرد که این گروه ها می خواستند مرا هم منحرف کنند و فرمودند اگر این انقلاب مورد حمله قرار گیرد خودم پشت تانک می نشینم و مبارزه می کنم.
وی در همین راستا افزود: آیت الله طالقانی وفاداری خود را به انقلاب و همراهی با امام و اطاعت از امام اعلام کرد و امام به دلیل احترامی که برای ایشان داشتند، در روزهای پس از درگذشت آیت الله طالقانی ضمن سخنانی اظهار داشتند عده ای می خواستند با توسل به نام آیت الله طالقانی انقلاب را به مسیر دیگر بکشانند. اما این مردم وقتی در سر مراسم دفن آیت الله طالقانی حاضرند چگونه با تأسف و فریاد شعار می دهند این سید ما سرور ما جای تو خالی این نایب پیغمبر ما جای تو خالی، مردم احترامی که به طالقانی دارند از جهت این است که ایشان را نایب پیغمبر می دانند و احترام به روحانیون دارند و امام با تاکید بر روی این جملات به مردم هشدار دادند برخی گروه ها این خیالات را در سر داشتند.
وی در ادامه سخنانش با بیان اینکه امروز جهان اسلام بیدار شده است، گفت: ما امروز شاهد بیداری اسلام در سراسر جهان اسلام هستیم و جای آیت الله طالقانی و امام راحل و تمام کسانی که برای این انقلاب تلاش کرده اند خالی است که ببینند به برکت زحمات آنان و فداکاری و ایثارگری رزمندگان این انقلاب دوام پیدا کرده و از مرزهای ایران فراتر رفته و برهانی برای خیزش های سایر ملت ها شده است.
وی در خاتمه با بیان خاطره ای از آیت الله طالقانی گفت: چند ماه بعد از پیروزی انقلاب هنگامی که پای تلویزیون نشسته بودم و سخنرانی آیت الله طالقانی را گوش می دادم که فرمودند دلم می خواهد شاه ما در مصر مدفون شود و در این هنگام شاه آواره پاناما و کشورهای مختلف بود و کسی خبر نداشت که شاه کی می خواهد بمیرد و در چه جایی، اما خدا آرزوی ایشان را برآورده کرد و تقدیر این بود که در ردیف فرعون های مصر از شاه یاد شود.